از کرامات امام نقی (ع) – بخش پرسش ها و پاسخ ها

روزی مرد رندی خدمت امام نقی (ع) شرفیاب شد و پرسید: ای آقای من ، نظر شما در مورد فلسفه یونان چیست؟

حضرت اندکی تامل فرمودند و سپس پرسیدند: ها ا ا ا ……. ای فَلسَفَه که گفتی، ای یعنی چه؟

( جامع المزخرفات – بخش علم لدنّی)

———————

روزی مردی از مدینه با حالی زار خدمت امام رسید و گفت: ای مولا، خودم که حیفم اما پدر و مادرم فدایت شوند، پرسشی دارم.

حضرت فرمودند: بنال

مرد پرسید: زنم حرفم را گوش نمی کند. او را نصیحت کرده ام، رختخوابم را هم جدا کردم، با چوب مسواک هم روی دستش زدم جوری که قرمز نشه اما باز هم افاقه نمی کنه. شما بفرمایید چه کنم؟

حضرت فرمودند: خاک تو سر زن ذلیلت کنم. همچین بزن که مثل پوستر بچسبه به دیوار

(فی التدبیر المنزل – بخش تادیب النسا – پاراگراف دوم)

—————–

روزی امام برای مردم شروع به سخنرانی کردند و فرمودند: بَندَه …..

و همه ی مردم گریه کردند.

حضرت فرمودند: خفه بی پدر مادر ها، بزارید حرفم رو بزنم. شاید این بار خنده د ار باشه

(سیره النقی – سخنرانی ها)

———————–

روزی زنی از حضرت پرسید: ای مولا، وقتی موهام رو مش می کنم، مش موهام درست در نمیاد، دلیل چیست؟

حضرت فرمودند: یه کم اکسیدانت رو کمتر بریز دیگه مش موهات خراب نمی شه اما یادت باشه مشت رو زود بشوری موهات نسوزه

و آن زن از پاسخ حضرت چهار تا شاخ درآورد و گفت: امام جوری پاسخ من را داد انگار روزی سه بار خودش مش می کنه. حقا که علم آسمان و زمین نزد اوست.

(فی احوال النسا و مش کردن مو – فصل رنگ مو و اکسیدان ها)

———————————-

از حضرت پرسیدند پاسخ این همه مسایل را از کجا می دانید.

حضرت پاسخ دادند: حل المسایل نبوی چاپ جدید

——————-

گبری از حضرت پرسید: چگونه است که در ماه رمضان آمار جرم و جنایت کم می شود؟ آیا مسلمین همان مجرمین هستند؟

حضرت فرمودند: کره خر قرار نبود مچ گیری کنی ها، می خوای منم از عصای حضرت موسی ازت بپرسم مثل خر تو گل بمونی.

(فی التقابل مع سایر الملل و المذاهب – پاورقی )

—————————-

روزی فردی زیرک نزد امام رفت تا چیزی بپرسد.

امام فرمودند: بچه پر رو امروز حال و حوصله ندارم، ضر بزنی می دم بچه های ذوب در امامت ترتیبت رو بدن.

(حاشیه اصول شیافی – همون صفحه)

———————————–

فردی کافر به امام  گفت : از معجزات همیشگی اسلام یکی را برشمارتا ایمان آورم.

حضرت فرمودند: این که سیدی خراسانی در سرزمین پارس حکومت خواهد کرد که با یک دست هم آفتابه را می گیرد و با همان دست کونش را هم می شورد. پس این سید هر بار به دست شویی می رود معجزه ای لازم است. و این معجزه هر روز و روزی چند بار اتفاق می افتد.

مرد کافر گفت من معجزه را باید به چشم ببینم تا ایمان آورم.

حضرت گفتند: خوب همین شمشیر ذوالفقار را ببین. برای هر بار توی غلاف رفتن یا بیرون امدن از غلاف یک معجزه افتاق می افتد. اما متاسفانه غلافش چند وقته گم شده نمی تونم نشونت بدم.

آن فرد ایمان آورد و از گرد مولا هرگز دور نشد.

