Archive for نوامبر 2011

امام نقی (ع) و استفتائات نقوی – در آداب پوشیدن زیر جامه یا همان شورت

22/11/2011

ای امام، چگونه است که نباید شورت را ایستاده پوشید؟ چه حکمتی در آن است؟ لطفا ما را از حکمت لایزال خود مستفیذ بفرمایید.

فصل هشتم : در بيان آداب زيرجامه پوشيدن

از حضرت ابى عبداللّه عليه السلام منقول است كه حقتعالى وحى فرمود بحضرت ابراهيم كه زمين بمن شكايت مى كند از ديدن عورت تو، پس ميان عورت خود و زمين حجابى قراده ، پس زير جامه تا زانو بعمل آورد وپوشيد.
از جامع بزنطى روايت شده است كه هر كه زيرجامه را ايستاده بپوشد تا سه روز حاجتش برآورده نشود.
در فقه رضوى مذكور است كه زير جامه را نشسته بپوش و ايستاده مپوش كه مورث هلاك وز رداب و عم والم ميشود و در وقت پوشيدن اين دعا را بخوان بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَتى وَلاتَهْتِكْنى فى عَرَصاتِ الْقيامَةِ وَاعْفُ فَرْجى وَلا تَخْلَعْ عَنّى زَينَةَ الاَْيِمانِ.
و در مكارم الاخلاق از كتاب نجات نقل كرده است كه اين دعا بخوان اَللّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَتى وَ امنْ رَوْعَتى وَ اعْفُ فَرْجى وَلا تَجْعَلْ لِلشَّيطانِ فى ذلِكَ نَصيبا وَلا لَهُ اِلى ذلِكَ وُصُولاً فَيَضَعُ لِىَ المَكايِدَ وَيُهَّيِجُنى لاِْرتِكابِ الْمَحارِم .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه پيغمبران عليهم السلام پيراهن را پيش از زير جامه ميپوشيدند.
در روايت ديگر وارد شده است كه ايستاده و روبقبله و روبه آدم مپوش .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه زير جامه را ايستاده پوشيدن مورث اندوه است .

————————————————————

پاسخ:

پیش از آغاز سخن باید بگویم احسنت برتو ای نازنین که این نکته ی ظریف را دیدی چون خیلی ها هی می روند احادیث جماع را در می آورند و از این گونه احادیث غافل می شوند.

و اما در باب این که حکمت این که چرا شورت را نباید ایستاده پوشید و چرا ایستاده پوشیدن آن باعث بدبختی و هلاک و اندوه می شود.

دلیل اول:  چون اگر در حال پوشیدن شورت باشید و مذکر هم باشید و تعادلتان به هم بخورد ممکن است تالاپی به زمین بخورید و بیضه هایتان زیر باسنتان بماند و بترکد و شما بمیرید، به همین سادگی. امام جعفر صادق فرمودند: و علیکم بالجلوس فی وقت التلبیس التحت الجامه، لکم فیها منافع ولکن انتم بی شعورون و لا یفهمون.

دلیل دوم: ممکن است گفتن بسم الله را فراموش کرده باشید و شیطان بیاید و پس و پیش شما را دید بزند که این خود خسرانی است بس عظیم. جدم رسول الله فرمود:» من نظر الی ذکره و عورته الشیطان، فلعنت الله علیه و آبائه و اولاده الی یوم القیامه»

دلیل سوم: اگر کسی بخواهد وقتی دارید شورتتان را ایستاده می پوشید و یک پایتان در هواست،  از فرصت استفاده کند و انگشتی به شما برساند به آسانی این کار را می کند، در صورتی که اگر نشسته باشید عمرا بتواند انگشتش را به شما برساند. تازه وقتی هم که نشسته اید باید مواظب سوراختان باشید و این دعا را بخوانید چون وقتی می خواهید پایتان را بلند کنید و توی شورت بکنید باز هم سوراختان هویدا می شود. پس بلند بگو: » الهم استر عورتی؛ وامن سوراخی من النظر الشیطان و الید الاکبرآقا و الاصغر آقا و رفقائهم، فانّهم عورتهم کبیر حتی تخرقون سوراخی

دلیل چهارم: اگر کسی وارد اتاق شود در حالی که شما دارید شورتتان را ایستاده می پوشید بالاخره یا شوشولتان را می بیند یا سوراختان را یا هر دو را و این ها در شریعت منع شده است و در آن گناهی است بس بزرگ و نابخشودنی.

حال این که چرا نباید آن را رو به قبله پوشید: چون ممکن است وقتی پایتان را بلند می کنید تا توی شورت کنید، یک بادی از شما در برود و در اسلام گوزیدن رو به قبله کراهت دارد.

و اما چرا نباید رو به آدم پوشید:  چون دید زدن اون جای برادر مومن ایراد دارد. در ضمن ممکن است شیطان هم همان وسط ها پیدایش بشود و بخواهد یک دید هم او بزند که دیگر خر تو خر می شود.

و اما چرا پیامبران پیراهن را پیش از زیر جامه می پوشیدند: چون اگر کسی وارد اتاق شد آن جایشان را نبیند، یا شیطان آن جایشان را نبیند، یا اگر در همان زمان یک کنیزی یا یک شتری در حال عبور بود سریع شروع به وطی شوند و نیاز به درآوردن شورت نباشد،

و اما زمین چرا شکایت می کند از دیدن عورت تو؟

راستش اولش زمین فکر می کرد خیلی خوب است که می تواند گاهی اوقات اون جای انسان ها و مخصوصن خانم ها را دید بزند. البته درست هم فکر می کرد تا این که این عرب های سوسمار خور کون گشاد به وجود آمدند که بی پدر و مادرها حتی یه شورت هم پا نمی کردند و زمین از صبح تا شب چشمش به این پاندول های آویزان این عرب ها بود. زن هایشان هم که آن قدر چیزشان تیره بود و مو داشت که چنگی به دل نمی زد و بیشتر باعث تهوع زمین می شد، و بیشتر زلزله های زمین به همین علت حال به هم خوردن آن است.

تا این که جدم رسول الله به پیامبری مبعوث شد و به این بیابان گرد ها شورت پوشیدن و دارو کشیدن و حمام رفتن را آموخت.

Advertisements

استفتاء از امام نقی (ع) – در ازاله كردن موى زير بغل و دارو کشیدن

20/11/2011

>> اگر این استفتائات 20 سال هم طول بکشد ما همچنان استفتاء میکنیم! <<

~ جمعی از نقویون مقیم مرکز و حومه ~

محضر مبارک مقام معظم دامبولی دامة برکاته و دامة افاضاته و دامة های دیگر!
با درودی فراوان بر مقام شامخ دامبولی ،به استحضار میرساند ما نقویون مقیم مرکز و حومه از بیانات شگرف آن مقام والا و نایب بر حق امام نقی )نق( که مایه دلگرمی و امید فراوان بود و مشت محکمی بودبر دهان یاوه گویان علوی و عباسی،نهایت تشکر را داشته ،بدین وسیله ضمن بیعت مجدد با مقام عظما، بار دیگر سئوالی را از محضر شریف آن عزیزبزرگوار،مسئلت داریم!

ای فرزند، خداوند ترا حکمتی دهد بی اندازه و علمی لدنی تا خلقی از برکت علم و معرفتت مستفیذ شوند. این عشق تو به احکام و سرچشمه ی آنان و حکمت احادیث و دستورات اسلام برای ما باعث افتخار است. جواب ها را برایت جلوی هر کدام نوشته ام با رنگی متفاوت تا راحت تر پاسخ ها را بیابی و خلط مبحث نشود.

در ازاله كردن موى زير بغل:
در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : دراز مكنيد موى زير بغل را، كه شيطان در آنجا پنهان ميشود.

و اما حکمت این کار: رسول الله یک بار در غار حرا بود، ندایی شنید که می گفت بخوان، گفت صدام خوب نیست خجالت می کشم، آن صدا دوباره گفت بخوان ، حضرت فرمودند: چی بخونم؟ ، ندا آمد لب کارون رو بخون، ان وقت حضرت فرمود یک جای کار ایراد دارد پس خوب گوش کرد ببیند صدا از کجا می آید و گفت: شعرش یادم رفته تو اول بخوان تا من یادم بیاید و بعد من می خوانم. آن صدا شروع به خواندن کرد و بعد حضرت دید صدا از زیر بغلش می آید و صدای شیطان است که لای موها قایم شده است. پس از کوه به زیر شد،  به حمام شد و یک صفایی به زیر بغل خود داد و شیطان را آواره ی بیابان کرد. و دهن شیطان سرویس شد چون دیگر جایی برای پنهان شدن نداشت.

در حديث معتبر ديگر منقول استكه : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام زير بغل را دارو مى گذاشتند و ميفرمودند كه : كندن موى زير بغل دوش ها را سست ميكند!!

و اما در این که چرا امام صادق این چیز را گفته است خداییش من هم نمی دونم. احتمالن ودکا زده بوده حالیش نبوده وگر نه من خودم هم می دانم که موی زیر بغل به سستی شانه ربطی نداره.

در فضيلت حنا ماليدن بعد از نوره:
حسين بن موسى روايت ميكند كه پدرم حضرت موسى بن جعفر عليه السلام هر گاه اراده حمام ميكردند ميفرمودند كه : حمام را بسيار گرم ميكردند بمرتبه ای كه داخل نميتوانست شد، پس ميفرمودند كه : نمدها بر زمين حمام ميانداختند و بعد از آن داخل ميشدند، روزى از حمام بيرون آمدند، شخصى از آل زبير به آنحضرت رسيد و اثر حنا در دست حضرت ديد، گفت : اين رنگ چيست كه در دست تست ؟ فرمود: رنگ حناست ، پدرانم از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت كرده اند كه : هر كه بحمام رود و دارو بكشد و بعد از دارو حنا از سرتا پا بمالد او را امان باشد از ديوانگى و خوره و پيسى و آكله !!

ببین عزیز این هم نشان می دهد ما چقدر پیش رفته بوده ایم. این نشان می دهد ما در عربستان سیستم گرمایش از کف داشته ایم. یعنی در سرزمینی که مردمانش در چادر زندگی می کردند، ما حمام هایی داشته ایم که در ظل گرما ی تابستان حجاز، گرمایش از کف هم داشته است و این از نشانه های بزرگواری و پیش رفته بودن ما اهل بیت است. ناباوران می توانند شب بیایند تا نشانه های دیگر بزرگی مان را  نشانشان بدهیم.
در فضيلت دارو كشيدن:
در حديث حسن از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه : دارو كشيدن پاك كننده بدن است .

این که چیزی نیست، حدیث دیگری هم امام باقر دارد که : خوردن پر کننده ی شکم است و گرسنگی را بر طرف می کند. بابام هم (ص) یه بار گفت شاشیدن جلوی منفجر شدن را می گیرد. یک بار هم مقام معظم رهبری (ره) فرمودند که کوه نوردی خوب است.


در حديث صحيح منقول است كه : عبدالرحمن بن ابى عبداللّه گفت : با حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بحمام رفتم ، فرمود كه : دارو بكش ، گفتم : چند روزيست كشيده ام ، فرمود كه : بارديگر بكش كه پاك كننده بدن است و براين مضمون چند حديث وارد شده است .

البته باید بگویم که عبدالرحمن بن ابی عبدالله این قدر دارو کشید تا معتاد شد و در جوب های مدینه مرد. در ضمن من باید بگویم خودم هم کم کم دارم به این جدم جعفر صادق شک می کنم چون کسی که چند روز پیش دارو کشیده باشد دیگر چیزی ندارد که باز هم بکشد. مگر این که جدم صادق خیلی بی مو دوست داشته اند.

در حديث ديگر منقول است كه : شخصى تكليف دارو كشيدن كردند، او گفت كه : سه روز است كه كشيده ام ، فرمود كه : باز بكش ، كه پاك مى گرداند تو را.

و این حدیث کاملن مشخص می کند که حدم جعفر صادق خیلی خیلی بی مویش را دوست داشته است که هی به مردم گیر می داده است و از این همه احکام و حکمت ها و قرآن و نهج البلاغه و این چیزها هی از مردم می پرسیده است که اون جایشان را دارو گذاشته اند یا نه و گر نه چه معنی دارد یک امام هی از شیعیانش بپرسد اون جایشان چه شکلی است و آیا دارو کشیده اند و بعد هم با طرف برود حمام.

از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقولست كه : دارو كشيدن ، دفع دلگيرى و پريشانى خاطر ميكند و بدن را پاك ميكند.

حال چرا رفع پریشانی؟ چون هر بار که به آن جایت نگاه می کنی و پوست براقش را می بینی انبساط خاطر پیدا می کنی و روحت شاد می شود. قبلن هم که گفته بودم که خانم ها هم صاف و صوفش را بیشتر دوست دارند. این هم پریشانی را رفع می کند چون شما همیشه در حال جماع و وطی خواهید بود و فرصت اندوه وحزن نخواهی یافت.
در حديث صحيح از آنحضرت منقول است كه : موى بدن چون بلند ميشود، آب پشت را قطع ميكند، يعنى فرزند بوجود نمى آيد و بندها را سست ميكند و ضعف و تنبلى مى آورد و نوره كشيدن ، آب پشت را زياد ميكند و بدن را قوى ميكند و پيه گرده ها را زياد ميكند و بدن را فربه میکند!

خوب معلوم است دیگر اخوی، هر چی آب در پشت شما باشد برای آبیاری این جنگل مولا مصرف می شود و دیگر چیزی برای وطی باقی نمی ماند. شما فکرش را بکن مگر این پشت چقدر آب دارد که باید این همه علف هرزه را هم آبیاری کند، آخه برادر من پشت شما که به سد کرج وصل نیست که. همین دوتا قطره آبی هم که در آن گرمای عربستان بوده صرف آبیاری ظهار طرف می شده، خوب معلوم است دیگر چیزی برای وطی باقی نمی مانده است. معلوم است که بدن مجبور بوده دوبرابر کار کند تا هم آب علف های بیشه را تامین کند و هم آب وطی با همسر و کنیزان و شتر و بز و گوسفند را، این ها شوخی نیست. ببینید عزیزان من، خوب این ها بدن را فرتوت می کند و مادر قلب را می گاید. ما اهل بیت را که می بینید، ما کمرمان هم الهی بوده است و هر چه وطی می کردیم خشک نمی شد کمرمان، کمرمان به حوض کوثر وصل است. شما فکرش را بکنید این جدم جعفر صادق (ع) حتی شیعیان خود را هم به حمام می برده است. این ها چیز کمی نیست. اگر آن جا را دارو بکشید بدنتان گوشت می آورد و کم کم فربه هم می شوید. شیطان هم اگر به هنگام وطی یا عوض کردن شورت یا استحمام یا این چیز ها شوشولتان را دید دیگر نمی تواند برود و وسط آن جنگل پنهان بشود.

لطفا نظر مبارک را در این مورد مهم و خطیر آن هم در برهه ای که دشمن از هر طرف بدنبال بهانه جویی است ،بفرمائید تا با آمادگی کامل ،تمامی دسیسه های علویون و عباسیون را به فضل الهی ،نقش بر آب کنیم!!

همین قدر به تو بگویم فرزند، این دارو کشیدن آن قدر مهم است که جدم ابا عبدالله الحسین و یارانش در شب عاشورا همه ی آب هایی را که داشتند مصرف کردند تا دارو بکشند و بعدش هم تخمشان نبود که زن و بچه و بچه شیرخوارشان از بی آبی تلف بشوند و این نشان از اهمیت نوره و دارو کشیدن دارد حتی قبل از جنگ.  یعنی جدم حاضر بود صبح برود به لشگر یزید التماس کند تا به بچه ی شیرخوارش آب بدهند اما بی خیال دارو کشیدن نشوند.

پس بر تو باد دارو کشیدن هر صبح و شام که در آن شادمانی است و تندرستی و فراموش نکن که بیش از پنج دقیقه نباید که بزاری بماند چون ما خودمان یک بار هی نشستیم توی حمام تا موها بریزد اما هیچ اتفاقی نیفتاد. لاجرم از بی حوصلگی داروها را شستیم و چشمتان روز بد نبیند هم موها پایین آمد هم پوست چیزمان و یک هفته طاق واز خوابیده بودیم و کنیزهایمان به نوبت چیزمان را باد می زدند.

» و صل الله علی العباد الصالحین، الذین یصرفون النوره قبل الوطی و بعد الوطی، و الذین هم فی اصراف النوره راسخون، والذین یصرفون النوره بالقبل و الدبر، بالیل و النهارحتی شوشولهم یبرقون، و ما ادراک الوطی مع الشوشول المبرقع، ان فی هذا الوطی لذتُ عظیم. و علیکم بالنوره فی کل ایام و کل البلاد حتی فی الصین. » سوره نوره آیات چهار تا هشت
این هم هدیه ما نقویون به مقام معظم دامبولی:

|”»”»”»”»”|_ : !”-.,
“@”»”@@”»@@”

این هم هدیه ی من به شما تا یه وقت اشتباهی مثل این بنده خدا تصمیم نگیری درونت را هم پاکیزه گردانی و درونت را هم از دلتنگی در بیاوری.

—————————————————————————

استفتاء از امام نقی (ع) – اندر آداب ناخن گرفتن و زمان آن

16/11/2011

با درود بی کران به آن حکیم سخندان جناب دامبول قهرمان!
از اینکه به تمامی پرسشهای فقهی این حقیر ناتوان ،پاسخ میدهی پرتوان!بوسه ای میزنم چون مامان! بر لبان تو ای جان جان!
الغرض باز هم طرح یک مسئله مهم :
فصل نهم : در بيان آداب و اوقات ناخن گرفتن :
منقول است كه حضرت رسول نهى فرمود از گرفتن ناخن به دندان .
در حديث حسن از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه ناخن گرفتن در روز جمعه ايمن مگرداند، از خوره و كورى و پيسى و اگر احتياج بگرفتن نداشته باشى بساى تا از ريزها بريزد.
در چند حديث ديگر فرمود كه شارب و ناخن در هر جمعه بگير واگر نباشد از سوهان و غير آن حك كن تا ديوانگى و خوره و پيسى بتو نرسد.
در حديث ديگر فرمود، كه هر كه در هر جمعه ناخن و شارب بگيرد پيوسته باطهارت باشد تا جمعه ديگر.
در حديث ديگر فرمود كه ناخن و شارب گرفتن و سر را باخطمى شستن در هر جمعه فقر را برطرف مى كند و روزى را زياد مى كند.
درحديث ديگر منقول است كه بآنحضرت عرض كردند، كه خبربما رسيده است ، كه تعقيب خواندن بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب نافع تر است براى زيادتى روزى از سفر كردن بشهرها، حضرت فرمود كه ميخواهى چيزى بتو تعليم كنم كه از اين همه نافع تر باشد؟ گفتم بلى فرمود كه ناخن و شارب را در هر جمعه بگير اگر چه بسائيدن باشد.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام شخصى را ديدند كه آزار چشم داشت ، فرمود كه ميخواهى بتو چيزى بياموزانم كه اگر بجا آورى هرگز درد چشم نبينى ؟ گفت بلى ، فرمودند كه در هر پنجشنبه ناخن بگير آن شخص چنين كرد هرگز درد چشم نديد!!
( اینجاست که میگن گوز به شقیقه ربطی نداره!)

از حضرت امام محمد باقر نيز منقول است كه هر كه باين مداومت كند آزار چشم نبيند، هرگز.
در حديث معتبر وارد شده است كه در ناخن گرفتن ابتدا بانگشت كوچك از دست چپ بكنيد، پس تاب گيرد وبانگشت كوچك دست راست ختم كند!
درحديث ديگر وارد شده است كه هر كه روز چهارشنبه ناخن بگيرد و ابتدا كند بانگشت كوچك دست راست و ختم كند بانگشت كوچك دست چپ ، او را امان دهد از درد چشم !
درروايت ديگر وارد شده است كه اگر روز پنجشنبه ابتدا كند بناخن انگشت كوچك دست راست و تا انگشت مهين بگيرد، پس ابتدا كند بانگشت كوچك دست چپ و تا انگشت مهين بگيرد، امان يابد از درد چشم ، دور نيست كه اگر در روز چهارشنبه بگيرد ابتدا بانگشت دست چپ كردن بهتراست ، اگر در روز پنجشنبه گيرد ابتدا در هر دستى بانگشت كوچك آن دست كند، اگر در روز پنجشنبه گيرد ابتدا در هر دستى بانگشت كوچك آن دست كند، اگر در روز جمعه يا ساير روزها گيرد، ابتدا بانگشت كوچك دست چپ كند و ختم بانگشت كوچك دست راست بكند، اگر در هر وقت ابتدا بانگشت كوچك دست چپ بكند خوبست چنانچه على بن بابويه گفته است .
در حديث ديگر منقول است كه هر كه ناخنهاى خود را در روز پنجشنبه بگيرد و يك ناخن را براى روز جمعه بگذارد، خدا پريشانى از او زايل گرداند! ( بالاخره اون یه دونه باقی مونده رو چیکار کنیم؟! )
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه در روز سه شنبه ناخن بگيريد.
در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه ناخن هاى خود را در روز جمعه بگيرد حق تعالى دردها را از سرانگشتان او بيرون كند، دوا را در آنها داخل كند، كسى كه در روز شنبه يا پنجشنبه ناخن و شارب بگيرد، از درد دندان و درد چشم عافيت يابد! ( عجب )
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه ناخن ها را در روز جمعه گرفتن هر دردى را برطرف ميكند، در روز پنجشنبه گرفتن روزى را فراخ ميكند! ( این دیگه آخرشه!!)
در حديث ديگر منقول است كه بحضرت امام موسى عليه السلام عرض كردند، كه اصحاب ما مى گويند كه البته ناخن را در روز جمعه ميبايد گرفت فرمود اگر خواهى در روز جمعه بگير و اگر صبر نبايد كرد تا روز جمعه شود چنانچه در حديث ديگر وارد شده است ، كه هر گاه بلند شود بگيرد.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه هر كه پنجشنبه ناخن بگيرد، فرزندانشت بسيار شود و درد چشم نبيند، اگر كسى خواهد ثواب پنجشنبه و جمعه هر دو را بيابد، در روز پنجشنبه بگيرد و يكى را براى جمعه بگذارد!! يا همه را در پنجشنبه بگيرد و در روز جمعه سوهانى بر آن بمالد كه ريزه چند بريزد.
در وقت ناخن گرفتن بگويد بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَعَلى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ چنانچه در باب شارب گرفتن گذشت ، آنچه مشهور است كه در ناخن گرفتن دست راست اول انگشت شهادت را مى گيرد، بعد از آن انگشت كوچك را و بعد از آن انگشت مهين و بعد از آن انگشت ميانه و بعد از آن انگشت ديگر و در دست چپ اول انگشت بعد از انگشت كوچك را بگيرد، سپس انگشت ميان، سپس انگشت مهين ،سپس انگشت كوچك سپس انگشت شهادت ( البته منظور از انگشت شهادت همون انگشتی است که بهش میگیم بیلاخ!) و در اخبار اهل سنت وارد شده است و آنچه پيشتر ذكر كرديم از اخبار شيعه است و عمل بآن كردن اولى است!!

*** *** *** ***

حالا که فهمیدیم ناخن گرفتن اینقدر فواید داره ،ببین ناخن گیر فروشها چه صوابی میبرن در اون دنیا! ضمنا کار این امامان هم واسه امت هاشون چقدر سخت بوده ها!!

———————————————————————————————————————————————-

ای جوان

شادم از این که در این زمانه که هر کس به فکر خویش است تا بار خود بربندد تو به فکر آموختن حکمت هستی پس درود بر تو و شایسته بادت این حکمت ها که از ما می آموزی، باشد که تو نیز آیندگان را هدایت کنی

و اما جواب

برای این که بدانی ارتباط ناخن با چشم چیست باید حکایتی برایت بگویم، یکی از شیعیان ما نزد من آمد که سخت از چشم درد به هنگام صبح گله داشت. هر چه دارو و دوا و دعا بود روی این شیعه امتحان کردیم اما جواب نداد. دست آخر روزی به وی گفتم امشب را در این جا بمان تا ببینم از چه روی صبح ها چشم درد می گیری.

صبح آمد و هر لحظه وی را نظاره می کردم تا موقع صبحانه خوردن شد. این شیعه ی داهاتی چای شیرینش را که هم زد شروع به نوشیدن چای کرد و قاشق چای خوری در چشمش فرو رفت و این زمان بود که دادش به هوا بلند شد و گفت ای فرزند پیامبر، باز هم چشمم درد گرفت. آن وقت من به او گفتم ای احمق، خوب این قاشق چای خوری را در بیاور تا توی چشمت نرود. و از آن پس او هرگز صبح چشم درد نگرفت.

این حکایت از آن روی گفتم تا بدانی ما با چه دیوانه هایی سر و کار داریم اما خدا وکیلی همین ها روزی ما را می رسانند.

و اما چرا ناخن گرفتن چشم درد را خوب می کند و روزی را زیاد می کند و چه ربطی به زمان آن دارد:

اولن که اگر ناخن دست کسی بلند باشد و بخواهد چشمش را بخاراند خو ب معلوم است که ناخنش توی چشمش می رود.  چیزی که جدم فراموش کرده بگوید این است که کوتاه کردن ناخن از مقعد درد هم جلوگیری می کند. فکرش را بکن اگر کسی با ناخن بلند آنجایش را بخاراند، چه بلایی سرش می آید. به همین دلیل کوتاه کردن ناخن جلوی چشم درد و مقعد درد و بیضه درد و گوش درد و دماغ درد و این ها را می گیرد.

ترتیب گرفتن ناخن: همان طوری که در بالا گفته شد بهتراست ا زناخن شصت شروع کند و بعد به ناخن مهین برسد و بعد از مهین به شهین و دوباره برگردد به مهین و بعد یک سر به انگشت کوچیکه. مستحب است که بعد از گرفتن ناخن ها آن جایش را بخواراند ببیند ناخن ها را خوب گرفته است یا نه. اگر آن جا را خراش داد می فهمد که سوهان ناخن را فراموش کرده است.

می توان به جای این کارها هرهفته ناخن ها را شب جمعه مانیکور و پدیکور کرد تا از ابتلا به کوری دوری کنیم و این کلمات مانیکور و پدیکور هم از همین جا آمده است که یعنی جلوی کوری را می گیرند. در احادیث آمده است که رسول الله فرمود: » من یذهب الی المانیکوریست فی یوم الخمیس، فتح الله له ابواب الجنه »

حال چرا باید ناخن ها را پنج شنبه گرفت و یکی را برای جمعه گذاشت؟

ای پدر سوخته!!! خودت هم خوب می دانی چرا اما باز هم می گویم تا سایرین هم که می خوانند بدانند. ناخن ها را باید پنج شنبه گرفت چون شب جمعه است و شب حال و حول. و چه بهتر از این که ناخن ها را گرفته باشی تا بتوانی با ظرافت انگشتان با طرف .. آره. یکی را باید بگزاری برای جمعه چون به جدم قسم خودم توی یکی از این فیلم های مجامعت دیدم با ناخن بلند چه کارهایی که نمی شد کرد. پس وقتی از ناخن بلند برای شب جمعه ات استفاده کردی صبح جمعه بعد از غسل آن را هم می گیری. استفاده از ناخن مصنوعی برای اون کارها در شب جمعه توصیه نمی شود چون ممکن است وسط راه بشکند و حالا خر بیار و باقالی بار کن.

رسول الله فرمود که نباید ناخن ها را با دندان گرفت چون معلوم است که طرف یا آن جایش را با آن خارانده یا آن جای طرفش را، بنابراین در هر دوحال این کار بهداشتی نیست و با «النظافت من الایمان» منافات دارد.

فراموش نشود که شارب را هم باید همان شب جمعه گرفت چون اکثر خانم ها تا جایی که من اطلاع دارم از بی شارب بیشتر خوششان می آید و به همین دلیل بدون شارب بهتر است. قال الباقر» من ترش ریشا قبل از حال و حول مع الزوجته، فیدخل الله فی الجنه همین جوری بدون هیچ دلیلی» و هم چنین جدم موسی کاظم فرمود: » النساء تحبون الوطی بدون ریش و پشم»

حال این که چرا ناخن گرفتن و ریش زدن در  روز پنج شنبه روزی را فراخ می کند؟

ای پدر سوخته !! بازم داری شیطونی می کنی ها!!

دلیل آنست که ناخنت را که گرفته ای و می توانی طرف را با لطافت لمس کنی، ریش را هم زده ای و طرف خوشش آمده است و دارد کرم می ریزد، با آن یکی ناخن هم داری به یک جای دیگرش حال می دهی و خوب معلوم است که بالاخره یک چیزی فراخ می شود. به خدا قسم که جدم رسول الله رویش نمی شد و خجالت می کشید بگوید چه چیزی فراخ می شود مجبور شد بگوید روزی فراخ می شود امّا ما که خودمان می دانیم کجا فراخ می شود.

پس از گرفتن ناخن یا زدن شارب باید بگویی:» اللهم اخذت ظفری و ترشت ریشی فاطعمنی بالوطی الکثیر و الحاد فی هذه الیل، یا ارحم الراحمین»

یادتان نرود که با ناخن لاک زده نمی توان نماز خواند چون مادرم زهرا فرمود» لعنت الله علی النساء التی تصلی مع الاک، فعلیکم بالتنظیف الاک مع الاستون، و ما ادراک الاستون، هذا مایع الشیمیایی فی الزجاجه، الذی تطهر الظفر بالایکی ثانیه»

والسلام علی نفسی و شیعتی و ابی و مامی و اخی و اختی و بنتی و ابنی و جاری

استفتائات و احکام نقوی – در آداب بیت الخلاء

14/11/2011

دامبول جان دستم به دامنت!میشه آداب و رسوم دستشوئی رفتن رو هم برام تفسیر کنی!؟ چون با این احادیثی که در پائین نوشته خواندم نمیدونستم برای مستراح رفتن ، بایستی کلی آیه و دعاو مناجات بلد باشی و چقدر باید ریاضت بکشی تا کارت تموم بشه !!
فصل يازدهم : در آداب بيت الخلاء
چون خواهد كه داخل بيت الخلاءِ شود سر را بپوشاند ! و اگر در بالاى عمامه چيزى بر سر گيرد بهتر است ، و بسم اللّه بگويد و اين دعا بخواندبه اين عنوان :
بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ اَلّلهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِكَ مِنَ الْخَبيثِ الْمُخْبِثِ الْمُخْبِثِ الرِّجْسِ النَّجِسِ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ وديگر بگويد بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَلااِلهَ اِلاّ اللّهُ رَبِّ اَخْرِجْ عَنّى اْلاَذْى سَرْحا بَغَيْرِ حِسابِ وَاجْعَلْنى لَكَ مِنَ الشّاكِرينَ فيماتَصْرِفهُ عَنّى مِنَ اْلاَذى اَوِ الْغَمِّ الَّذى لَوْجَبَسْتَهُ عَنّى هَلَكْتُ لَكَ الْحَمْدُ اَعْصِمْنى مِنْ شَرِّما فى هذِهِ الْبُقْعَةِ وَاَخْرِجْنى مِنْها سالِما وَحُلْ بَيْنى وَ بَيْنَ طاعَةِ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ!( تا اینجاش که فکر کنم دهن شیطان سرویس شده!! ) و چون داخل شود پاى چپ را مقدم دارد، بنابر مشهور و حديثش بنظر نرسيده است چون عورتش باز شود بِسْمِ اللّه بگويد تا شيطان چشم برهم نهد و نظرش بعورت او نيفتد! و چون درست بنشيند بگويد اَلّلهُمَّ اذْهَبْ عَنّى الْغَذى وَاْلاَذى وَاجْعَلْنى مِنْ الْمُتِطَهِّرينَ و جمعى گفته اند كه سنت است كه تكيه بر پاى چپ كند و پاى راست را گشاده گذارد!! و مستندش بنظر نرسيده است و چون غايط يا بول بدشوارى بيرون آيد، و بعضى گفته اند مطلقا ايندعا بخواند:
اَلّلهُمَّ كَما اَطْعَمْتَنيهِ طَي طَيّبا فى عافِيَةٍ فَاءَخْرِجْهُ مِنّى خَبيثا فى عافِيَةٍ.
در حديث است كه بر هر بنده فرشته موكل است كه سر او را بزير مياندازد در بيت الخلا كه نظر به حدث خود كند، پس آن فرشته مى گويد كه اي فرزند آدم ، اين عاقبت خورشهاى تست كه سعى بسيار در خوبى و پاكيزگى آنها ميكردى ، پس فكركن كه از كجا بهم رساندى و عاقبت بكجا رسيد!(دیگه حالم از هر چی خورشت بود به هم خورد!!) پس سزاوار آنست كه در اين حال بنده اين دعا بخواند اَلّلهُمَّ ارْزُقْنىَ الْحَلالَ وَجَنّبْنى الْحَرامَ چون نظرش بآب استنجا افتد بگويد:
اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى جَعَلَ الْماءَ طَهُورا وَلَمْ يَجْعَلْهُ نَجِسا وچون خواهد استنجا كند بگويد اَلّلهُمَّ حَصِّنْ فَرْجى وَاسْتُرْ عَوْرَتى وَحَرِّمْنى عَلَى النّارِ وَوَفِّقْنى لِما يُقَّرِبُنى مِنْكَ ياذَالْجَلالِ وَاْلاِكْرامِ و چون برخيزد دست بر شكمش بمالد وبگويد:
اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى هَنانى طَعامى وَ شَرابى وَعافانى مِنَ الْبَلْوى و چون خواهد بيرون آيد پاى راست را مقدم دارد، بنابر مشهور و دست بر شكمش بمالد و بگويد اَلْحَمْدُلِلّه الَّذى عَرَّفَنى لَذَّتَهُ وَاءَبْقى فى جَسَدى قُوَّتَهُ وَاَخْرَجَ عَنّى اَذاهُ يالَها مِنْ نِعْمَةٍ لايِقْدِرُ الْقادِروُنَ قَدْرَها!!!
*** *** ***
حالا با این اوصاف فکر نمیکنی به جای شیطان،دهن خودمون سرویس میشه؟! البته میدونم با ادله محکم و جواب حکیمانه ات همه مریدانت رو شگفت زده خواهی کرد!
عندالله اجرکم فی کل نقیون!

