استفتاء از امام نقی (ع) – اندر آداب ناخن گرفتن و زمان آن

با درود بی کران به آن حکیم سخندان جناب دامبول قهرمان!
از اینکه به تمامی پرسشهای فقهی این حقیر ناتوان ،پاسخ میدهی پرتوان!بوسه ای میزنم چون مامان! بر لبان تو ای جان جان!
الغرض باز هم طرح یک مسئله مهم :
فصل نهم : در بيان آداب و اوقات ناخن گرفتن :
منقول است كه حضرت رسول نهى فرمود از گرفتن ناخن به دندان .
در حديث حسن از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه ناخن گرفتن در روز جمعه ايمن مگرداند، از خوره و كورى و پيسى و اگر احتياج بگرفتن نداشته باشى بساى تا از ريزها بريزد.
در چند حديث ديگر فرمود كه شارب و ناخن در هر جمعه بگير واگر نباشد از سوهان و غير آن حك كن تا ديوانگى و خوره و پيسى بتو نرسد.
در حديث ديگر فرمود، كه هر كه در هر جمعه ناخن و شارب بگيرد پيوسته باطهارت باشد تا جمعه ديگر.
در حديث ديگر فرمود كه ناخن و شارب گرفتن و سر را باخطمى شستن در هر جمعه فقر را برطرف مى كند و روزى را زياد مى كند.
درحديث ديگر منقول است كه بآنحضرت عرض كردند، كه خبربما رسيده است ، كه تعقيب خواندن بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب نافع تر است براى زيادتى روزى از سفر كردن بشهرها، حضرت فرمود كه ميخواهى چيزى بتو تعليم كنم كه از اين همه نافع تر باشد؟ گفتم بلى فرمود كه ناخن و شارب را در هر جمعه بگير اگر چه بسائيدن باشد.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام شخصى را ديدند كه آزار چشم داشت ، فرمود كه ميخواهى بتو چيزى بياموزانم كه اگر بجا آورى هرگز درد چشم نبينى ؟ گفت بلى ، فرمودند كه در هر پنجشنبه ناخن بگير آن شخص چنين كرد هرگز درد چشم نديد!!
( اینجاست که میگن گوز به شقیقه ربطی نداره!)

از حضرت امام محمد باقر نيز منقول است كه هر كه باين مداومت كند آزار چشم نبيند، هرگز.
در حديث معتبر وارد شده است كه در ناخن گرفتن ابتدا بانگشت كوچك از دست چپ بكنيد، پس تاب گيرد وبانگشت كوچك دست راست ختم كند!
درحديث ديگر وارد شده است كه هر كه روز چهارشنبه ناخن بگيرد و ابتدا كند بانگشت كوچك دست راست و ختم كند بانگشت كوچك دست چپ ، او را امان دهد از درد چشم !
درروايت ديگر وارد شده است كه اگر روز پنجشنبه ابتدا كند بناخن انگشت كوچك دست راست و تا انگشت مهين بگيرد، پس ابتدا كند بانگشت كوچك دست چپ و تا انگشت مهين بگيرد، امان يابد از درد چشم ، دور نيست كه اگر در روز چهارشنبه بگيرد ابتدا بانگشت دست چپ كردن بهتراست ، اگر در روز پنجشنبه گيرد ابتدا در هر دستى بانگشت كوچك آن دست كند، اگر در روز پنجشنبه گيرد ابتدا در هر دستى بانگشت كوچك آن دست كند، اگر در روز جمعه يا ساير روزها گيرد، ابتدا بانگشت كوچك دست چپ كند و ختم بانگشت كوچك دست راست بكند، اگر در هر وقت ابتدا بانگشت كوچك دست چپ بكند خوبست چنانچه على بن بابويه گفته است .
در حديث ديگر منقول است كه هر كه ناخنهاى خود را در روز پنجشنبه بگيرد و يك ناخن را براى روز جمعه بگذارد، خدا پريشانى از او زايل گرداند! ( بالاخره اون یه دونه باقی مونده رو چیکار کنیم؟! )
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه در روز سه شنبه ناخن بگيريد.
در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه ناخن هاى خود را در روز جمعه بگيرد حق تعالى دردها را از سرانگشتان او بيرون كند، دوا را در آنها داخل كند، كسى كه در روز شنبه يا پنجشنبه ناخن و شارب بگيرد، از درد دندان و درد چشم عافيت يابد! ( عجب )
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه ناخن ها را در روز جمعه گرفتن هر دردى را برطرف ميكند، در روز پنجشنبه گرفتن روزى را فراخ ميكند! ( این دیگه آخرشه!!)
در حديث ديگر منقول است كه بحضرت امام موسى عليه السلام عرض كردند، كه اصحاب ما مى گويند كه البته ناخن را در روز جمعه ميبايد گرفت فرمود اگر خواهى در روز جمعه بگير و اگر صبر نبايد كرد تا روز جمعه شود چنانچه در حديث ديگر وارد شده است ، كه هر گاه بلند شود بگيرد.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه هر كه پنجشنبه ناخن بگيرد، فرزندانشت بسيار شود و درد چشم نبيند، اگر كسى خواهد ثواب پنجشنبه و جمعه هر دو را بيابد، در روز پنجشنبه بگيرد و يكى را براى جمعه بگذارد!! يا همه را در پنجشنبه بگيرد و در روز جمعه سوهانى بر آن بمالد كه ريزه چند بريزد.
در وقت ناخن گرفتن بگويد بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَعَلى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ چنانچه در باب شارب گرفتن گذشت ، آنچه مشهور است كه در ناخن گرفتن دست راست اول انگشت شهادت را مى گيرد، بعد از آن انگشت كوچك را و بعد از آن انگشت مهين و بعد از آن انگشت ميانه و بعد از آن انگشت ديگر و در دست چپ اول انگشت بعد از انگشت كوچك را بگيرد، سپس انگشت ميان، سپس انگشت مهين ،سپس انگشت كوچك سپس انگشت شهادت ( البته منظور از انگشت شهادت همون انگشتی است که بهش میگیم بیلاخ!) و در اخبار اهل سنت وارد شده است و آنچه پيشتر ذكر كرديم از اخبار شيعه است و عمل بآن كردن اولى است!!