( نقی و معجزات – فصل پیش گویی ها)

——————————-

عربی بیابان گرد نزد امام رفت و گفت: ای امام، شما که از اسرار آسمان و زمین با خبری آیا می توانی بگویی شتر من که گم شده الان کجاست؟

حضرت درنگی فرمودند و سپس دست در جیب مبارک کردند و کیسه ای درآوردند و به عرب دادند و گفتند: برو برای خودت یه شتر بخر از اولی هم بهتر و بزرگ تر.

یاران امام (ع) از سخاوت امام به گریه افتادند و نعره کشان سر به بیابان گذاشتند.

(سیره نقوی – فهرست مطالب)

———————————

حکیمی از حضرت پرسید: ای مولا، خداوند اول مرغ را آفرید یا تخم مرغ را

حضرت فرمودند: پروردگار جهان، نخست تخم مرغ را آفرید اما مرغ طبق عادت روی آن خوابید و هیچ کس تخم مرغ را ندید چون مرغ روی آن خوابیده بود.

حکیم از شنیدن این پاسخ فکش روی زمین افتاد.

(فی الاحوال المولا و الحکما )

————————-

همان حکیم پس از جمع کردن فکش از روی زمین پرسید: خداوند پیش از خلقت جهان به چه کاری مشغول بوده

حضرت پاسخ دادند: مشغول گل یا پوچ بازی کردن با جنتی

( همان کتاب)

——————————

همان حکیم دوباره از حضرت پرسید: خداوند پس از روز قیامت چه خواهد کرد؟

حضرت فرمودند: پرده های حوری های بهشتی را بخیه خواهند زد چون هر بار که مومنی با حوری ای هم بستر شود آن حوری دوباره باکره خواهد شد و دوباره روز از نو و روزی از نو.

حکیم پرسید: پرده ها را خدا خواهد دوخت اما چه کسی به کمر مومنان قدرت می بخشد؟

حضرت فرمودند: ببین حکیم، دیگه داری پا تو کفش خدا می کنی. یه سوال دیگه بپرسی یه کاری می کنم تو بهشت به جای غلمان ازت استفاده کنن.

حکیم نعره ای کشید و در بیایان گم شد.

(باز هم همون کتاب)

———————————

زنی خدمت امام نقی (ع) رسید و گفت: ای سرورمن، چگونه است که بیشتر امامان با کنیزان ازدواج کرده اند؟

حضرت فرمودند: بدین جهت که با کنیزان می توان تریسام داشت و با زنان معمولی نمی توان

زن از این پاسخ شرمگین گشت، دمش رو روی کولش گذاشت و دوپای دیگر قرض کرد و از مهلکه گریخت

(فی احوال السکس مع ثلاث و اربعات و الخامسات و السادسات – فصل گنگ بنگ Gang bang)

————————–

مردی شراب خوار خدمت امام نقی (ع)رسید و پرسید: ای امام، چرا خداوند در قرآن اول گفت شراب نخورید بهتر است، سپس شراب را منع کرد، و سپس برای آن مجازات گذاشت؟

حضرت فرمودند: تو که اهل بخیه ای دیگه چرا عزیز من، تو هم باور کردی قرآن از طرف خداوند اومده؟ وردار بیار شیشه رو با هم یه پیک بزنیم.

(المسکرات و الکذبیات –  اندکس)

—————————-

یکی از شیعیان امام نقی (ع) از او پرسید: ای مولای من، چگونه است که به جز امام حسین (ع)، هیچ یک از امامان به جنگ با خلفا بر نخواست؟

حضرت اندکی برای جدشان گریه کردند و سپس پاسخ دادند: مگه ما کُس خُلیم؟ خوب اگه بقیه مون هم قیام می کردیم که می زدن دهنمون رو سرویس می کردن

آن مرد کمی سرش را خاراند و دوباره پرسید: راستی چرا امام حسین و یارانش آب خوردن ها را برای واجبی کشیدن مصرف کردند  و بعد بی آب موندند؟

حضرت باز هم برای تشنگی لب های حسین و گلوی علی اصغر گریه کردند و باز فرمودند: خوب عزیز من تو هم اگه هفتاد تا حوری چشم سیاه با سینه های بزرگ و باسن های تراشیده را که مرتب باکره می شوند می دیدی همین کار را می کردی، نمی کردی؟

آن مرد برای سومین بار پرسید: این که می گویند در کرب و بلا آب نبود پپسی کولا بود، چه معنا دارد؟

حضرت باز هم گریستند و فرمودند: این شایعه رو گروه مارکتینگ پپسی کولا درآورده تا بگه که ما حتی قبل از کوکاکولا در عربستان حضور داشتیم.

