جنبش سبز ترسو یا امامان ترسو – یکی به نعل ، یکی به میخ

گاهی اوقات فکر می کنم عکس یه گربه بامزه بذارم رو بالاترین لینکم بیشتر رای میاره.

تا اومدیم بشینیم یه خورده وب گردی کنیم این بچه بسیجی ها اعصابمونو خورد کردن و تصمیم گرفتیم یه حالی بهشون بدیم.

ذوب شدگان در ولایت معتقدند که جنبش سبز (از دید اون ها سبز جلبکی) طرفدار واقعی نداره و ما ترسو هستیم و جرات نداریم شعارهامون رو دنبال کنیم و از این جور اراجیف. آخه نه این که اسلام بعد از 1400 سال به شعاراش عمل کرده ؟؟؟؟؟؟

با این که می دونم این مذهبی ها (اول از همه پیامبرشون) حتی برای ترتیب یه نفرو دادن (مثلن عروس خودشون) آیه و سوره نازل می کنن اما عیبی نداره اینو می نویسم که فکر نکنن ما لال بودیم.

در مورد پیامبرتون باید بگم که خودتون از شعب ابوطالب شنیدین. فیلم محمد رسول الله رو هم که دیده باشین می بینید که همیشه طرفداراشن که کتک می خورن. نمی دونم این آقای پیامبر چرا توی شعب ابی طالب هیچ کاری نکرد و اسمش شد مقاومت اما ما ترسوییم؟

چرا این همه طرفداراش رو شکنجه می کردن دست روی دست گذاشته بود و جرات نداشت حرف بزنه، حالا ما ترسوییم؟

حضرت علی شما چندین و چند سال خانه نشین بود، به قول شما ها پهلوی زنش رو هم سوراخ کردن اما نتونست هیچ کاری بکنه در صورتی که اگر به قول شما یه ضربه می زد زمین از وصف نصف می شد یا حتی می تونست در خیبر رو از جا بکنه، حالا ما ترسوییم؟

امام حسن صداش هم در نیومد و حتی یه بیانیه هم نداد، حالا ما ترسوییم؟

اما حسین شما واقعن شجاع بود. اینو خدا وکیلی باید اعتراف کنم. زن و بچه رو ورداری ببری وسط صحرا بعد هم آب ها رو برای واجبی کشیدن استفاده کنی و بعد منتظر فرشته ها بشینی تا بیان دشمن رو لت و پار کنن!!  آخه من سوال دارم. مگه توی بهشت همه چیز کن فیکون نیست، مگه نمی شه اجی مجی لاترجی خوند و یه فوت به اون جا کرد تا همه پشم ها بریزه پس دیگه واجبی کشیدن واسه چی بود اخوی؟

البته می دونم که می خوای بگی در بارگاه الهی باید پاکیزه وارد شد اما خوب هم من می دونم هم تو که قضیه بیشتر به خاطر حوری ها بود، مگه نه؟؟!!

در مورد امام سجاد هم که حالا یا مریض بود یا خودشو زد به مریضی و بعدها هم که حالش خوب شد، با این که سر باباش و همه مریداش رو بریده بودن، دست عموش رو قطع کرده بودن، به خواهر برادراش زنجیر زده بودن، حتی برادر شش ماهش رو تیر به گلوش زده بودن یا حتی  به عمه اش زینب توهین کرده بودن (بسیجی ها بیان وسط سینه بزنن)، باز هیچ کاری نکرد، بازم می گی ما ترسوییم؟

بقیه اماما هم که دیگه معلومه که هیچ کاری نکردن حتی در حد دست به یقه شدن، بازم می گی ما ترسوییم؟

حالا تو که به خدا ایمان داری بگو، خدا وکیلی ما ترسوییم؟

نه دیگه رو که نیست سنگ پای قزوینه.

حال من می گم، آره ما هم می ترسیم. درست مثل پیامبر تو ، مثل امامان تو، مثل آخوندهای قم چون بالاخره انسانیم. من هم وقتی دارم از میدون انقلاب رد می شم میبینم دور تا دورم مامور وایساده خوب می ترسم مخصوصن بعد از شنیدن همه اون چیزهایی که تو ایران اتفاق افتاد و اون بگیر و ببند ها و کهریزک و قتل ها و تجاوزها و اعتراف گیری ها و زندان ها و ….

اما لب کلام این که شماها بیشتر می ترسین. حتی از مرده های ما. به همین دلیله که اجازه گرفتن مراسن ختم هم به ما نمی دین.

برو برادر ترسو ، ادهای ترس ما رو پیش آخوند محلتون مطرح کن که حرفتو قبول کنه.برات چند تا عکس از ترس خودمون و شجاعت شما گذاشتم

Advertisements

5 پاسخ to “جنبش سبز ترسو یا امامان ترسو – یکی به نعل ، یکی به میخ”

  1. یه عنتر بسیجی Says:

    خیلی عالی بود

  2. abdolla Says:

    صد سطر چرت نوشتی و معترضان و سبزها و مردم را خفیف کردی. تنها یکی دو سطر آخر حرفی زدی . آخر گیر دادن به امامها و مرده های نامعلوم یعنی چی. خیال میکنی اینها واقعن امام و پیامبری دارند . نه عزیز سر کارت گذاشتند. اینها اراذل هستند. تکیه نوشته باید روی جسارت و نکات آن میبود.

    • دامبولی Says:

      عزیز من همون امام ها و مرده های نا معلوم دارن روی مغز بخش اعظمی از جامعه کار می کنن. بهتره نگاهی به دوروبرت بندازی ببینی چه خبره.
      ملاک جامعه بالاترین نیست. ملاک جامعه همین مردم هستند توی تهران که تا بچه شون سرما می خور هزارتا نذر می کنن حتی اگه صبح تا شب به اماما فحش بدن.
      آگاهی جامعه مهمه و بدون استفاده از چیزایی که خودشون قبول دارن راه به جایی نمی شه برد. من باید از چیزایی استفاده کنم که اون ها قبول دارن و تازه بیشترشون اونم قبول نمی کنن.
      من مجبورم از یه راه دیگه وارد بشم. از راه قبول حرف های اونا در صورتی که دلیلم نشون می ده که حرف هاشون رو قبول نکردم. نوشته ام نشون می ده که دارن اشتباه می کنن و عکسام نشون می ده حق با کیه؟ من برای تو ننوشتم که اماما رو قبول نداری، برای بسیجی و پدر و مادرش نوشتم تا یک کم فکر کنه. تا با استفاده از عقاید خودش بهش حالی کنم که ادعاهاش اشتباهه و تعصب داره. و این که بدون تعصب اگه به موضوع نگاه کنه، اعتقادات خودش خنده دار تراز هر چیز دیگه ایه.
      در ضمن شما حقیقت رو فراموش نکن
      دولت ایران با سرکوب همه رو خفه کرد اما دیر و البته همین خفه کردن نشان از ضعف آن هاست.
      ترس انسان ها هم هیچ چیز بدی نیست که مایه خفت کسی باشد. تمامی کسانی که اعتراف کردند به خاطر ترس بود نه از روی دل خوشی.
      ادامه نیافتن تظاهرات های خیابانی هم به دلیل ترس بود.
      حالا مبارزه شکل دیگه ای پیدا می کنه. من تمام اون عکسا رو گذاشتم که منظورم رو برسونم.

  3. دنی Says:

    ترس تنها مشکل این جماعت نیست.
    اینها از قدیم تا حالا به دروغ بافی و دروغ گوئی و دروغ پنداری و دروغ پسندی خو کردن؛ هم خودشون و هم اماماشون.
    این به نظرم از ترس هم بدتره.

  4. کورش کبیر Says:

    حرفات از یه نظر درسته .این که امامان ما در مقابل بلاهایی که سرشون اومد ساکت موندن درسته ولی دلیل خودشون رو داشتن که اینجا جای بحثش نیست مردم ما هم جلوی این بی صفتای وحشی کاری جز تقیه ازشون بر نمیاد البته فعلا.
    کلا زنده باد آزادی و آزاده
    مرگ بر مزدور وطن فروش

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: