Archive for مارس 2010

علت تنفر مسلمانان از غیر مسلمانان چیست؟

29/03/2010

واکنش زن مسلمان به بدحجابی
گاهی اوقات با خودم فکر می کنم چرا این جماعت مسلمان از غیر مسلمانان متنفرند.

آیا می توان دلیل آن را در آموزه های دینی دید. مثلا وقتی قرآن به مسلمانان دستور قتل کافران را تا وجود پاک شدن زمین از فساد می دهد، راه دیگری برای این جماعت باقی می ماند؟
بنده به عنوان یک انسان فکر می کنم که این مساله یک دلیل انسانی هم در کنار شستشوی مغزی مسلمانان دارد.

شاید شما هم این قضیه را تجربه کرده باشید. مثلا تصمیم می گیریم صبح ها ورزش کنیم. از روزی که شروع به این کار می کنیم دیگر دیدمان نسبت به کسانی که صبح ها ورزش نمی کنند عوض می شود. درست است که تا دیروز خودمان هم سوار بر خودروی خود عازم محل کار بودیم اما از امروز که شروع به ورزش صبح گاهی کرده ایم احساس می کنیم چقدر کسانی که ورزش نمی کنند بیچاره هستند که چنین فرصتی را از دست داده اند.
از بدو پیدایش اسلام هم همیشه به مسلمانان این طور القا شده است که دین اسلام بهترین دین است. و اسلام بر فطرت بنا شده است پس هر کس دین اسلام را قبول نکند فطرتی ناپاک دارد و سزاوار عذاب است.

به زنان گفته اند حجاب نشان از عفت زن دارد. طبیعی است که وقتی کسی حجاب را انتخاب کرد بقیه زنان که حجاب ندارند را بی عفت می داند. این همان تعصب مسلمانان است. فکر می کنم که دنیای غرب روزی به این نتیجه رسید که باید به عقاید یک دیگر احترام گذاشت چون همین مشکلات در آن جا هم وجود داشت.
البته در ایران خودمان این مساله خیلی عمیق است و ریشه هایی فرهنگی دارد، یعنی ما همیشه از انتقاد می ترسیم و نوعی سپر دفاعی در قبال آن می گیریم و به قولی انتقاد از چیزی را انتقاد از خود تلقی می کنیم. و هر کس را که نگرشی غیر از ما دارد به نوعی دشمن خود می دانیم. حال کافی است کمی چاشنی مذهبی هم به آن بیفزاییم. کافی است در کتاب مقدسمان عاقبتی دردناک برای بی نمازان پیش بینی شده باشد. همین جاست که اگر خودمان اهل نماز باشیم و بفهمیم کسی نماز نمی خواند، به خودمان اجازه می دهیم تا در مورد او قضاوت کنیم و او را کافر و مشرک بشماریم.
یا خودمان اهل حجاب باشیم تا هر بی حجابی را متاسفانه خراب و هرزه تصور کنیم.

مسلمانان باید بیاموزند که اگر کسی با نظرات آنان همراه نبود، لایق مرگ نیست. این مساله البته در قرآن هم آمده اما ظاهرا اسلام تناقض بسیار دارد. در جایی دین را بر فطرت می داند و اگر بیشتر مردم کره زمین اسلام را قبول نکنند، آن ها را بی عقل می داند. در قرآن در جایی می خوانیم که هیچ اجباری در دین نیست اما در جای دیگر بی دینان باید به جزای اعمالشان برسند.
به هر حال وقتی نفرت از سایرین در وجودمان نهادینه شد و ویژگی دوست داشتن دیگران از وجود آدمی رخت بربست، قطعا گریبان خودمان را هم خواهد گرفت.

برای نمونه ببینید در کشورهای مسلمان چگونه برخی مسلمانان سایرین را بی دین می دانند و برای تنبیه آنان حاضرند بمبی به خود ببندند و همه را بکشند. در همین قضایای بعد از انتخابات ایران دیدیم چگونه عده ای به زعم این که هر که با ما نیست دشمن ماست به هم وطنان خود حمله کردند. منظورم اصلا مزدوران حکومت نیست بلکه خیلی از افراد عادی جامعه است که با همین تفکر رشد بافته اند و هیچ نظری را غیر از نظر خود قبول ندارند.
به امید روزی که مسلمانان هم بتوانند عقاید مخالف خود را بپذیرند.

فواید حجاب

25/03/2010


از فواید حجاب زیاد شنیده ایم اما این یکی مرغ پخته را هم به خنده می اندازد.

نتیجه این کار علمی خیلی هم درست است اما نکته این جاست که خیلی راحت می توان شاید حتی بدون تحقیق علمی هم چنین چیزهایی را پیش بینی کرد.

مثلا زنان مسلمان چون حجاب دارند طبیعتا هیچ وقت آفتاب به پوستشان نمی خورد و در نتیجه سرطان پوست نمی گیرند.

همین زنان با توجه به شرایط اجتماعی و توصیه های دینی زیاد اهل دود و دم یا سیگار و این جور چیزها نیستند پس کم تر دچار سرطان حنجره خواهند شد. یا این که چون اغلب این زنان در کشورهای فقیر و در بیابان زندگی می کنند (به غیر از زنان ایران)، بنابراین کم تر در معرض دود و آلودگی هوا قرار می گیرند. شاید در همین ایران هم به دلیل این که زنان محجبه کم تر از به قول معروف مانتویی ها بیرون از منزل هستند، کم تر در معرض آلاینده های سمی باشند و بنابراین کم تر سرطان حنجره بگیرند.

اما ممکن است زنان مسلمان به علت تحرک کم تر آن هم به دلیل شرایط اجتماعی زودتر پوکی استخوان بگیرند، یا زودتر دچار کمر درد بشوند.

یا همیشه با هوویی که بر سرشان آمده در حال دعوا باشند و از مشکلات روانی رنج ببرند و همیشه از این بترسند که آقایشان یک زن دیگر بگیرد.

پس این به اون در.

اما از این پروفسور انتظار نمی رفت در تحقیقش فقط یک متغیر را در نظر بگیرد.

حالا بنده هم چند نمونه سراغ دارم:

آخوندها به دلیل کار نکردن هیچ وقت دستشان تاول نمی زند، زیر آفتاب نمی ایستند، در سرما و گرما جای گرم و نرم دارند، پس از اثرات تحصیل در حوزه علمیه داشتن پوستی شاداب است.
همین حضرات به دلیل وصل بودن به منابع رانتی خیلی راحت پول دار می شوند و بعد دلیلش را این می دانند که: اِن الله یرزق من یشاء بغیر حساب یا این که روزی کسی که تقوا پیشه کند فراخ خواهد شد. پس نتیجه می گیریم کسانی که در حوزه درس می خوانند خیلی خوب پیش رفت مالی می کنند.
یا مثلا بگوییم زنان مدرن و تجدد خواه چون دنبال حق و حقوقشان هستند، تلاش می کنند تا حق خود را اگر توسط شوهرشان ضایع شده پس بگیرند و خوب موفق می شوند طلاق بگیرند در حالی که زنان مومن به سرنوشت اعتقاد دارند و طلاق را مایه ننگ می دانند. پس اگر تحقیق هم بکنیم نتیجه می گیریم که زنان محجبه در زندگی خانوادگی موفق تر هستند و کم تر از همسرانشان جدا می شوند.

حتی چون این زنان از منزل کم تر خارج می شوند بنابراین کم تر تصادف می کنند و این را می توان از اثرات حجاب دانست.

ما همیشه می توانیم گل را به شقیقه ربط بدهیم.

