آقای سلحشور، من از قرآن و از زبان خداوند می گم، ضر زیادی نزن

25/01/2012

اخوی دیگه داری به همه تهمت خراب بودن می زنی ها

در صدر اسلام هم  اتفاق هایی افتاد و مردم شهر چیزهایی گفتند (که البته درست هم بود و تهمت هم نبود)،  اما پاسخ خداوند این بود:

خفه بابا ضر نزنید، پس تو هم ضر نزن

نمونه های قرآنی:

1- وقتی همسر پیامبر در بیابان گم شد، فرداش با یه پسر جوون پیداش شد. همه گفتند اینا با هم دارام رام!!!

خداوند فرمود: همگی خفه. خوب عایشه رفته بود بشاشه نشنید کاروان گازش رو گرفته و رفته . خودتم می دونی که کاروان های قدیم بیست دقیقه طول می کشید تا راه بیفتن حالا این عایشه چطوری جا موند و صدای شترها رو و زنگوله ها رو نشنید بماند.

2- وقتی پیامبر خدا با عروسش ازدواج کرد. مردم گفتند بابا این چه کاریه آخه دیگه چرا به عروست گیر دادی؟ آخه بابا تو پیغمبری خیر سرت. خوب جلوی خودت رو بگیر. روزی سی تا آیه در مورد تقوی می خونی، اونوقت خودت با عروست دارام رام!!!؟؟؟

خداوند فرمود: خفه شید بابا. سیکتیر. ما خودمون مهر پیامبر رو توی دل عروسش انداختیم. ( خداییش عجب مهری هم بوده ها فکر کنم مهر رو تا دسته تو ی دل عروسه انداخته بوده). هر کی هم ضر بزنه سر و کارش با عذاب الیم و آتیش و جهنم و این حرفاست.

3- وقتی زنان پیامبر شکایت کردند که چرا پیامبر همش با اون تپل مپل ها و سفید بلوری ها می خوابه و به ما پیرتر ها و سیاه سوخته ها کاری نداره؟ بابا ما هم آخه دل داریم دیگه!!

و خداوند فرمود: خفه شین بابا ضر نزنین، پیامبر هر کی رو که دلش بخواد دارام رام می کنه. شماها هم حق ندارین حتی حرف بزنین.

پس تو هم زیادی ضر نزن چون یه وقت دیدی خداوند شاکی شد داد به عنوان غلمان توی بهشت ازت استفاده کنن. البته اول باید یه اپیلاسیون بری.

دلایل حضرت دامبولی حفظه الله بر این ادعا که قم قطعه ای از بهشت است و امن ترین مکان در آخر الزمان

20/01/2012

با درودی دیگر بر روان پاک و مطهر دامبول ( دامب)
استاد گرانقدر امروز یه حدیث توپ! پیدا کردم که اگه جوابشو ندی همین الان شال و کلاه میکنم میرم قم!!
چرا در آخر الزمان قم امن ترين مکان است؟
با توجه به ولايت مداري مردم اين سرزمين از امام صادق(ع) نقل شده است: براي ما اهل بيت حرمي است که آن شهر قم است (سفينة البحار).
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از افکار، قم مرکز علم اهل بيت و صدور آن به عالم است. از امام صادق(ع) نقل شده است: به زودي کوفه از مؤمنين خالي ميشود و جمع ميشود(مخفي ميشود) علم از آن همانگونه که مار در سوراخ خود مخفي ميشود، سپس ظاهر ميشود علم به شهري که به آن قم ميگويند و ميگردد معدن علم و فضل (سفينة البحار).
مرحوم حاج شيخ عباس قمي(صاحب مفاتيح الجنان) در کتاب سفينة البحار(ج۷، ذيل حرف ق) به نکاتي پيرامون قم و ويژگيهاي آن پرداخته و به رواياتي اشاره کرده است که به امن بودن اين منطقه توجه شده است. از امام صادق(ع) روايت شده است: اگر مصيبت بر شما وارد شد بر شما باد به قم که آنجا مأمن فاطميون است.
شايد ويژگي هاي ذيل باعث شده است که شهر مقدس قم دارا داراي چنين جايگاهي باشد:
الف. مدفن کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه(س)؛
ب. مدفن بسياري از علما و فقها و اولياي بزرگ الهي؛
ج. لقب قم از پيامبر گرامي(ص) اخذ شده است که در شب معراج با ديدن شيطان در اين سرزمين با لفظ قم او را از اينجا راند.
د. شهر اهل بيت ميباشد با توجه به ولايت مداري مردم اين سرزمين از امام صادق(ع) نقل شده است: براي ما اهل بيت حرمي است که آن شهر قم است (سفينة البحار).
هـ . قم مرکز علم اهل بيت و صدور آن به عالم است. از امام صادق(ع) نقل شده است: به زودي کوفه از مؤمنين خالي ميشود و جمع ميشود(مخفي ميشود) علم از آن همانگونه که مار در سوراخ خود مخفي ميشود، سپس ظاهر ميشود علم به شهري که به آن قم ميگويند و ميگردد معدن علم و فضل.(سفينة البحار).
و. اهالي قم هنگام ظهور، همراهان و ياوران امام مهدي(ع) هستند. از امام صادق(ع) نقل شده است: قم را قم ناميدند زيرا اهل آن با قائم آل محمد(ع) جمع ميشوند و با او قيام ميکنند و بر او استفامت و پايداري ميورزند و او را ياري و نصرت ميکنند. (سفينة البحار).
ز. يکي از درهاي بهشت براي اهل قم است. از امام رضا(ع) نقل شده است: براي بهشت هشت در است و يکي از آنها براي اهل قم است، پس خوشا به حال آنها، پس خوشا به حال آنها، پس خوشا به حال آنها!!

و اما جواب

 

دلایلی برای این که قم قطعه ای از بهشت است:

1- هر چی آدم تپل مپل هست توی این قم جمع شده است. لعنتی ها سنگین تر از خودکار توی عمرشان بلند نکرده اند و با هر کدام که دست می دهی یک جایت به قلیان می افتد. به همین دلیل هم اسمش را قم گذاشته اند یعنی بلند شو و تا وارد می شوی بلند می شود لامصب

2- بالاترین آمار لواط در ایران مربوط به قم است. خوب مگر از بهشتی که در آن غلمان دارد انتظار بیشتری داشتید.

3- بالاترین آمار صیغه هم مربوط به قم است.

4- همین که وارد این شهر می شوی منارجنبانت یاد اصفهان می کند ( البته این هیچ ربطی به واقع شدن قم در سر راه اصفهان ندارد). همان طور که در بالا اشاره کردم دلیل نامگذاری شهر به قم هم همین است.

5- فضای قم روحانی است. وارد که می شوی احساس می کنی پر از برکت است که خوب وقتی بالاترین آمار صیغه و لواط را دارد معلوم است که پر برکت است. تا کور شود هر آن که نتواند دید.

6- معدن علم و دانش است و بهشت هم همین ویژگی را دارد چون بهشت هم معدن حوری و غلمان و این جور چیزاست.

7- اهل حال دادن باشی یا حال کردن، این شهر همه ی امکانات را دارد و بهشت دهندگان و گیرندگان است.

قم، شهر قم، قطعه ای از بهشت،

و حالا چرا قم در آخر الزمان امن ترین مکان است؟

1- محکم ترین دلیل بنده این است که وقتی یک شهری بالاترین آمار صیغه و لواط را دارد ، کدام شیر پاک خورده ای جرات دارد پایش را آن جا بگذارد؟ زن باشی که سه سوت صیغه ات می کنند و مرد باشی سه سوت ترتیبت را می دهند. دلیل از این محکم تر؟ استدلال از این بهتر؟ منطق از این قوی تر؟

2- با وجود اینترنت و شرکت های توریستی و گردش گری، هیچ احمقی حاضر نیست سواحل مالدیو را با قم عوض کند و به قم برود بنابراین هیچ کسی حتی اسم قم را هم نشنیده است چه برسد به این که اگر چیزی پیش آمد به قم برود برای در امان ماندن. تازه فرودگاه هم ندارد. حالا فکرش را بکنید یک بمب بزنند توی پاریس. خوب این جماعت از کجا می خواهند به قم بروند.

3- با وجود این همه آخوند عوضی و کریه المنظردر قم،  کسی دوست ندارد در این شهر زندگی کند بنابراین شهر امنی است.

4- آبش هم که شور است.( یه چایی شیرین که بخوری حالت به هم می خوره. )

5- کویر هم که دارد. اصلن خودش کویر است این سرزمین لم یزرع بی آب و علف. بنابراین هیچ کس برای در امان ماندن به این شهر نخواهد رفت.

6- نه هتل درست و حسابی دارد نه بیمارستان خوب، نه سیستم شهرسازی مدرن. بنابراین هیچ کس به این شهر نمی رود.

7- شما فکرش را بکن یک روز زلزله بیاید یا سیل بیاید یا وبا و طاعون بیاید، خوب خدا وکیلی فکر شما به قم هم می رسد؟ یا اول فکر این هستی که از تیر چراغ برق بروی بالا تا آب خفه ات نکند یا در می روی بیرون از خانه تا زیر آوار نمانی؟ پس کجا دیگر می توانی به قم فکر کنی؟همین باعث می شود این شهر شهر امنی باشد در دوره ی آخر الزمان

8- با توجا به کویری بودن آن، نه کوهی هست که پایین بریزد، نه آب هست که سیل بشود و نه گرما اجازه ی رشد میکروب را می دهد. باز هم نشان می دهد این شهر امن است.

9- اگر یک روزی بین ایران و ابرقدرت های جهان جنگی بشود تنها جایی که نباید بمباران شود قم است چون هر چه این آمریکا و انگلیس و اسراییل دارند از صدقه ی سر این قم است وگر نه که نه نفت ایران را می بردند، نه معادنمان را خالی می کردند، نه می توانستند این همه د رمنطقه سلاح بفروشند. همه ی تار و پود استثمارشان در ایران از همین قم است.  اگر همین قم نبود ایران ابرقدرت منطقه بود و برایشان موی دماغ می شد. پس هر کجا بمباران شود قم دست نخواهد خورد.

10- اگر هواپیمایی بخواهد روی قم بمب بیاندازد تا خلبان بیاید دگمه ی بمب را بزند هواپیما از شهر رد شده است و بمب در بیابان خواهد افتاد. (بازم دلیل از این بهتر)

11- با توجه به فضای معنوی قم و این که فرشتگان از آن محافظت می کنند چون آیات عظام در این شهر هستند، تمامی جی پی اس های موشک های دشمن در بالای این شهر از کار می افتند. به دلیل حجم بالای مناجات و عبادات در این شهر، یک پوشش محافظتی این شهر را محافظت می کند.

 

خدا را سپاس که این نوشته به فارسی است که اگر انگلیسی بود مردم دنیا شال و کلاه می کردند به سمت قم. آفریقایی ها از یک طرف، هم جنس بازان و روسپیان از یک طرف و بقیه هم صبر می کردند یک بلایی نازل بشود و بعد هجوم بیاورند به شهر قم.

آری برادر من در آخر الزمان قم امن ترین شهر روی زمین است و همیشه قطعه ای از بهشت بوده است. بنابراین شما همین الان می ری بنگاه و آپارتمانت رو می فروشی و می ری قم زندگی می کنی. به همین ده پونزده تا دلیلی که گفتم. صداش رو هم در نیارید زیاد که اگه بقیه بفهمن می ریزن تو شهر و جا برا خودمون کم میاد.

والسلام علی من الزوج الهدی

 

دامبولی خطاب به سلحشور: بخواب بابا لحاف یخ کرد

17/01/2012

در پی ذرت پراکنی سلحشور پس از گرفتن جایزه گولدن گلوب توسط اصغر فرهادی

امام نقی (ع): اگر چیز ما هم مثل دلار هر روز بالاتر می رفت، شرمنده مادر بچه ها نمی شدم

04/01/2012

بدون شرح

استدلال از این قوی تر؟ فلسفه از این زیباتر؟ داستان کوتاه بچه و مامان بزرگ – بچه ای ایرانی که مشکل اسلام و قرآن را حل کرد.

21/12/2011

بچه : مامان بزرگ این چه کتابیه تو چند ماهه داری میخونی و تموم نمیشه؟

مامان بزرگ : این قرآنه عزیزم ، تموم شده من هی دوباره میخونمش

بچه : کی امتحانشو دارین؟

مامان بزرگ : با لبخند ، چند سال دیگه عزیزم

بچه : فهمیدنش خیلی سخته؟ …

مامان بزرگ : نه

بچه : پس چرا اینقدر هی دوباره میخونیش؟

مامان بزرگ : آخه من قصه هاشو خیلی دوست دارم

بچه : مامان بزرگ مگه قصه ها رو از شما امتحان میگیرن؟

مامان بزرگ : نه عزیزم این کتاب خداست و من باهاش دعا میکنم

بچه : مامان بزرگ تو با کتاب قصه دعا میکنی؟

مامان بزرگ : عزیزم این قصه های کتاب خداست

بچه : مامان بزرگ کتاب خدا یعنی چی؟

مامان بزرگ : یعنی کتابی که خدا حرف هاشو به پیغمبرخودش میگه که به ما بگه

بچه : چرا خدا خودش به ما نمیگه؟

مامان بزرگ : خدا که حرف نمیزنه عزیزم

بچه : پس چیجوری با پیغمبر خودش حرف میزنه ؟

مامان بزرگ : با اونم حرف نمیزنه بهش وحی میفرسته

بچه : وحی چیه مامان بزرگ؟

مامان بزرگ : دستورهای خداست که با یک فرشته ای به پیغمبرش میگه

بچه : فرشته مگه حرف میزنه؟

مامان بزرگ : آره اما فقط با پیغمبر خدا

بچه : منم میتونم پیغمبر بشم؟

مامان بزرگ : نه

بچه : چرا؟

مامان بزرگ : آخه خدا پیغمبر ها رو از اول خودش انتخاب میکنه

بچه : اونا مگه با ما فرق دارن؟

مامان بزرگ : نه عزیزم

بچه : اگه فرق ندارن پس چرا خدا منو انتخاب نمیکنه؟

مامان بزرگ : آخه دیگه خدا پیغمبر انتخاب نمیکنه ، همه حرفاشو گفته

بچه : آها پس دیگه خدا قصه بهتری بلد نیست بگه؟

مامان بزرگ : با لبخند ، نه عزیزم این بهترین قصه هاش بوده دیگه

بچه : مامان بزرگ میشه من کتاب رو ببینم؟

مامان بزرگ : آره عزیزم اما تو دستهات کثیفه و گناه داره ، خودم نشونت میدم

بچه : مامان بزرگ اینکه داستانهاش عکس نداره

مامان بزرگ : با لبخند ، نه نداره عزیزم

بچه : مامان بزرگ این چرا اینجوری نوشته؟

مامان بزرگ : این به زبون عربی نوشته عزیزم

بچه : مامان بزرگ مگه تو عربی بلدی؟

مامان بزرگ بعد از چند ثانیه سکوت : نه عزیزم

بچه : آها پس تازه فهمیدم چرا اینقدر میخونیش

مامان بزرگ : سکوت….

نامه ی نخست امام نقی (ع) به آقای خامنه ای – د رپاسخ به فراخوان نوری زاد

18/12/2011

پس از فراخوان نوری زاد و درخواست وی از فقهای بزرگ دنیای اسلام برای نامه نگاری با خامنه ای، حضرت امام نقی (ع) به مقام معظم رهبری، آقای خامنه ای، نامه نوشت.

متن نامه به شرح زیر است:

بسم الله القاصد الجبارین، و قاتل المنتقدین، و متجاوز المتظاهرین، و متالم الکاتبین

ای فرزند عزیزم

خداوند تو را برای اسلام و مسلمین و به ویژه شیعیان نگاه دارد که روسفیدمان کردی. و اگر تو نبودی تا به حال ترکمون خورده بود به شیعه و اسلام. همان گونه که امام خمینی فرمود که این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته است، من هم می گویم که این آقای خامنه ای است که شیعه را و مملکت جدم آقا امام زمان را زنده نگاه داشته است.

خدا را گواه می گیرم که هر کس جای تو بود تا به حال وا داده بود و شیرازه ی کار از دستش در رفته بود اما بارک الله فیک که به نحو احسن از پس همه ی کارها برآمدی.

ای فرزند،

در مورد انتخابات باید بگویم دمت گرم، ایول الله،

یک میمون را آوردی و با تقلب بدون این که هیچ کس تقلبت را بفهمد او را رییس جمهور کردی. خوب البته چند نفری غر زدند و یک تظاهرات هایی هم شد که تو هم به بهترین نحو آن را سر و سامان دادی. بیست امتیاز به دلیل کشتن مردم توسط بسیج و ادعای این که بسیجی ها در این تظاهرات کشته شده اند بدون این که حتی یک جنازه ی بسیجی داشته باشی. تجاوز به دختران و پسران مردم در زندان ها و بعد خندیدن و مسخره کردن هر کسی که از تجاوز ها شکایت کرد. زدن زیر کل قضیه ی تقلب در انتخابات و گفتن این که هر کس شکایت دارد بیاید شکایت بکند. کشتن دکترو کسانی که د رمورد کهریزک می دانستند. زندانی کردن روزنامه نگارانی که پیش از انتخابات احتمال تقلب داده بودند.

خدا وکیلی عقل شیطان که هیچ، عقل خود ما که از خاندان عصمت و طهارت هستیم هم به این کارهایی که می کنی قد نمی دهد. بعضی وقت ها یک کارهایی می کنی که ابلیس همین جوری انگشت به ماتحت می ماند و جلویت لنگ می اندازد.

من در تمام زندگی ام آدم به کلکی تو ندیده بودم، ای شیطون. اول تمامی قراردادهای نفتی را با شرکت های انگلیسی می بندی بعد دستور می دهی چهار تا بچه ریقو از دیوار سفارتش بالا بروند؟؟؟!!!

از اون طرف مجلس خبرگان درست کردی که روی کارهات نظارت داشته باشن بعد خودت اعضای مجلس رو انتخاب می کنی؟ ایول

مجلس ملی رو هم که همه رو تبدیل به میمون دست آموز خودت کردی، بازم ایول

باید بیام یه دوره آموزش پیشت ببینم، اینایی که تو بلدی زمون ما نبود. البته جدم رسول الله خیلی از این کارها بلد بود اما ماها ازش یاد نگرفتیم. مثلن یه بار جدم رسول الله ترتیب عروسش رو داد بعد گفت آیه نازل شده که هیچ کس نباید ضر بزنه، یا یه بار زنش گم شد فرداش با یه پسر جوون تو منکرات پیداش کردن، دوباره برگشت گفت خداوند گفته هیچ کس نباید ضر بزنه. یا مثلن اگه می رفت به یکی از صحابه می گفت چند هزار درهم بیا بالا و اون صحابه نمی داد، سه صفحه آیه درست می کرد در مورد کسانی که به روز نیاز به پیامبرشون پشت کردن  و پول ندادن و د رنهایت دهن یارو رو سرویس می کرد و مادری از طرف می گایید تا طرف بیاد سه برابر اون پول رو تقدیم کنه. خلاصه این که هر گندی که می زد یا هر کاری که می خواست بکنه می گفت پروردگار این طوری گفته و من فقط حامل وحی هستم، اما ماها ههمون به جز حسینمون که کسخلی کرد و خود ش و زن و بچه اش رو به کشتن داد، اهل سازش بودیم و نتونستیم جا پای جدم رسول الله بزاریم. خدا رو شکر که کسانی مثل تو یا آقای خمینی هستند که بی عرضگی های ما رو جبران می کنن.

ای فرزند خلف ولایت،

خوب زدی دهن رفسنجانی رو آسفالت کردی. این یکی نشان می دهد تا مقام امامت هم می توانی بالا بروی. همیشه اولین کاری که پس از به قدرت رسیدن باید بکنی این است که بزنی خوارمادر کسی که به تو کمک کرده تا به آن مقام برسی را سرویس کنی.خوب آقای خمینی هم همین کار را کرد و بلایی سر قطب زاده آورد که تا هفت نسل بعدش فراموش نکنند.

احسنت و بارک الله از این همه هوش و ذکاوت

در مورد نویسنده ها که گل کاشتی، دادی همه را با کارد سلاخی کردند. بعد هم دادی به مامورت واجبی خوراندند. بیست امتیاز دیگر برای این همه دور اندیشی.

ای فرزند عزیز و گوگولی مگولی،

همه ی منتقدان و مخالفان را بیمار و میکروب خطاب کردی، بابا این کارها را از کجا یاد گرفته ای؟ ما اهل بیت فقط اهل مدارا و سازش با حکومت ها بودیم تا نانمان بریده نشود اما به والله قسم که تو خوب می دانی داری چه می کنی. روز نهم دی با چهارصد تا اتوبوس  پر از دهاتی ها و سه تا کامیون ساندیس و چند تا دوربین و پرچم حماسه ای آفریدی که نگو و نپرس. ریشه فتنه رو هم همون روز خشکوندی. مرحبا به این همه هوش

یه کار دیگه هم می کنی که خیلی باهاش حال می کنم، این که در مورد همه چیز نظر می دی. از فوتبال و انرژی اتمی و شعر و فرش و کفش گرفته تا کامپیوتر و فیزیک کوآنتم و مکانیک سیالات. هیچ کی هم تخم نمی کنه بگه بابا این کس شعرا چیه سر هم می کنی. این قضیه ی شب شعر و اینارو هم خوب پیاده می کنی، ایول. یه مشت شاعر مشنگ میاری سه ساعت ازت تعریف می کنن بعدش می رن خونه هاشون بدون این که یه سکه ی زر بهشون بدی.

به قول خودت آورین.

ای فرزند خلف

وقتی الکی مثلن سرزده می ری جایی خیلی باحاله. از یه هفته قبل تمام موبایل ها و تلفن ها ی منطقه رو قطع می کنی، یه ماه همه رو زیر نظر داری، تمام برنامه ریزی ها رو می کنی که کی مثلن از دیدنت ذوق مرگ بشه و بزنه زیر گریه، بعدش با شیش تا دوربین می ری اون جا مثلن سرزده و کلی شو برای تلوزیون درست می کنی. خداییش این برادران عزیزمان آقایان موسیلینی و استالین و هیتلر هم که خداوند رحمتشان کند از این مادر قحبگی هایی که تو می کنی بلد نبودند ( به دل نگیر علی جون باهات شوخی کردم(-:  ).

یه وقتایی هم شیرین کاری هات با مزه است، مثلن همین مرتیکه خیکی رو ورداشتی کردی مشاور نظامیت، خداییش یارو خیلی خنده داره، من هربار که عکسش رو می بینم کلی می خندم. امروزه روز که نمی شه تو دربار دلقک و چاقال داشت، تو چیز خوبی برای خندیدن پیدا کردی. بازم ایول

با بعضی از تکنیک هات هم خیلی حال می کنم، مثلن این که توی یه سخنرانی یه ساعته هشت صد بار می گی دشمن. باریک الله، همین طوری ادامه بده، هر گندی که خودت یا اطرافیانت زدین بگو دشمن بوده.

بعضی وقت ها هم روده بر می شم از دستت وقتی خالی می بندی. مثلن اون روز که گفتی خودت رو از قطار انداختی بیرون من تا دو ساعت می خندیدم. روزای بعد هم هر بار یادش می افتادم خنده ام می گرفت. یا اون بار که گفتی ما در ایران رشوه نداریم، یا اون روز که گفتی ما تا چند سال دیگه بر قله های دانش خواهیم ایستاد. یا اون روز که خالی بندی گفتی اگه کسی عکس من رو هم پاره کرد باهاش کاری نداشته باشی. این قدر خفن خالی می بندی که خود من هم باور می کنم.

عصاره ی ناب ولایت فرزندم علی،

من خداییش تو رو از همه ی نوادگانمون بیشتردوست دارم، فکر می کنم تو از لحاظ فکری و رفتاری خیلی شبیه به خود ما ائمه هستی. دمت گرم داداش.

اللهم احفظ سیدنا و مولانا و استاذنا السّید العلی الخامنه ای، دامت برکاتُه و حفاظاتُه و شکایاتُه و ولایاتٌه و جنایاتُه و عنایاتُه و  …

امام نقی (ع) و استفتائات نقوی – اندر باب ورود مگس به مقعد و این که وضو را باطل می کند یا نه

15/12/2011

با سلام خدمت استاد مغزز جناب دامبولی و قبول قیمه خوریهای جدت حسین! لطفا نظرت رو راجع به مطلب زیر مرقوم بفرما چون این یکی رو دیگه نشنیده بودم : زين الدين ابن نجيم حنفي، دانشمند بسيار باهوش سني مذهب، در كتاب البحر الرائق در باره حكم ورود مگس به ک.و.ن مي‌نويسد: … وَكَذَا الذُّبَابُ إذَا طَارَ وَ دَخَلَ في الدُّبُرِ وَخَرَجَ من غَيْرِ بِلَّةٍ لَا يَنْقُضُ . همچنين اگر مگس پرواز كند و در دُبر كسي وارد و سپس خشك خارج شود ، وضو باطل نمي‌شود!! البحر الرائق شرح كنز الدقائق ، ج1 ، ص 25 هر چی فکر کردم آخه چطور یه مگس میتونه اونجا دخول کنه؟! مگر اینکه اوجای یارو حداقل کالیبرش 120 باشه!! موفق باشید .

ای شیعه ی ما

بدان و اگاه باش که در دنیا کالیبرهایی وجود دارد که مگس که هیچ، کرگدن هم از آنها عبور می کند، یکیش همین سرلشگر فیروزآبادی

و اما جواب:

باطل شدن وضو بستگی به حالت مقعد و نوع مگس دارد که آن نیز شش حالت دارد:

1- مگس کوچیک، مقعد اسهالی

2- مگس بزرگ، مقعد اسهالی

3- مگس کوچیک، مقعد یبس

4- مگس بزرگ، مقعد یبس

5- مگس کوچیک، مقعد خالی

6- مگس بزرگ، مقعد خالی

و اما حالت اول و دوم که رد خور ندارد و وضو را باطل می کند. نه تنها باید تجدید وضو کرد بلکه باید تجدید شلوا ر و شورت هم کرد، ها ها ها ها

در حالت سوم و چهارم باید مگس را بگیرید و یه نگاهی بهش بندازید. اگر مدفوع به آن چسبیده بود که باید تجدید وضو کنید وگرنه لازم نیست و می توانید مگس را در راه خدا آزاد کنید.

در حالت پنجم و ششم هم که باید بگویم اصلن نماز چنین فردی باطل است چون وقتی چیزی برای مگس وجود ندارد ، دلیلی ندارد مگس به آن جا برود مگر این که طرف گشاد باشد. تازه گشاد هم که باشد دلیلی ندارد یک مگس بیاید و فرتی برود اون تو که، آخه شما خودت رو بزار جای من؟ من جواب این مساله رو چی بدم؟ یعنی خداییش دارم فکر می کنم بعضی از این صحابه ی ما برای این که خودشون رو چس کنن چه چیزایی از خودشون در می آوردن به خورد ملت می دادن!!! راستش رو بخوای فقط ممکنه در یک صورت این اتفاق بیفته و اون حالت اینه که کسی گوز Impulsive  بده.

ممکن است طرف کرم کون داشته باشد اما بعید می دانم کرم تبدیل به مگس بشود. در صورت کرم کون لطفا رجوع کنید به مبحث کرم کون در رساله ی این جانب

و صل الله علی العباد المختلسین.

پس از تصمیم مموتی (ان) برای رونمایی از امام زمان (عج)، امام نقی (ع) به دست و پای مموتی افتاد

12/12/2011

حضرت فرمودند: ای مموتی تخم سگ بی پدر و مادر، به آقام امام زمان کاری نداشته باش، تا حالا به هر چی دست زدی ریدی توش، جون مادرت به مهدیمون کاری نداشته باش

قال النقی (ص): یا مموتی، ایهاالولد الچموش لقد ترکمنت علی کل شیء، فتخرج ذکرک من البقیه الله

ترجمه: ای مموتی جفتک زن، به همه چی ترکمون زدی ، از بقیه الله دیگه بکش بیرون

دهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت در ادامه ی بیانات گهربارشان باحال تضرع و زاری به مموتی گفتند:

ببین میمون انتر، دست گذاشتی رو سیستم بانکی، همه چیز گند خورد، اومدی خیر سرت جهان رو مدیریت کنی، همه جا شورش و انقلاب شد، اومدی جلوی اختلاس رو بگیری، یهو همه دزد شدند، خواستی ترافیک رو درست کنی، مشکل بدترشد، اومدی سیاست خارجی رو دست بزنی، هشتاد تا قطعنامه علیهمون صادر شد، اومدی ارزونی بیاری، همه چی گرون شد، خلاصه این که تو به هر چی دست می زنی گوه می زنی بهش

پس بیا و به پهلوی شکسته ی مادرم (های های گریه می کند) دست از سر این مهدی وردار

به باسن شکافته ی جدم حسن قسمت می دهم با مهدی کاری نداشته باش

به اسهال سجادمون قسمت می دم این یکی رو بی خیال

به آب هایی که در کربلا در شب عاشورا برای واجبی بر زمین ریخته شد قسمت می دم مهدی رو ولش کن

آخه مهدی مظلومه، مهدی بی کسه، مهدی غایبه، مهدی پشت و پناهی غیر از من نداره، تو رو خدااااااااا این یکی رو بی خیال، طاقت گند خوردن به مهدیمون رو دیگه ندارم، همین جوریش هم خجالتیه و  روش نمی شه بیاد وای به حالی که تو برینی بهش

حضرت در انتها فرمودند: به جون مهدیمون قسم اگه بی خیال مهدیمون بشی، یه کاری می کنم خداوند چهره ات را از میمون به انسان تغییر دهد.

امام نقی (ع) و استفتائات نقوی – در باب سرنوشت زنان مسلمان در بهشت و هم جنس بازها

11/12/2011

با درودی بی کران برآن ناجی قهرمان حضرت دامبول علیه السلام ( دامب )
بار دیگر سئوالی بر من عارض گشت که هر چه بیشتر در آن تفکر نمودم،کمتر جوابی به آن دست یازیدم!
کوته سخن آنکه : جناب دامبول خان ، در روایات و احادیث بیشماری که از اولین روز ماه محرم سنه اول هجری قمری تا امروز که هزار و چهارصد و اندی سال گذشته ،به ما گفته اند اگر بروی بهشت ،حوریان بهشتی در جوارت هستند الی تا ابد ،آن هم به هر تعداد و کیفیت!
اما این سئوال برایم باقی است، پس نسوان محترمه که میروند بهشت ،با چه کسانی محشور میشوند؟!
سئوال دوم : تکلیف هموسکسوالها چیست؟!

————————-

ای جالینوس، پیامت را به مولایم نقی ارواحنا له الفداء رساندم و امام نقی پس از دیدن این پرسش تو فرمودند:” اللهم اجعل الجالینوس من شیعتی و ادخله بالجنه بدون سوال و جواب و حشره مع الحورالعین و الحسن والحسین، و حشره مع الغلمان و الامام الزمان، و  حشره مع اهل البیت، و اجعله فی قصرالزجاج فی مرکز الجنه مع آلاف الحور و الغلمان و الشلمان، آمین با رب العالمین”

ای عزیز، درود خدا بر تو باد که در این سرزمین مرد سالار به فکر سرنوشت و آخرت زنان مومن یا همان مومنات و مسلمات هستی. خداوند تو را برای نسوان ایران و هم جنس بازان نگاه دارد.

و اما جواب :

از آن جا که کافران و آنان که به ما اهل بیت عصمت شک دارند، د ر پاسخ ما اما و اگر خواهند آورد ، فلذا تلاش کردم از آیات قرآن برایت پاسخ بیاورم تا مشت محکمی باشد بر دهان یاوه گویان علوی و عباسی و این جوجه بسیجی هایی که هنوزنه تنها یک بار قرآن را نخوانده اند بلکه کتاب اول را هم نخوانده اند، و جلوی ما هم که سلاله ی پاک نبوت هستیم می ایستند و اگر ما علم الغیب نمی دانستیم و طی الارض نمی کردیم، تا به حال صد بار در کهریزک کونمان گذاشته بودند.

داستان از این قرار است که در بهشت برای درست کاران باغ هایی است که در آن باغ ها درخت هایی است و در زیر آن درخت ها جوب هایی است و در جوب ها انواع و اقسام نوشیدنی ها از شیر و عسل و شراب و آب جو و وودکا ابسولوت و تکیلا و ویسکی، و در میان باغ ها نیز قصرهایی است چند طبقه و درایوان قصر ها نیز تخت هایی است و تخت ها نیز بالش هایی دارند از پر قو.

و اما روی تخت ها حوری هایی هستند درنهایت زیبایی، با باسن هایی تراشیده ، که باسنشان به باسن جنیفر لوپز ماند و لبانی به سرخی خون که لبانشان به لبان آنجلینا جولی ماند، و سینه هایی در شباهت به سینه های پاملا اندرسون و فرجی مانند فرج بریتنی اسپیرز. و این حوریان با بشر متفاوتند از آن بابت که هیچ وقت چروکیده نمی شوند و هیچ وقت از فرم نمی افتند و هر بار ترتیبشان را می دهی به اذن پروردگار پرده شان دوباره دوخته می شود. و در آن ایاتی است برای مومنین. پس همان گونه که در آیات هم آمده است خداوند به کمر و پشت مومنان چنان قدرتی می بخشد که می توانند در روز صدها بار وطی کنند آن هم با زنانی که هر بار باکره می شوند. و تو خوب می دانی که ترتیب باکره را دادن بسیار سخت تر است و ذکری می خواهد پولادین که حتی آهنی اش هم به درد نمی خورد که از قدیم گفته اند: نرود میخ آهنی در سنگ

همین طوری که در آیات هم می بینید این دوشیزگان ترگل ورگل و قد بلند برای یارانی هستند که راست هستند و در اصل همیشه راست کرده اند. و این نیز از آیات الهی است.

و اما این که این دوشیزگان و حوریان از کجا می آیند؟ خداوند در قرآن گفته است که وقتی بهشتیان نعمت های بهشتی را می بینند می گویند ما در زندگی دنیا نیز همین ها را داشتیم و بنابر این این دوشیزگان همان زنان مسلمان هستند. از طرف دیگر از عدالت خداوند به دور است که به مردان اسباب حال کردن بدهد و زنان را فراموش کند، پس این گونه است که وقتی به بهشت وارد می شوند یهویی به قدرت پروردگار جوان می شوند و هیکلشان یه چیزی تو مایه های بریتنی اسپیرز می شود و باکره می شوند وتازه بعد از هرجماع زنان هی فرت و فرت باکره می شوند و کمر و ذکر همسرانشان از فولاد می شود. و اما در باب جزییات این داستان باید با استفاده از آیات قرآن روزی از روزهای مومنین و مومنات را برایت به تصویر کشم تا به یقین برسی و بدانی چه می گویم:

صبح است و مومنین و مومنات از خواب پا می شوند، بلند می شوند و می روند لب جوی شیرو عسل می نشینند و برای صبحانه شیرعسل می خورند. بعد از صبحانه هم یک چند تایی موز تناول می کنند و خودت بهتر می دانی که وقتی مومنین عسل و موز بخورند به یک باره منارجنبانشان به حرکت می افتد و همین طور که در قرآن آمده است خداوند دوباره به آنها قوت می دهد، پس سریع خود را به قصر می رسانند و یکی از این مومنات را می گیرند و به وطی مشغول می شوند. و تو چه می دانی که آن وطی چیست؟ در آن آیاتی است برای اهل معرفت.

عسل خورده و موز روی عسل خورده، تقویت شده توسط خداوند و رسیده به مومنه ای که دیشب هم ترتیبش را داده ای و دوباره باکره شده است. حالا نکن کی بکن و این چنین است که تا ظهر همین طور تلمبه می زنند. و دلیل این هم که در بهشت سخن لغو بر زبان رانده نمی شود همین است چون همه مشغول تلمبه زدن هستند و کسی فرصت دری وری گویی پیدا نمی کند.

القصه، ظهر می شود و مومنین می روند روی بالش های پر قو یک چرتی می زنند و مومنات هم می روند تا ملائک پرده هاشان را بدوزند و تجدید آرایش کنند.

مومنان از خواب نیم روزی بیدار می شوند آن هم چه بیدار شدنی!! فکرش رو بکن؟

خوابیده باشی که یک مرتبه بیدار شوی ببینی یک پسر تپل مپل سفید بلوری چشم درشت دارد وسط پایت را می مالد وبرای نهار برایت گوشت پرنده آورده است با یک سینی میوه و جام های شراب. غذا را همان طوری که دارد وسط پایت را می مالند برایت سرو می کنند و همین جوری مثل پروانه دورت می گردند و یکی لقمه در دهانت می گزارد و دیگری برایت شراب می ریزد و آن دگر دارد وسط پایت را مالش می دهد. خداییش خودم هم که دارم این ها را می گویم دارم کم کم حالی به حالی می شود. استغفرالله ربی من نعوذی

اما این پسران زیبا روی که از آن ها در قرآن به غلمان یاد شده است کسانی نیستند جز همین بر و بچه های بسیج مساجد و مدارس که ابروانی پر پشت دارند و کمی ته ریش و از ترس این که نکند یک وقت در دنیا برادران مومن به آن ها گیر بدهند مجبورند از باسن خود همیشه حفاظت کنند و پیراهنشان را روی آن می اندازند تا هم راه تعرض به آن گرفته شود و هم این که نماز و روزه ی برادران مسلمان خود را باطل نکنند. اما در بهشت که دیگر جای هیچ حزن و اندوهی نیست این تپل مپلی ها بر گرد مومونین می گردند و آن ها را به حظ عظیم می رسانند.

و البته هم جنس بازان هم می توانند اگر شیعه هستند و دلشان خواست (بسته به این که فاعل باشند یا مفعول) تبدیل به همین غلمان ها بشوند که البته در آن هم لذتی است بس عظیم اما اولویت با برادران بسیج است. همان طوری که در قرآن هم گفته شده این بچه های هم جنس باز یا به قول شما هموسکسوال، در بهشت وقتی با هم صحبت می کنند می گویند ما در میان خانواده ی خود بر روی زمین بیمناک بودیم و از این که خانواده مان بفهمند هم جنس بازیم وحشت داشتیم اما این جا توی بهشت همش حال و حوله و خداوند به ما مقام غلمان داد و هر بار که می خاریم این برادران مومن حسابی از خجالتمان در می آیند و البته گهگاهی هم این مسلمات و مومنات یک گیری به ما می دهند که آن وقت ما از خجالتشان در می آییم.

خلاصه این که نهارت را می خوری و یکی هم که یک ساعتی وسط پایت را مالیده و بعدش هم از شراب طهور بهشتی می زنی و روی شراب هم باز می توانی دسری چیزی بزنی و این بار دوباره یا به یکی از همین بچه های بسیج (غلمان بهشتی) گیر بدهی یا این که بروی یک زن مومنه ی دیگر را گیر بیاوری و باز روز از نو روزی از نو ، و دوباره تلمبه می زنی و تلمبه می زنی تا حوصله ات سر برود. البته می توانی با همان غلمان ها و حوری ها و ملائک یک گنگ بنگ حسابی راه بیندازی که همان طور که پیشتر نیز گفته بودم محشر کبرایی می شود که نگو.

بدان که در بهشت هیچ گاه نقصی و کمبودی وجود ندارد پس مومنات بلافاصله که بکارت از دست می دهند یهو فرتی دوباره باکره می شوند و دوباره داستان موزو شراب و کمر سفت کن الهی و فولاد و سنگ و سیخ و این جور چیزها.

و بعد دوباره خواب روی بالش و بیدار شدن با مالش اون جات و یه وطی گروهی توپ و بعدش سری به بقیه ی بر و بچ زدن و عوض کردن مومنات هم دیگر و دوباره وطی و بعدش دوباره جوی آب انار و بعدش دوباره جوی عسل و روی عسل دوباره موز خوردن و بعدش معجون و روی معجون گوشت تیهو زدن و بعدش هم یه سیگاری قلیونی چیزی و دوباره لب جوی شراب ناب و باز غلمان هایی که می خارند و مومنات هلوگلابی و جنیفر لوپز و آنجلینا جولی و بریتنی اسپیرز و پاملا اندرسون و این حرف ها.

و به جدم رسول الله قسم که اگر بخواهم بگویم مثنوی هفتاد من می شود و از عمر من و تو فزون است و دیوان ها می توا ن نبشت به این حکایت و حکایت به سرانجام نرسد وتا روز ابد اوضاع به همین منوال باشد.و این تازه صبح تا به عصرش بود که حکایت شب آن را اگر بگویم همه عمر بنشینی به عبادت و نماز و هر روز روزه داری، و تمام ثروتت را انفاق کنی، و در تمام جنگ ها بجنگی، و هر لحظه ذکر خداوند گویی و از صبح تا به شام و از شام تا به صبح در تضرع و زاری باشی تا بهشت از کف ندهی.

جدم امام باقر فرمودند:” من تعلم اللذه اللیال الجنه، لم استطیع ان اعیش الحیات الدنیا. فیهن التپون تپون مع الحور و الغلمان و والمومنین یشربون الشراب الطهور و یاکلون اللحم الطیرفی کل الیل”

ترجمه: اگر کسی لذت شب های بهشت را بداند، نمی تواند در این دنیا زندگی کند. چون در این شب ها حوری پری ها و غلمان ها رو می زنی زمین و بعدش شراب و گوشت پرنده تا صبح”

“اللهم اعطنی لذت الجنه مع الحور، و لذت النوم مع الغلمان و لذت الحلب مع العسل و لذت جماع مع البکر و الغلمان و الملائک البته یک به یک، و اعطنی الذکر الحدید و الصلب الشدید، برحمتک یا ارحم الراحمین”

امام نقی (ع) و واقعه ی عاشورا – ‍‍جواب های منطقی به سوال های منطقی عاشورا

07/12/2011

یکی از شیعیان امام نقی (ع) از او پرسید: ای مولای من، چگونه است که به جز امام حسین (ع)، هیچ یک از امامان به جنگ با خلفا بر نخواست؟

حضرت اندکی برای جدشان گریه کردند و سپس پاسخ دادند: مگه ما کُس خُلیم؟ خوب اگه بقیه مون هم قیام می کردیم که می زدن دهنمون رو سرویس می کردن

آن مرد کمی سرش را خاراند و دوباره پرسید: راستی چرا امام حسین و یارانش آب خوردن ها را برای واجبی کشیدن مصرف کردند  و بعد بی آب موندند؟

حضرت باز هم برای تشنگی لب های حسین و گلوی علی اصغر گریه کردند و باز فرمودند: خوب عزیز من تو هم اگه هفتاد تا حوری چشم سیاه با سینه های بزرگ و باسن های تراشیده را که مرتب باکره می شوند می دیدی همین کار را می کردی، نمی کردی؟

آن مرد برای سومین بار پرسید: این که می گویند در کرب و بلا آب نبود پپسی کولا بود، چه معنا دارد؟

حضرت باز هم گریستند و فرمودند: این شایعه رو گروه مارکتینگ پپسی کولا درآورده تا بگه که ما حتی قبل از کوکاکولا در عربستان حضور داشتیم.

(فی السیاست المدن و ملاعبت البابین (همون دو دره بازی می شه به فارسی)- جلد اول)

-   Pepsi marketing campaign in Saudi Arabia- First edition

—————————


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.