دامبولی می‌گوید:
14/11/2011 در 3:17 ق.ظ. | پاسخ   ویرایش

هوالتمیز
دلیل پوشاندن سر آنست که اگر کسی بخواهد با چماق توی فرق سرتان بکوبد ، هیچ صدمه ای به شما نرسد چون هم عمامه دارید و هم روی عمامه چیز دیگری بسته اید. پس اگر کسی بهترین زمان برای کوبیدن چماق بر سرتان را زمان خلای شما بداند و به شما حمله کند، پارچه های عمامه و سرپوشتان جلوی ضربه را خواهند گرفت.
و اما در مورد دعا و بسم الله
بسم الله را باید گفت به این دلیل که شیطان لعنت الله علیه می خواهد شوشول شما را ببیند. شما با گفتن بسم الله یک ضدحالی به شیطان می زنید، یه چیزی تو مایه های مشت محکم به دهان استکبار جهانی
شیطان با شنیدن بسم الله دوتا پای دیگر قرض می کند و الفرار را بر القرار ترجیح می دهد. فکرش را بکنید در این ممالک غربی شیطان دارد همه زیر و بالای مردم را دید می زند.
پس فراموش نکنید که به محض این که خواستید شلوارتان را پایین بکشید باید بسم الله را بگویید. این جوری دهن شیطان هم سرویس خواهد شد. مومن همیشه باید در حال ذکر خداوند باشد چه در حال خلاء یا حمام یا وطی با کنیزان که قبلن دعایش را گفته ام. شیطان هم هر بار شما شلوارتان را می کنید مترصد فرصد است تا به چیز شما نگاه کند و پس و پیشتان را دید بزند.
احوط آنست که خودتان هم به چیزتان نگاه نکنید و وقتی دارید شلوارتان را در می آورید بگویید: ” استغفرالله ربی و اتوب الیه من نظر الی آلتی و بیوض زیر آلتی”
مستحب است که شما با پای چپ وارد شوید، خوب حتمن می خواهی بدانی چرا، چون ما از چپ و مارکسیسم بدمان می آید و برای خلاء رفتن از پای چپ استفاده می کنیم. حتی این قدر از چپ بدمان می آید که چیزمان را هم با دست چپ می شوریم واین چپ حالا فرقی نمی کند سنتی باشد یا مدرن چیز خیلی مزخرفی است که نان ما را آجر کرده است.
وقتی هم نشستید برای این که حال این چپی ها را بگیرید هم باید روی پای چپ بنشینید و پای راستتان را گشاد بگزارید و دعایش را بخوانید که در بالا آمده است.
اگر غایط با دشواری بیرون آمد معلوم می شود شما زیاد آب نخورده ای و یبس شده ای اما اشکالی ندارد و می توانی با دعا این را حل کنی پس باید بگویی:” الهم اخرج غائطی مع الیسر و لا مع العسر”
اما اگر یبوست به حدی بود که جر خوردی باید دعا کنی: ” اللهم الاعمر مقعدی فی احسن الطریق”
و اگر بول با مشکل بیرون آمد که باید بروی جمکران و توبه کنی چون معلوم است که با زن های خیابانی خاک تو سری کرده ای و سوزاک گرفته ای و باید بگویی: ” اللهم اغفر زنایی و لا تبتلینی بالسوزاک انک ارحم الراحمین”

و اما در مورد فرشته ای که سر مومنان را می گیرد تا ببینند چه غلطی کرده اند. این یکی از نکات بزرگ فلسفی اسلام است که می گوید ببین سیب به آن خوشمزگی را خوردی حالا به چه روزی افتاده است. یا ببین این پیتزایی که خوردی چه شکلی شد، یا اون کباب بره یا بستنی فالوده و غیره و غیره. این ها همه از حکمت است و می بینید که در دین ما حتی برای چیزهای به این سادگی مثل خلاء رفتن هم حکمتی است و به همین دلیل است که مومنین در بلاد اسلامی هیچ گناه نمی کنند و انسان های بسیار فلسفی ای هستند و بلاد مسلمان به این درجه از رشد و فهم رسیده اند. به همین دلیل است که مسلمانان هرگز سر یکدیگر را کلاه نمی گزارند و آمار کلاه برداری در کشورهای مسلمان صفر است چون می دانند آن چه می خورند در اندک ساعتی به گوه تبدیل می شود پس چرا حرص، چرا طمع، چرا دوز و کلک، چرا مال حرام؟
پس هر گاه پی پی کردی و فرشته سرت را گرفت و خم کرد تا ببینی چه کرده ای بگو: ” اللهم اخرج النجاست من بطنی و زین بطنی بالگل و البلبل”
البته می توانی همان لحظه که فرشته گردنت را گرفت تو هم دست فرشته را بگیری و به کار مشول شوی اما برای این که فرشته از حالت نامرئی دربیاید و جسمیت بیابد باید بگویی:” اللهم جسم هذه الملائکه حتی انا ازوجها فی هذا الخلاء، انت خیر الجاکشین”
و بعد باید که استنجا کنی یعنی که آلت مبارک را بگیری و هی آن را تا سرش بدوشی که در این کار فایده ای بس بزرگ است و باید بگویی: ” اللهم زید طول آلتی”
و بعد باید شلوارت را بالا بکشی و دستت را روی شکمت بمالی و بگویی: ” اللهم طعمتنی بالطعام فی هذا التغار و نصرتنی بالخلاء، فانت خیر الرازقین”
بعد زیپت را بالا می کشی و می گویی: ” الحمدلله الذی خلق الزیپ و لو لا زیپ، لم ادرک ان کیف البس شلواری و کیف استر آلتی”
و بعد با پای راست بیرون می آیی از خلاء و می گویی:” اللهم اجعلنی من اصحاب الیمین یوم القیامه”

واسلام علی من التبع الاحکام الدامبول العظیم

استفتائات از امام نقی (ع) – اندر آداب کوتاهی مو، کوتاهی جامه و وطی با کنیزان

11/11/2011

دامبولی جان لطفا نظرت رو راجع به مطالبی که باقر مجلسی در حلیة المتقین نوشته برام بگو:
فصل دوم : در فضيلت سر تراشيدن و آداب آن
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه سه چيز است هر كه لذتشان را يافت ترك نمى كند: مورا از بيخ گرفتن و جامه را كوتاه كردن و وطى كنيزان كردن !
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه موى سر را از بيخ بگير تا چرك نگيرد و جانوران در آن جا نكنند و گردنت گنده شود و ديده ات جلا يابد و بدنت راحت يابد!
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه من هر جمعه سر ميتراشم !
درحديث ديگر فرمود كه موى پشت سر را تراشيدن غم را زايل ميكند!
درحديث صحيح از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه چون موى سر بلند شود چشم را ضعيف مى كند و نورش را كم مى كند و مويش را ازاله كردن ديده را جلا ميدهد.
در فقه الرضا عليه السلام مذكور است كه چون خواهى كه موى سر را بتراشى رو بقبله كن و ابتدا كن از پيش سر از جانب پيشانى و بتراش تا دو استخوان كه از پهلوهاى گوش بلند شده اند و درحين شروع اين دعا بخوان بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَعَلى مِلَةِ رَسُولِ اللّهِ سُنَّتِهِ حَنيفا مُسْلِما وَمااَنَا مِنْ الْمُشْرِكينَ اَلّلهُمَّ اَعْطَنى بِكُلِ شَعْرَةٍ نُورا ساطِعا يَوْمَ الْقِيمَةِ پس چون فارغ شوى بگو اَلّلهُمَّ زَيّنى بِالتُّقى وَجَنِّبْنْى الرّدى وَجَنِّبْ شَعْرى وَبَشَرى الْمَعاصى وَجَميعَ ماتَكْرَهُ مِنّى فَاِنّى لااَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعا وَلا ضَرّا.
در روايت ديگر منقول است كه در وقت شروع اين دعا بخواند بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَعَلى مِلَةِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَلّلهُمَّ اَعْطِنى بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُورا يَوْمَ الْقَيمَةِ و چون فارغ شود بگويد اَلّلهُمَّ زَيّنى بِالتَّقْوى وَجَنِّبْنىَ الرَّدى .
فکر نمیکنی با این کارها کمی اسکل میشیم!!؟

دامبولی می‌گوید:

11/11/2011 در 1:36 ق.ظ. | پاسخ   ویرایش

هوالجمیل و یحب الجمال

قبل از هر چیز باید بگویم که جدم این حرف ها را الکی نزده است و دلیل دارد.

اول این که چرا موی بلند نور چشم را کم می کند: چون وقتی موهای شما بلند می شود توی صورتتان می ریزد و جلوی چشمتان را می گیرد،بنابراین دیدتان کم می شود و نور کم تری به چشمانتان می رسد. حتمن داری فکر می کنی که این که خیلی آسان بود، درست فکر کردی. اگر همین عرب های احمق نبودند که ما الان این همه عزت و منزلت و جایگاه نداشتیم. این بیابان گرد ها نمی دانستند که دلیل کم شدن نور چشمانشان ریختن موهای بلندشان روی صورتشان بود که جلوی دیدشان را می گرفت. پس کوتاه کردن مو باعث افزایش نور چشم و بهتر دیدن می شود.
این را گفتم که فکر نکنی ما همین جوری حدیث و روایت سر هم می کنیم.

و اما در مورد کوتاه کردن جامه باید بگویم که دلایل زیادی وجود دارد که اگر کسی جامه اش کوتاه شد و لذت آن را درک کرد، دیگر نمی تواند جامه بلند بپوشد:
دلیل اول آنست که در گرمای حجاز وقتی جامه ات کوتاه باشد با کوچک ترین بادی که بوزد، باد به آلت مبارک شما می خورد و خیلی خوش خوشانتان می شود و چه چیز در این دنیا از این آلت مهم تر. این قضیه برای خانم ها هم صدق می کند چون اون جای اون ها هم باد می خورد که خوب چه بهتر.
دوم این که اگر بخواهی با شتر یا گوسفندی وطی کنی خیلی فوری می توانی ردایت را بالا بزنی و به کار مشغول شوی در صورتی که اگر ردایت بلند باشد، تا بیایی ردایت را بالا بزنی یا این که شتر فرار می کند یا این که جامه ات جلوی دست و پایت را می گیرد و لذت جماع را از بین می برد.
سوم این که اگر خودت یا برادر مومنت بخارید، هر دو می توانید سریع رداهایتان را بالا بزنید و به کار خاراندن یک دیگر مشغول شوید.
چهارم این که به محض این که شاشتان می گیرد می توانید جامه را بالا بزنید و بشاشید و خوب صد البته اگر اسهال داشته باشید و جامه بلند باشد تا بیایید جامه را بالا بزنید همه چیز از دستتان در می رود و آبرو ریزی می شود.
پنجم این که اگر برادر مومنی جامه ای به شما فروخت که بعد از شستشو آب رفت، می توانید آن را بدون نگرانی بپوشید.
این دلایل را هم گفتم که باز فکر نکنی ما اهل بیت همین جوری ضرتی حکم می دهیم.

و اما در مورد وطی با کنیزان، آخ که چه حالی دارد این وطی با کنیزان. البته خدا وکیلی وطی با شتر و گوسفند و بز هم خیلی حال می دهد اما وطی با کنیزان چیز دیگری است که دلایلش را می گویم تا بدانی چرا هر که با کنیزان وطی کند دیگر نمی تواند آن را ترک کند.
اول آن که کنیز را به جهت ان که کنیز است می توانی هر وقت و در هر حال و هر جور که خواستی وطی کنی و این از مزایای کنیزان بود. نیازی به صیغه و آیه و این دری وری ها نیست و فقط ردایت را که البته کوتاهش بهتر است بالا می دهی و بسم الله. می توانی طرف را سر نماز هم بزنی زمین و طرف حق ندارد جیک بزند.
دوم آن که می توانی با کنیزان وطی گروهی داشته باشی که اگر به این لذت برسی دیگر هیچ گاه نمی توانی با یک نفر وطی کنی. فکرش را بکن داری وطی یکی را می کنی و یکی دیگر را می مالانی و یکی دیگر را می بوسی و این ها هم خودشان هی به هم ور می روند و بعد با تو ور می روند و بعد همه آه و ناله می کنند و یک محشر کبرایی می شود که نگو و نپرس. و این هم یکی دیگر از آن چیزهایی است که این غربی ها از ما آموخته اند و خودم با چشم خودم دیدم توی فیلم هایشان هم نشان می دهند.
سوم این که وقتی کنیزت دیگر از بر و رو افتاد و سینه هایش شل شد و شکم آورد آن را در راه خدا آزاد می کنی. هم ثواب هزاران سفرحج و هزاران روز روزه داری را می بری و هم این که یک کنیز صفر کیلومتر از بازار مکه یا کوفه یا مدینه می خری و باز روز از نو و روزی از نو.
چهارم این که می توانی کنیزت را با کنیز برادر مومنت طاق بزنی و عوض کنی. حالا یا ده درهم گیرت می آید یا ده درهم از دست می دهی اما می توانی کنیزی را وطی کنی که برادر مومنت با او وطی کرده. خوشگله را می دهی و خوش هیکله را می گیری یا بر عکس که در آن هم لذتی است بس زیاد.
فراموش نشود که به هنگام شروع وطی با کنیزان بهتر است این دعا را بخوانی:
اللهم زید طول آلتی ، و تاخر انزالی و صغر قطر فرجها و فرجهن، و زید الماء فی فرجها و فرجهن و بارد بطونهما و بطونهن فی هذالیل و سایر الیالی بحق محمد و آل محمّد

و وقتی از جماع با کنیزان فارغ شدی این دعا را بخوان:

اللهم اعطنی هذالوطی مع الجمل و الغنم و صاحب الجمل و الغنم و الجار و زوجه الجار و المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات
اللهم اعطنی قوه ان تکرر هذه الوطی بکل هذا الیل معها و معهن بثلاث و الاربعاء و الخمساء و مع الجمل و الغنم
یا ارحم الراحمین

حالا دیدی که اسکل نمی شوی و در این احادیث هزاران نکته ی باریک تراز مو نهفته است؟

استفتائات و احکام نقوی – در آداب انگشت کردن در دماغ و انگشت رساندن به کسی

09/11/2011

سوال: 

با سلام ، از اینکه چنین مکانی را برای استفتائات نقویون عزیز راه اندازی کردین کمال تشکر و امتنان را دارم چون ما نقویون! همیشه و همه جا سئوالاتی برامون پیش میاد که نمیتونیم جواب درست و درمونی بگیریم ! فلذا من بعنوان اولین نقوی! میخواستم بدونم حکم انگشت کردن توی دماغ با انگشت رسوندن به یک بازیکن چه حکمی داره؟! و اگه به جای یک انگشت، چهار انگشت فرو کنیم آیا بازی فوتبال ، معتبره یا نه؟! ضمنا حکم تماشاچی ها رو هم میخواستم بدونم!
با تشکر : یک نقوی مخالف علوی و عباسی!!

جواب:

هوالانگشت کن

احکام انگشت کردن در دماغ با انگشت رساندن به افراد متفاوت است چون می توان چهار انگشت را مثل این برادر رضایی در آن جای طرف فرو کرد اما نمی توان چهار انگشت را در سوراخ دماغ فرو کرد، فلذا این مساله در صورت همگانی بودن آن، احکام نماز جماعت هم بر آن مترتب است بدین وسیله که اگر شما کسی را با یک انگشت انگشت کنی یک ثواب می بری، و اگر دو انگشت دو ثواب، و سه انگشت سه ثواب و الی آخر. اگر بازیکن فوتبال را انگشت کنی که اجر آن چندین برابر می شود، برای مثال اگر فوروارد برزیل را چهار انگشت کنی یه چیزی حدود چهار هزار حسنه برایت نوشته می شود و اگر دروازه بان تیم مالدیو را انگشت کنی نهایتن چهارصد حسنه برایت نوشته می شود.
از پدرم شنیدم که او از پدرش شنید و همین جور تا بالا که جدم پیامبر اکرم (ص) فرمود: هر کس بازیکنی را در استادیوم ده هزار نفری انگشت کند آن هم چهار تایی، فرشته ها هزاران سال برایش ثواب آن را می نویسند و اگر کسی بازیکنی را در استادیوم صد هزار نفری انگشت کند آن هم چهارتایی، و جلوی دوربین صدا و سیما، حتی اگر تمام درختان قلم شوند و دریاها و اقیانوس ها جوهر شوند و تمام فرشتگان به جای دوختن پرده ی بکارت حوری هایی که ضرت و ضرت بکارتشون رو از دست می دن، بشینن ثواب این انگشت چهارتایی را بنویسند، نخواهند توانست و همون طوری که در بالا گفتم ثواب آن یه چیزی تو مایه های ثواب نماز جماعته.
اما در مورد بازی فوتبال که باید بگویم این انسان های دیوانه ای که به جای گریه بر جدم حسین،  فوتبال بازی می کنند را باید گرفت هر کدام را یک انگشتی مشتی چیزیشان کرد. فوتبال هم اعتباری ندارد مگر آن که قبل از بازی زیارت عاشورا در آن خوانده شود و بعد از بازی هم دعای فرج.
اما مشکلاتی هم در زمینه احکام انگشت هست که نمی توان نادیده گرفت چون در مورد جماع ما مساله ی سر آلت یا همان ختنه گاه را داریم اما در انگشت ها سر آلت نداریم و فقط بند اول را داریم که جای سر آلت را نمی گیرد چون بند اول انگشت کجا و ختنه گاه کجا، به قول شاعر :
شکر مازندران و شکر هندوستان ——- هر دو شیرینند اما این کجا و آن کجا
علی ایحال شما فعلن احکام ختنه گاه را در مورد انگشت هم حساب کنید. بدین ترتیب که اگر بند اول فرو برود به غسل نیازی نیست اما از بند اول که گذشت، احتیاط واجب این است که ببینی طرف حالی به حالی شده است یا نه، اگر طرف خوشش آمد سریع او را در بسیج محل ثبت نام می کنی تا برادرا کمی از خجالت ایشان در بیایند و بعدن خود ایشان تبدیل به یکی از اون کونده پرروها بشوند، شاید یه احمدی نژاد دیگه از توش دراومد.
تماشاچی ها هم مثل همان نماز جماعت که با بغل دستی هایشان (یکی دو تا چپ و یکی دوتا راست) دست می دهند، می توانند بغل دستی هایشان را انگشت کنند. مستحب آنست که یک موج مکزیکی الکی راه بیندازی تا وقتی بغل دستی ات بلند شد سریع او را انگشت کنی. احوط آنست که وقتی بغل دستی ات پرسید اخوی چه می کنی شما پاسخ بدهی: چی؟؟؟ و این هم همان کونده پررویی است که در بالا عرض کردم که افتخار آن را به هر کسی نمی دهند.

 

وصل الله علی النقی و رفقائه و اعوانه و انصاره و اکنافه و تازگی ها پیروان وبلاگه و لایک کنندگان فیس بوکه و اعضای فیس بوکه

مژده به نقویون، بخش استفتائات امام نقی راه اندازی شد

07/11/2011

دیگر نگران پرسش های فقهی خود نباشید

پرسش هایتان را از مولای متقیان امام نقی بپرسید و پاسخ فوری بگیرید.

استفتائات قبلی را می توانید این جا ببینید.

اولویت با بسیجی هاست.

مدال شجاعت به اسلام

02/11/2011

با نگاهی به اتفاقات اخیر در ایران، تاریخ انقلاب اسلامی و تاریخ اسلام می توان دریافت که تمامی ادعاهای اسلام مبنی بر فطری بودن آن، قدرت مند بودن آن از لحاظ منطقی و عقلی و نیز شجاع بودن آن در برابر منتقدان و پرسش گران، یاوه و گزافه ای بیش نیست.

در مورد فطری بودن آن، پیش تر مطلبی با عنوان اسلام دین فطرت نوشته ام که این جا می خوانید.

اما در مورد قدرت منطقی و عقلانی این دین و شجاعت برخورد آن با نقد و انتقاد باید گفت که اسلام و روحانیون بیشتر شبیه به کودکانی می مانند که فقط لگدپراکنی می کنند. از همه چیز و همه کس حتی سایه خودشان هم می ترسند، به همه مشکوکند، همه را خائن می دانند و هر چیزی می تواند به سادگی دودمانشان را به باد دهد. بنابراین، هر روز بیشتر و بیشتر تلاش می کنند تا همه چیز را نابود کنند، از نقاشی و مجسمه و موسیقی و تئاتر گرفته تا کتاب و علم و اینترنت و نیز رسانه های گروهی مانند تلوزیون و رادیو و ماهواره و روزنامه و مجله و هم چنین هر گونه اعتراض و انتقاد حتی از جانب هم دینان و هم لباسی های خود، و سوای این ها حتی مراسم و مناسک عبادی و عرفانی.

در حقیقت می توان گفت هر چیزی می تواند پایه های این امپراتوری بزرگ را بلرزاند.  موارد زیر نمونه هایی هستند قابل یادآوری حتی برای نسل جوان برای اثبات ادعای من:

ترس از هنر:

تنها هنـرى مـورد قبـول قـرآن است که صیقل دهنـده اسلام نــــاب محمـدىصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ، اسلام ائمه هـدىعلیه‌السلام ، اسلام فقـرإ دردمنــــــد ، اسلام پابرهنگان ، اسلام تازیانه خـوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیتها باشـد. هنـرى زیبـا و پاک است که کـوبنـده سـرمایه دارى مـدرن و کمـونیسـم خـونآشـام و نـابـود کننـده اسلام رفـاه و تجمل ، اسلام التقاط ، اسلام سازش و فـرومایگـى ، اسلام مـرفهیـن بـى درد و در یک کلمه اسلام آمریکایـى باشـد. هنر در مـدرسه عشق ، نشان دهنده نقاط کـور و مبهم معضلات اجتماعى ، اقتصادى ، سیاسى ، نظامى است. هنر در عرفـان اسلامـى تـرسیـم روشـن عدالت و شـرافت و انصـاف و تجسیـم تلخکامـى گرسنگان مغضـوب قدرت و پـول است. هنر در جایگاه واقعى خود ، تصویر زالوصفتانى است که از مکیدن خـون فرهنگ اصیل اسلامى ، فرهنگ عدالت و صفا لذت مـى برنـد. تنها به هنرى بایـد پرداخت که راه ستیز بـا جهانخـواران شـرق و غرب و در رإس آنان آمـریکا و شوروى را بیاموزد.

موسیقی

آموزش و یادگیرى نوازندگى آلات موسیقى از نظر مراجع تقلید شیعه چنین است:

همه مراجع (به جز آیات عظام بهجت و صافى) می گویند: آموزش و یادگیرى نوازندگى با آلات مختص [به لهو] جایز نیست و اگر از آلات مشترک باشد، به منظور استفاده مشروع و حلال، اشکال ندارد.[۱]

آیات عظام بهجت و صافى می گویند: آموزش و یادگیرى نوازندگى با آلات موسیقى، حرام است.[۲]

نظر فقها دربارۀ موسیقی و مصادیق حرمت آن، همه از آیات و روایات معصومین (ع) استفاده شده است؛ به عنوان نمونه می توان به این روایات اشاره کرد. امام صادق(ع) می فرمایند: «آلات ساز و آواز، از عمل شیطان است پس هر چه در زمین از این نوع وجود دارد از ناحیۀ شیطان است.»[۴]

پیامبر اکرم(ص) نیز می­فرمایند: «شما را از مزمار و کوبات (آلات موسیقی) نهی می کنم.»[۵]

مجسمه

به دنبال سرقت سريالي مجسمه‌هاي شهري، علاوه بر سرقت 6 مجسمه قبلي، دو مجسمه «شريعتي» و «مادر و فرزند» هم از پارك شريعتي و شهرك قدس ربوده شدند.

عوض شهابی فر، فرمانده سپاه فتح استان کهگیلویه و بویر احمد خواستار تخریب مجسمه آریو برزن شده است

  مجسمه های آرش کمانگیر و اسبش به جرم «اهانت به امام»! از میادین ساری ناپدید شدند

ساختن مجسّمه از نظر شرع اسلام اشکال دارد.

نقاشی

نقاشی های مشهد را از روی دیوارها پاک کردند آن هم به دستور یک آخوند، تمامی نقاشی ها باید از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز داشته باشند برای چاپ شدن. حتی کشیدن صورت امامان و پیامبر اسلام هم ناپسند است.

تاترو سینما

تاتر و سینما که دیگر جای خود دارد، تمامی فیلم ها و سریال ها و نمایش نامه باید قبل از فیلم بردای یا اجرا مورد تایید قرار بگیرند و پس از ساخت فیلم و یا آماده شدن تاتر برای اجرا باز هم باید یک بار دیگر مجوز بگیرند. هنرمندان تاتر و سینما منفورند و مغضوب و جایشان در قعر جهنم است.

این از هنر اما بیایید نگاهی به انسان بیندازیم تا ببینیم اسلام از انسان ها چقدر می ترسد.

در اسلام انسان ها تا زمانی محبوبیت و ارج و قرب دارند که مسلمان و آن هم از نوع ذوب شده در ولایتش باشند، اهل سینه زنی و پای منبر نشستن و نماز جمعه رفتن باشند.

اسلام از زن می ترسد آن قدر که هزاران هزار ترفند دارد تا زنان را خانه نشین کند، چون دینی است که نمی تواند جلوی مردانش را بگیرد پس جلوی زنانش را می گیرد.

اسلام از اختلاط زن و مرد وحشت دارد، کافی است نگاهی به مدارس، دانشگاه ها، مهد کودک ها، اتوبوس ها، و هر جایی که پای این دو به آن می رسد داشته باشیم، همه مردها باید از همه زن ها جدا باشند حالا استخر و ورزشگاه که دیگر جای خود دارد.تازگی ها که بحث پارک های مجزا هم به میان آمده است.

این دین قدرت مند حتی از جنازه ها هم می ترسد، نگاهی به نحوه دفن شهدای جنبش آزادی خواهی ایران در دو سال اخیر ، چه معروف و انسان های عادی جامعه شاهدی بر مدعای من است.

اسلام از مراسم عزاداری و دعا و جلسه قرآن هم می ترسد. کافی است کسی که مخالف حکومت است بخواهد این مراسم را برگزار کند، حتی اگر در حد و اندازه خاتمی، یعنی رییس جمهور پیشین کشور هم باشد باز هم نمی تواند.

این اسلام قدرت مند و شجاع از علم و کتاب و تفکر واهمه دارد، همیشه تلاش می کند متفکرین را بی اخلاق جلوه دهد، علم بدون تقوا را بی ارزش نشان دهد و به طور کل علم را چیزی بیهوده نشان دهد. اسلام معتقد است همه علوم در قرآن جمع است پس انسان نیازی به علوم دیگر ندارد. البته وایگراش را هر شب جمعه مصرف می کند و در بهترین بیمارستان شهر جراحی می کند اما در باطن به علم باور ندارد.

اسلام از تجمع وحشت دارد، برای هر نوع تجمعی باید مجوز داشته باشید، عروسی یا عزا یا سمینار علمی یا نمایش گاه فرقی ندارد، هر جا که چند نفر دور هم جمع می شوند باید مجوز داشته باشند.

اسلام از این که کسی در آن وارد شود و سپس بخواهد بیرون برود وحشت دارد و حکم آن را اعدام قرار داده است.

اسلام از رسانه ها نیز می ترسد. رادیو و تلوزیون باید همیشه تحت کنترل باشند. روزنامه ها و مجله ها پیش از چاپ باید بازبینی شوند، تمامی بروشورها و کاتالوگ ها و مجله هایی که از خارج وارد ایران می شوند باید بازبینی و در صورت نیاز سانسور شوند. روزنامه های منتقد باید بسته شوند.

ماهواره از همه بدتر است، هر که ماهواره دارد باید تاوان بدهد، می توان به بهانه ماهواره حتی بدون اجازه وارد حریم خصوصی افراد شد.

اسلام از سکس وحشت دارد، همیشه برآن است تا آن را از ریشه بخشکاند، درست است که خودش چهارتاچهارتا می گیرد و صیغه ای هایش بی شمار است اما همه چیز باید در خفا باشد.  همواره تلاش می کند سکس سربسته باقی بماند تا نکند نیروی آن اسلام را نابود کند.

بی حجابی اسلام را آزار می دهد، بی حجابی بد تر از هدر دادن خون شهدا می شود و فرد بی حجاب لایق تازیانه و تعزیر.

باورتان نمی شود اما اسلام از چکمه خانم ها هم می ترسد، می ترسد با دیدن چکمه هوایی بشود و نتواند جلوی خود را بگیرد.

اسلام از شراب هم می ترسد، خوردن آن مجازات دارد و درست کردن آن عقوبتی بدتر، البته اگر تریلی تریلی آن را وارد کنید کسی ایرادی نمی گیرد به شرط آن که حق و حساب حضرات فراموش نشود.

اسلام با شادی مخالف است، شما می توانید هزاران بار در خیابان گریه کنید و ببینید که هیچ مشگلی پیش نمی آید اما کافی است بخندید تا نیروهای حافظ بیضه اسلام مانند اجل معلق بر سرتان خراب شوند  و شادیتان را به عزا تبدیل کنند. در رادیو و تلوزیون، برنامه ها و کارنوال های عزاداری و گریه همیشه هست و هیچ گاه از آن دریغ نمی کنند. مگر نه این که به قول آخرین پرچم دارشان «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته است»؟

اسلام از مخالفانش خیلی بدش می آید تا جایی که همیشه آن ها را به بدترین شکل ممکن نابود کرده است. آیا تا به حال به فکرتان خطور کرده است که چرا در تاریخ اسلام ، در این هزار و چهارصد سال اخیر کسی نتوانسته چیزی شبیه آیات قرآن درست کند؟ اگر از اسلام بپرسی می گوید این معجزه است اما از من بپرسی می گویم هر کسی که این کار را کرده سریع نابود شده، آخرین نمونه همین آقای سلمان رشدی که فقط کمی به پر و پای اسلام پیچید و هنوز باید با محافظ به دست شویی برود یا کاریکاتوریست های غربی یا حتی کسانی مثل سروش در ایران که لعن و تکفیر شدند چون فقط نگرششان جور دیگری بود، مخالفان حکومتی مثل کروبی و موسوی و زیدآبادی و فروهر و غیره جای خود دارد.

اسلام با همه چیز و همه کس، هر چیز یا هرکسی که از او بپرسد، انتقاد کند، خرده بگیرد، غیر از آن چه او گفته کند، غیر آن چه او گفته بپوشد،بخورد یا بیاشامد هراس دارد.

اسلام برای زنده ماندن باید روی خوراک، پوشاک، آرایش، راه رفتن، نشستن، برخاستن، نگاه کردن، دوست داشتن، دست شویی رفتن، سکس داشتن، ورزش کردن، موسیقی، تاتر، مدرسه ها، زنان، بچه ها، روزنامه ها، تابلوها، کنسرت ها، کتاب ها،  و و و و و  کنترل داشته باشد.

پایه های این دین با ساق پای زنی، مقاله ای، فیلمی، نوشته ای، عکسی می لرزد.

حتی آب بازی هم می تواند این دین را بر باد دهد.

اسلام از لوگوی تهران امروز هم می ترسد و آن را زنی در حال رقص می بیند.

اسلام از خیار و موز و هویج هم می ترسد مبادا که زنان با دیدن این ها فیلشان یاد هندوستان کند.

اسلام از اسم شاه و پادشاه هم می ترسد. از نام بردن طاغوت هم ابا دارد.

این دین سخت ترسو و بی منطق است.

شاید بد نباشد این شعر را از پیام عالی نژاد این جا بگزارم

چرا اینگونه از موی زنان ارشاد می ترسد// از این موی رها گشته به دست باد می ترسد

لباس تیره در بر کن لباس قهوه ای مشکی// چرا چونکه طرف از رنگهای شاد می ترسد

کند نابود آثار تمدنهای پیشین را//از آنچه آورد تاریخ را در یاد می ترسد

به یاسوج از نماد آریو برزن و شمشیرش//و در ساری هم از سرباز قوم ماد می ترسد

چنان چون طالبان که می هراسیدند از بودا//رفیق ما هم از سنگ و گچ و فولاد می ترسد

فقط باید ببوسی دست و گویی بل بله قربان//از اندیشه از استدلال از استعداد می ترسد

بزن خود را به آن راه و بگو چیزی نفهمیدم//که او از هر کسی دوزاریش افتاد می ترسد

هم از سرخی گل ترسد هم از سبزی برگ آن//از آن سروی که محکم جای خود استاد می ترسد

نه تنها از زبان سرخ و از سرهای سبز ما// از آن دیگی که بوی قررمه سبزی داد می ترسد

زمانی می هراسید از تجمع های ملیونی//ولی امروز روز از تک تک افراد می ترسد

کسی که منطق او داد و فریاد است و فحاشی//برای چه خودش از واژه ی فریاد می ترسد

بزن بر فرق ما تا می توانی تیشه ی خودرا//عزیزم کوه کی از تیشه ی فرهاد می ترسد

گذشت آن دوره ای که می رمید آهو زصیادان//کنون از سایه ی خود نیز هر صیاد می ترسد

کبوتر می کند پرواز هم بال پرستوها//و جغد از اینکه رفته هیبتش بر باد می ترسد

زمانی می رمید از چوب و باتوم آنکه می فهمید//ولی حالا چماق از کله ی پرباد می ترسد

ندارد ماهی آزاد خوف از تور ماهیگیر//کنون قلاب و تور از ماهی آزاد می ترسد

نمی ترسد دگر شمشاد از داس و تبر//زیرا که امروزه تبر از قامت شمشاد می ترسد

بلی جانم گذشت آن دوره و امروزه لولو هم// چنین از بچه های این خراب آباد می ترسد

خدایا میشود روزی رسد گویند ای هالو//ببین وارونه شد مادر زن از داماد می ترسد

بخند ای هموطن قهقه بزن این خنده ها خاری است // به چشم آنکه از این قلبهای شاد می ترسد