اسلام به ذات خود ندارد عیبی-هر عیب که هست در مسلمانی ماست؟؟؟؟؟

24/03/2010

این جمله را بارها و بارها از زبان مسلمانان در پاسخ به انتقاد از شرایط کشورهای مسلمان یا رفتار مسلمانان شنیده ایم. حتی شنیده ایم که کسانی مانند سید جمال الدین اسد آبادی پس از بازگشت از اروپا گفته اند در اروپا اسلام بود و مسلمان نبود و در دیار مسلمین مسلمان هست و اسلام نیست.
شکی نیست که هر کدام از مکاتب بشری کاستی هایی و در خود تناقضاتی دارند اما شاید هیچ کدام به اندازه اسلام ادعای نجات بخش و کامل بودن ندارند.
من دوست دارم ببینم واقعا عیب از مسلمانان است یا اسلام. این نوشته هم نظر خیلی شخصی بنده است و تلاش کرده ام از دید یک فرد عادی به این مساله نگاه کنم.
با نگاهی اگرچه کوتاه به کشورهای مسلمان می توان متوجه این نکته شد که فقر و بدبختی خاصی گریبان گیر آن هاست، تبعیض و نابرابری غوغا می کند و بی اخلاقی از حد گذشته است.
کافی است به کشورهایی مانند ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام و دارای حکومتی تمام اسلامی، افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، سودان، اندونزی، عربستان و چند تای دیگر نگاهی بیندازیم. با توجه به غالب بودن تفکر و اجرای اسلام در این کشورها و در نتیجه این همه توصیه و دستورالعمل و راه کار، با وجود این همه مضامین عرفانی و اخلاقی، چگونه است که سرانجام این کشورها به این جا کشیده شده است.

برای مثال چطور دینی که این همه توصیه به خمس و زکات و انفاق دارد، پیروانش در فقر به سر می برند، چون این جمله از پیامبر آن که » الفقر فخری ( فقر افتخار من است)» ضرورتا باعث فقر نمی شود. جوامعی که اغلب افرادش روزی پنج بار سر در برابر خداوند بزرگ خم می کنند و در پیش گاهش به خاک می افتند چطور می توانند این همه بی اخلاقی را در خود داشته باشند.

در دینی که دیدن موی نامحرم عرش پروردگارش را به لرزه در می آورد، چگونه آمار تجاوز به زنانش سر به فلک می گذارد و هر روز باید خبر دزدیده شدن زنی به زور و تجاوز به وی و دزدیدن اموالش باشیم تازه اگر بخت بارش باشد و طرف تصمیم به کشتنشان نگیرد. چرا در این جوامع این همه تجاوزهای دسته جمعی وجود دارد. چرا در این جوامع مردها زن را به دید یک کالای فقط جنسی می بینند در حالی که ادعا می کنند دنیای غرب این طور است و اسلام به زنان عزت بخشیده است؟؟!! چگونه است که آقای خمینی به پیروانش اجازه می دهد که با کودک شیرخوار به قصد شهوت رانی عشق بازی کنند. مثال را از آقای خمینی زدم چون در ایران او را به عنوان رهبر مسلمین جهان می شناختند و به عبارتی عصاره دین اسلام بعد از هزار و چهار صد سال در او به عنوان رهبری دینی تجلی کرده بود. چون بشریت رو به پیش رفت است و مسلمانان هم هزار و چندی سال فرصت داشته اند تا دین خود را ارتقا دهند.

چرا در همین ایران اسلامی که تعداد مراکز آموزش قرآنش از تعداد ورزشگا ه هایش بیشتر است، زن ها در کوچه و خیابان و تاکسی و محیط کار آرامش ندارند و نمی توانند مانند یک انسان عادی به امور اجتماعی بپردازند.

مردمی که هزاران بار شنیده اند کسی اگر پرکاهی را از دهان مورچه ای بگیرد در جهان آخرت باید پاسخ گو باشد، چگونه می توانند این همه کلاه برداری و دزدی کنند؟

انسان هایی که حداقل در هر مراسم ختمی برایشا ن از کتاب مقدس خوانده می شود که وای بر کم فروشان چگونه است که این همه کم فروشی می کنند. شخصا نمی توانم قبول کنم که عدم آشنایی با زبان عربی این مشکل را به وجود آورده چون در کشورهای عرب زبان هم اوضاع بهتر از این نیست.
مردمی که کتاب مقدسشان قرآن، آن ها را از غیبت و پشت سر هم صحبت کردن منع می کند و آن را هم ردیف خوردن گوشت برادر مرده قرار می دهد و پیامبرش آن را از زنا بدتر می داند، چطور می توانند به این سادگی در هر جمعی و به هر مناسبتی غیبت هم دیگر را بکنند؟

چطور می توان ادعا کرد که روزه برای سلامتی مفید است، باعث نزدیکی انسان به خداوند می شود و فقر را از بین می برد، در حالی که هیچ کدام اینها را نمی توان در امتی روزه گیر مشاهده نمود؟

در دینی که این همه توصیه به خوش اخلاقی و تبسم و گشاده رویی دارد، چگونه است که مردم وقتی از کنار یک دیگر رد می شوند هیچ نگاه محبت آمیزی به هم نمی کنند. حال با بمب گذاری ها در عراق و پاکستان و افغانستان زیاد کاری نداریم که آن ها از ما هم بدبخت ترند.

در سرزمینی که صدها سال است برای کشته شدن ناحق نواده پیامبرش گریه و زاری می کنند، وقتی به کسی یه هر دلیل ظلم می شود، همه فقط تماشاچی می شوند و کسی خیال دفاع از مظلوم را هم ندارد.

تا بخواهیم می توانیم مثال بزنیم، از رشوه و احادیث در مورد آن، حکومت و حق مردم بر حکومت، بیت المال، روابط خانوادگی، بهداشت، و این اواخر هم رانندگی و ربا و صدها مورد دیگر که برای هر کدام آن دین اسلام دستور دارد حتی برای نحوه ورود به توالت یا نشستن روی خر هم دستور دارد.

دوباره می خواهم برگردم بر پرسش نخست که اکنون با این همه دستور الهی و فقهی در مورد هر چیزی و هر کاری، چرا جوامع مسلمان این همه مشکل دارند. اگر همه این مشکلات که گفتیم در غرب باشد باکی نیست چون غربی ها ادعای الهی و آسمانی بودن را چند صد سال است رها کرده اند، اما ما هر روز به حجم ادعاهایمان اضافه هم می کنیم.

پس چرا در عمل پیروان این مذهب این چنینند؟ آیا می توان آن را از جانب پیروان دین به حساب آورد؟

آیا می توان گفت که اسلام که ادعای شفابخشی برای دردهای بشریت دارد در عمل دردی هم به آن اضافه کرده است؟؟!!

فرض کنید که پزشکی ادعا می کند که در پزشکی بهترین و از سایرین برتر است و راه درمان فلان بیماری را می داند اما بیمارانی که به این پزشک مراجعه می کنند هیچ کدام بهبود نیافته اند و تازه تقصیر هم دارند چون بیماران خوبی نیستند چرا که اگر بیماران خوبی بودند باید درمان می شدند.
یا بگوییم که فلان دارو دوای فلان درد است اما تا به حال هر کس از این دارو خورده زنده نمانده و مشکل بر می گردد به تمامی کسانی که این دارو را خورده اند چون دارو هیچ ایرادی ندارد بلکه این مصرف کنندگان آن هستند که نمی توانند این دارو را درست مصرف کنند.

من فکر می کنم که این توجیه از پایه و اساس ایراد دارد.

بی منطق ترین پاسخی که به پرسش اصلی مطلبم شنیده ام این است که اسلام به طور واقعی و درست اجرا نمی شود چون اگر اسلام آن گونه که باید اجرا شود تمامی آن چه را که وعده داده عملی خواهد کرد.