(فی السیاست المدن و ملاعبت البابین (همون دو دره بازی می شه به فارسی)- جلد اول)

–   Pepsi marketing campaign in Saudi Arabia- First edition

—————————

عربی از امام نقی (ع) پرسید: ای مولا، شق القمر چگونه ممکن است؟

حضرت پاسخ دادند: وقتی برای قمر خانم شق کنی می شود شق القمر

( مفاهیم القرآن – بخش ماه و ستاره)

—————————–

حکیمی از حضرت پرسید: ای آقا، این که خداوند می فرماید کوه ها را مانند میخ برای زمین قرار دادیم، چه معنا دارد؟

حضرت فرمودند: خوب خداوند نمی توانست بگوید کوه ها را چیز زمین قرار دادیم بنابر این گفت میخ که خود مومنان بفهمند منظوراز میخ چیست.

(علوم الطبیعی – وسط های کتاب)

————————————

مرد رندی که می خواست حال حضرت را بگیرداز حضرت پرسید: ای مولای من، از نظر خداوند کدام یک مهم تر است، بی گوشت ماندن زنان پیامبر یا مساله ی غیبت نوه ی شما امام مهدی؟

حضرت فرمودند: خوب منظور؟

رند گفت: منظورم این است که چرا خداوندگار عالم برای بی گوشتی زنان پیامبر و شکایت آنان از بی گوشتی آیه نازل کرد اما برای حضرت مهدی و سرنوشت بشریت در دوران غیبت آیه نازل نکرد؟

حضرت نگاهی به دور و برشان کردند و دیدند کسی آن اطراف نیست بنابراین فرمودند: آها حالا فهمیدم چی می خوای بگی، خوب احمق معلومه که گوشت مهم تر از غیبت و ظهور و این دری وری هاست چون خداوند هم همین کارو کرده و در مورد گوشت حرف زده اما در مورد غیبت حرف نزده. در حقیقت از گوشت نمی شه گذشت اما از ظهور می شه گذشت. بعدشم بزار این شیعه ها یه کم تو خماری مهدیمون بمونن تا ما بفهمیم منتظران و پیروان راستین کدامند.

در ضمن پیروان خیلی راستین ما که از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمی کنند می توانند با شرکت برق و لامپ و مهتابی فروش ها و پرچم ساز ها و داربستی ها برای نیمه شعبون قرارداد ببندن  و کلی به جیب بزنن. این یکی از همون راه هاییه که خداوند گفته به مومنین از جایی که فکرش رو هم نمی کنن روزی می رسونه.

از اون طرف مومنین خیلی نزدیک هم می تونن کارهای دیگه ای هم بکنن که درآمدش روزانه باشه مثل ساخت مسجد جمکران و اینا

اون خورده ریزا هم بشینن اتاق کپی درست کنن برای نوشتن نامه به مهدیمون، می دونی همون اتاق تکثیر توی مسجد جمکران چقدر درآمد ماهانه داره؟

یا می تونن تور زیارتی جمکران راه بندازن هر هفته

یا هزاران راه دیگه که می تونی خودت روشون فکر کنی

هر کی هم خواست اعتراضی بکنه سریع می تونن بگن به مهدی فحش می دی و این جوری سر طرف رو زیر آب کنن

 

آن مرد از صداقت حضرت به گریه افتاد و گفت: به خداوند قسم از او راست گو تر ندیدم.

(فی الصداقت النقی)

Advertisements

3 پاسخ to “از کرامات امام نقی (ع) – بخش پرسش ها و پاسخ ها”

  1. senaps Says:

    لامصب!!!یعنی نیم ساعته فقط دارم میخندم!!

  2. Majd Says:

    کون لقت

  3. لیلی Says:

    ممنون از نوشته هات خیلی عالی بود واقعا نمرت 20 خیلی خندیدم جدا که یک عمره با این اراجیفها سر کردیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: