با درودی بی کران برآن ناجی قهرمان حضرت دامبول علیه السلام ( دامب )
بار دیگر سئوالی بر من عارض گشت که هر چه بیشتر در آن تفکر نمودم،کمتر جوابی به آن دست یازیدم!
کوته سخن آنکه : جناب دامبول خان ، در روایات و احادیث بیشماری که از اولین روز ماه محرم سنه اول هجری قمری تا امروز که هزار و چهارصد و اندی سال گذشته ،به ما گفته اند اگر بروی بهشت ،حوریان بهشتی در جوارت هستند الی تا ابد ،آن هم به هر تعداد و کیفیت!
اما این سئوال برایم باقی است، پس نسوان محترمه که میروند بهشت ،با چه کسانی محشور میشوند؟!
سئوال دوم : تکلیف هموسکسوالها چیست؟!
————————-
ای جالینوس، پیامت را به مولایم نقی ارواحنا له الفداء رساندم و امام نقی پس از دیدن این پرسش تو فرمودند:” اللهم اجعل الجالینوس من شیعتی و ادخله بالجنه بدون سوال و جواب و حشره مع الحورالعین و الحسن والحسین، و حشره مع الغلمان و الامام الزمان، و حشره مع اهل البیت، و اجعله فی قصرالزجاج فی مرکز الجنه مع آلاف الحور و الغلمان و الشلمان، آمین با رب العالمین”
ای عزیز، درود خدا بر تو باد که در این سرزمین مرد سالار به فکر سرنوشت و آخرت زنان مومن یا همان مومنات و مسلمات هستی. خداوند تو را برای نسوان ایران و هم جنس بازان نگاه دارد.
و اما جواب :
از آن جا که کافران و آنان که به ما اهل بیت عصمت شک دارند، د ر پاسخ ما اما و اگر خواهند آورد ، فلذا تلاش کردم از آیات قرآن برایت پاسخ بیاورم تا مشت محکمی باشد بر دهان یاوه گویان علوی و عباسی و این جوجه بسیجی هایی که هنوزنه تنها یک بار قرآن را نخوانده اند بلکه کتاب اول را هم نخوانده اند، و جلوی ما هم که سلاله ی پاک نبوت هستیم می ایستند و اگر ما علم الغیب نمی دانستیم و طی الارض نمی کردیم، تا به حال صد بار در کهریزک کونمان گذاشته بودند.
داستان از این قرار است که در بهشت برای درست کاران باغ هایی است که در آن باغ ها درخت هایی است و در زیر آن درخت ها جوب هایی است و در جوب ها انواع و اقسام نوشیدنی ها از شیر و عسل و شراب و آب جو و وودکا ابسولوت و تکیلا و ویسکی، و در میان باغ ها نیز قصرهایی است چند طبقه و درایوان قصر ها نیز تخت هایی است و تخت ها نیز بالش هایی دارند از پر قو.
و اما روی تخت ها حوری هایی هستند درنهایت زیبایی، با باسن هایی تراشیده ، که باسنشان به باسن جنیفر لوپز ماند و لبانی به سرخی خون که لبانشان به لبان آنجلینا جولی ماند، و سینه هایی در شباهت به سینه های پاملا اندرسون و فرجی مانند فرج بریتنی اسپیرز. و این حوریان با بشر متفاوتند از آن بابت که هیچ وقت چروکیده نمی شوند و هیچ وقت از فرم نمی افتند و هر بار ترتیبشان را می دهی به اذن پروردگار پرده شان دوباره دوخته می شود. و در آن ایاتی است برای مومنین. پس همان گونه که در آیات هم آمده است خداوند به کمر و پشت مومنان چنان قدرتی می بخشد که می توانند در روز صدها بار وطی کنند آن هم با زنانی که هر بار باکره می شوند. و تو خوب می دانی که ترتیب باکره را دادن بسیار سخت تر است و ذکری می خواهد پولادین که حتی آهنی اش هم به درد نمی خورد که از قدیم گفته اند: نرود میخ آهنی در سنگ

همین طوری که در آیات هم می بینید این دوشیزگان ترگل ورگل و قد بلند برای یارانی هستند که راست هستند و در اصل همیشه راست کرده اند. و این نیز از آیات الهی است.
و اما این که این دوشیزگان و حوریان از کجا می آیند؟ خداوند در قرآن گفته است که وقتی بهشتیان نعمت های بهشتی را می بینند می گویند ما در زندگی دنیا نیز همین ها را داشتیم و بنابر این این دوشیزگان همان زنان مسلمان هستند. از طرف دیگر از عدالت خداوند به دور است که به مردان اسباب حال کردن بدهد و زنان را فراموش کند، پس این گونه است که وقتی به بهشت وارد می شوند یهویی به قدرت پروردگار جوان می شوند و هیکلشان یه چیزی تو مایه های بریتنی اسپیرز می شود و باکره می شوند وتازه بعد از هرجماع زنان هی فرت و فرت باکره می شوند و کمر و ذکر همسرانشان از فولاد می شود. و اما در باب جزییات این داستان باید با استفاده از آیات قرآن روزی از روزهای مومنین و مومنات را برایت به تصویر کشم تا به یقین برسی و بدانی چه می گویم:
صبح است و مومنین و مومنات از خواب پا می شوند، بلند می شوند و می روند لب جوی شیرو عسل می نشینند و برای صبحانه شیرعسل می خورند. بعد از صبحانه هم یک چند تایی موز تناول می کنند و خودت بهتر می دانی که وقتی مومنین عسل و موز بخورند به یک باره منارجنبانشان به حرکت می افتد و همین طور که در قرآن آمده است خداوند دوباره به آنها قوت می دهد، پس سریع خود را به قصر می رسانند و یکی از این مومنات را می گیرند و به وطی مشغول می شوند. و تو چه می دانی که آن وطی چیست؟ در آن آیاتی است برای اهل معرفت.
عسل خورده و موز روی عسل خورده، تقویت شده توسط خداوند و رسیده به مومنه ای که دیشب هم ترتیبش را داده ای و دوباره باکره شده است. حالا نکن کی بکن و این چنین است که تا ظهر همین طور تلمبه می زنند. و دلیل این هم که در بهشت سخن لغو بر زبان رانده نمی شود همین است چون همه مشغول تلمبه زدن هستند و کسی فرصت دری وری گویی پیدا نمی کند.
القصه، ظهر می شود و مومنین می روند روی بالش های پر قو یک چرتی می زنند و مومنات هم می روند تا ملائک پرده هاشان را بدوزند و تجدید آرایش کنند.
مومنان از خواب نیم روزی بیدار می شوند آن هم چه بیدار شدنی!! فکرش رو بکن؟
خوابیده باشی که یک مرتبه بیدار شوی ببینی یک پسر تپل مپل سفید بلوری چشم درشت دارد وسط پایت را می مالد وبرای نهار برایت گوشت پرنده آورده است با یک سینی میوه و جام های شراب. غذا را همان طوری که دارد وسط پایت را می مالند برایت سرو می کنند و همین جوری مثل پروانه دورت می گردند و یکی لقمه در دهانت می گزارد و دیگری برایت شراب می ریزد و آن دگر دارد وسط پایت را مالش می دهد. خداییش خودم هم که دارم این ها را می گویم دارم کم کم حالی به حالی می شود. استغفرالله ربی من نعوذی
اما این پسران زیبا روی که از آن ها در قرآن به غلمان یاد شده است کسانی نیستند جز همین بر و بچه های بسیج مساجد و مدارس که ابروانی پر پشت دارند و کمی ته ریش و از ترس این که نکند یک وقت در دنیا برادران مومن به آن ها گیر بدهند مجبورند از باسن خود همیشه حفاظت کنند و پیراهنشان را روی آن می اندازند تا هم راه تعرض به آن گرفته شود و هم این که نماز و روزه ی برادران مسلمان خود را باطل نکنند. اما در بهشت که دیگر جای هیچ حزن و اندوهی نیست این تپل مپلی ها بر گرد مومونین می گردند و آن ها را به حظ عظیم می رسانند.

و البته هم جنس بازان هم می توانند اگر شیعه هستند و دلشان خواست (بسته به این که فاعل باشند یا مفعول) تبدیل به همین غلمان ها بشوند که البته در آن هم لذتی است بس عظیم اما اولویت با برادران بسیج است. همان طوری که در قرآن هم گفته شده این بچه های هم جنس باز یا به قول شما هموسکسوال، در بهشت وقتی با هم صحبت می کنند می گویند ما در میان خانواده ی خود بر روی زمین بیمناک بودیم و از این که خانواده مان بفهمند هم جنس بازیم وحشت داشتیم اما این جا توی بهشت همش حال و حوله و خداوند به ما مقام غلمان داد و هر بار که می خاریم این برادران مومن حسابی از خجالتمان در می آیند و البته گهگاهی هم این مسلمات و مومنات یک گیری به ما می دهند که آن وقت ما از خجالتشان در می آییم.

خلاصه این که نهارت را می خوری و یکی هم که یک ساعتی وسط پایت را مالیده و بعدش هم از شراب طهور بهشتی می زنی و روی شراب هم باز می توانی دسری چیزی بزنی و این بار دوباره یا به یکی از همین بچه های بسیج (غلمان بهشتی) گیر بدهی یا این که بروی یک زن مومنه ی دیگر را گیر بیاوری و باز روز از نو روزی از نو ، و دوباره تلمبه می زنی و تلمبه می زنی تا حوصله ات سر برود. البته می توانی با همان غلمان ها و حوری ها و ملائک یک گنگ بنگ حسابی راه بیندازی که همان طور که پیشتر نیز گفته بودم محشر کبرایی می شود که نگو.
بدان که در بهشت هیچ گاه نقصی و کمبودی وجود ندارد پس مومنات بلافاصله که بکارت از دست می دهند یهو فرتی دوباره باکره می شوند و دوباره داستان موزو شراب و کمر سفت کن الهی و فولاد و سنگ و سیخ و این جور چیزها.

و بعد دوباره خواب روی بالش و بیدار شدن با مالش اون جات و یه وطی گروهی توپ و بعدش سری به بقیه ی بر و بچ زدن و عوض کردن مومنات هم دیگر و دوباره وطی و بعدش دوباره جوی آب انار و بعدش دوباره جوی عسل و روی عسل دوباره موز خوردن و بعدش معجون و روی معجون گوشت تیهو زدن و بعدش هم یه سیگاری قلیونی چیزی و دوباره لب جوی شراب ناب و باز غلمان هایی که می خارند و مومنات هلوگلابی و جنیفر لوپز و آنجلینا جولی و بریتنی اسپیرز و پاملا اندرسون و این حرف ها.
و به جدم رسول الله قسم که اگر بخواهم بگویم مثنوی هفتاد من می شود و از عمر من و تو فزون است و دیوان ها می توا ن نبشت به این حکایت و حکایت به سرانجام نرسد وتا روز ابد اوضاع به همین منوال باشد.و این تازه صبح تا به عصرش بود که حکایت شب آن را اگر بگویم همه عمر بنشینی به عبادت و نماز و هر روز روزه داری، و تمام ثروتت را انفاق کنی، و در تمام جنگ ها بجنگی، و هر لحظه ذکر خداوند گویی و از صبح تا به شام و از شام تا به صبح در تضرع و زاری باشی تا بهشت از کف ندهی.
جدم امام باقر فرمودند:” من تعلم اللذه اللیال الجنه، لم استطیع ان اعیش الحیات الدنیا. فیهن التپون تپون مع الحور و الغلمان و والمومنین یشربون الشراب الطهور و یاکلون اللحم الطیرفی کل الیل”
ترجمه: اگر کسی لذت شب های بهشت را بداند، نمی تواند در این دنیا زندگی کند. چون در این شب ها حوری پری ها و غلمان ها رو می زنی زمین و بعدش شراب و گوشت پرنده تا صبح”
“اللهم اعطنی لذت الجنه مع الحور، و لذت النوم مع الغلمان و لذت الحلب مع العسل و لذت جماع مع البکر و الغلمان و الملائک البته یک به یک، و اعطنی الذکر الحدید و الصلب الشدید، برحمتک یا ارحم الراحمین”