حال این پرسش پیش می آید که این چه نوع مکتبی است که تا به حال یعنی از بدو پیدایش آن تا به امروز که بشرین به این همه پیش رفت در تمدن و علوم اجتماعی رسیده است، هنوز نتوانسته مریدانی تربیت کند که قوانین و دستورالعمل های آن را خوب اجرا کنند؟

این چه پزشکی است که نتوانسته به بیمارانش راه درست مصرف داروها را بیاموزد؟ نمی توانیم گناه را به گردن غرب و استعمار و دسیسه های آنان بیندازیم و یک بار دیگر وعده دیگری بدهیم که روزی حضرت مهدی خواهد آمد و اسلام را آن گونه که باید اجرا خواهد نمود.

پس دینی که از همه کامل تراست و این همه ادعای سادگی و بر طبق فطرت و برخاسته از نیازهای انسان بودن و تمام بودن و غیره و غیره دارد، نیاز به یک نجات بخش دارد. کسی که به دنیا خواهد آمد، یا طبق نظر شیعیان ظهور خواهد کرد، و اسلام را اجرا خواهد کرد و سپس دنیا پر از عدل و داد خواهد شد.

یعنی دین اسلام دینی است که با کتابی آسمانی که خود معجزه ای برای بشریت است، و پیامبر و تمامی امامانش، و هزاران هزار فیلسوف و عارف و زاهد و صوفی و روحانی و صدها هزار کتاب و رساله و هزاران ساعت بحث در آخر کار به این جا رسیده است که چشم انتظار یک نیروی غیبی دیگر بشود تا به وعده های آن عمل کند.

واعظی پرسید از فرزند خویش / هیج می دانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق / هم عبادت هم کلید زندگیست
گفت زین معیار اندر شهرما / یک مسلمان هست آن هم ارمنیست!

ستاد مردمی پيگيری مجازات سران فتنه

15/03/2010

این ستاد مردمی خیلی جالبه درست مثل خیلی دیگه از کارهای حکومت.

در این ستاد مردمی چند عدد پیرزن یافت می شود که به احتمال زیاد بی سواد هستند و باور کنید اصلا نمی دانند موساد چیست و عامل دست یعنی چه. باور کنید حتی نمی دانند کروبی چه کار کرده. فقط می دانند که باید بروند آن جا و بایستند و بعد هم چند کوپن خرید از شهروند و این جور چیزها بگیرند.

قشنگ تر از آن این دخترک است که انسان از دیدنش بالا می آورد. او هم همین طور. هنوز دیپلم هم نگرفته احمق.

این ها حتی دست رسی به چاپ خانه هایی دارند تا شعار هایشان را هم برایشان چاپ کنند که این هم خیلی جالب است. مردم ما چقدر پیش رفت کرده اند.

این ستاد کاری ندارد که مردم دیگری هم در این کوچه و بخصوص این ساختمان زندگی می کنند. آن چه مهم است به آن ها گفته اند بیایید و فحش بدهید و پولتان را بگیرید.
وجود چندین جوان شهرستانی در این جمع هم مجموعه را کامل می کند.

درست است که همیشه نمی توان به ظاهر افراد اعتماد کرد یا انسان ها را بر اساس ظاهرشان قضاوت کرد اما خیلی وقت ها می شود.

قربون برم خدارو ، یک بوم و دو هوا رو

14/03/2010

در این که مرگ برای همسایه است شکی نیست اما در ام القرای جهان اسلام، جایی که همه زور اسلام را در آن می توان دید، جایی که عصاره آخرین نبوت در آن فوران می کند، همان جایی که اسلام ناب محمدی در آن در جریان است، شنیدن این چیزها شاید و فقط شاید کمی دور از ذهن به نظر برسد اما چه سود که از آن هم گریزی نیست چون تا بوده داستان دیکتاتوری همین بوده و منحصر به خامنه ای و صدام و هیتلر و استالین نمی شود.

در کشور ما هر چیزی نسبیت فوق العاده ای دارد بدین مفهوم که هر چه با دولت است خوب است و هر چه علیه آن بد.

من در این نوشته بیشتر به مقایسه تحلیل های سردمداران رژیم از وقایع جهان می پردازم و می خواهم چندین نمونه بیاورم تا ببینیم این پشت بام دو هوا دارد یا نه

اعتراض و اعتصاب کارگران در سایر نقاط دنیا از دید رژیم جزو حقوق مسلم آن هاست به ویژه این که این اعتصاب در جایی مثل آمریکا یا فرانسه باشد اما اگر این اعتصاب در ایران باشد محاربه به حساب می آید بدین معنی که شما با سیستمی مخالفید که نایب بر حق امام زمان به وجود آورده و بنابراین شما دارید چوب لای چرخ خدا می گذارید. بد نیست یادی از منصور اوصانلو بکنیم که به نوعی این حرکت را در ایران شروع کرده و امیدوارم روزی برسد که همه ایران قدردان زحماتش باشند.

شورش مردم در هر جای دنیا در اخبار ما منعکس می شود و نشان از مدیریت نادرست آن کشور دارد اما شورش مردم ایران اغتشاش است و پایانی دردناک دارد. در ضمن می توان به این شورش فتنه و خیانت و نام های دیگر هم داد.
در هر کجای دنیا پلیس اگر مردم را کتک بزند کار بدی کرده اما در ایران هیچ اشکالی ندارد.
زندان گوانتانامو و ابوغریب نشان از وحشی گری آمریکایی ها دارند اما زندان اوین ما و زندان کهریزک و آن همه کثافت کاری که در آن شد هیچ اشکالی ندارند و برای خائنین مفید هم هستند.
کفش پرت کردن یک خبرنگار عراقی به سمت بوش حماسه می شود و اگر کسی همین کار را با احمدی نژاد بکند این کار جنایت است.
ما حق داریم به لبنانی ها پول و اسلحه بدهیم اما آمریکا حق ندارد به مردم ایران کمک کند.
ما می توانیم در مورد حقوق بشر آمریکا و اروپا اظهار نظر کنیم اما آن ها در مورد ما نمی توانند چیزی بگویند.
اقتصاد ما در حال شکوفایی است اما اقتصاد آمریکا در حال فروپاشی است.
در صدر اسلام وقتی بعد از فوت پیامبر ابوبکر به خلافت انتخاب شد به اسلام خیانت شد و قضیه ثقیفه بنی ساعده کمر اسلام را شکست اما همین خامنه ای همین جوری انتخاب شد و تازه خیلی خوب هم بود چون خداوند او را انتخاب کرد.
بیکاری در آمریکا حاصل سیاست های غلط آمریکاست اما بیکاری در ایران حاصل سیاست های غلط آمریکا در قبال ایران.
درکشورهای دیگر مثل ترکیه زنان باید حق داشته باشند حجاب خود را انتخاب کنند اما در ایران نه.
در فرانسه اگر چهار دختر مسلمان به دلیل حجاب نمی توانند در دانشگاه درس بخوانند ما باید کفن به تن کنیم اما در ایران که صدها هزار زن با حجاب مخالفند، بی خود مخالفند.
در قلب اروپا اگر یک موسسه اسلامی نتواند برای فعالیتش مجوز بگیرد ما همه موپریشان کرده به خیابان می ریزیم اما در ایران دراویش اجازه ندارند محلی برای مراسم خود داشته باشند هیچ اشکالی ندارد.
پیروان همه ادیان می توانند به اسلام بگروند و خیلی هم خوب است اما اگر مسلمانی به دین دیگری گروید باید او را کشت.

این پشت بام ما بسیار دو هواست.