*** *** *** ***

حالا که فهمیدیم ناخن گرفتن اینقدر فواید داره ،ببین ناخن گیر فروشها چه صوابی میبرن در اون دنیا! ضمنا کار این امامان هم واسه امت هاشون چقدر سخت بوده ها!!

———————————————————————————————————————————————-

ای جوان

شادم از این که در این زمانه که هر کس به فکر خویش است تا بار خود بربندد تو به فکر آموختن حکمت هستی پس درود بر تو و شایسته بادت این حکمت ها که از ما می آموزی، باشد که تو نیز آیندگان را هدایت کنی

و اما جواب

برای این که بدانی ارتباط ناخن با چشم چیست باید حکایتی برایت بگویم، یکی از شیعیان ما نزد من آمد که سخت از چشم درد به هنگام صبح گله داشت. هر چه دارو و دوا و دعا بود روی این شیعه امتحان کردیم اما جواب نداد. دست آخر روزی به وی گفتم امشب را در این جا بمان تا ببینم از چه روی صبح ها چشم درد می گیری.

صبح آمد و هر لحظه وی را نظاره می کردم تا موقع صبحانه خوردن شد. این شیعه ی داهاتی چای شیرینش را که هم زد شروع به نوشیدن چای کرد و قاشق چای خوری در چشمش فرو رفت و این زمان بود که دادش به هوا بلند شد و گفت ای فرزند پیامبر، باز هم چشمم درد گرفت. آن وقت من به او گفتم ای احمق، خوب این قاشق چای خوری را در بیاور تا توی چشمت نرود. و از آن پس او هرگز صبح چشم درد نگرفت.

این حکایت از آن روی گفتم تا بدانی ما با چه دیوانه هایی سر و کار داریم اما خدا وکیلی همین ها روزی ما را می رسانند.

و اما چرا ناخن گرفتن چشم درد را خوب می کند و روزی را زیاد می کند و چه ربطی به زمان آن دارد:

اولن که اگر ناخن دست کسی بلند باشد و بخواهد چشمش را بخاراند خو ب معلوم است که ناخنش توی چشمش می رود.  چیزی که جدم فراموش کرده بگوید این است که کوتاه کردن ناخن از مقعد درد هم جلوگیری می کند. فکرش را بکن اگر کسی با ناخن بلند آنجایش را بخاراند، چه بلایی سرش می آید. به همین دلیل کوتاه کردن ناخن جلوی چشم درد و مقعد درد و بیضه درد و گوش درد و دماغ درد و این ها را می گیرد.

ترتیب گرفتن ناخن: همان طوری که در بالا گفته شد بهتراست ا زناخن شصت شروع کند و بعد به ناخن مهین برسد و بعد از مهین به شهین و دوباره برگردد به مهین و بعد یک سر به انگشت کوچیکه. مستحب است که بعد از گرفتن ناخن ها آن جایش را بخواراند ببیند ناخن ها را خوب گرفته است یا نه. اگر آن جا را خراش داد می فهمد که سوهان ناخن را فراموش کرده است.

می توان به جای این کارها هرهفته ناخن ها را شب جمعه مانیکور و پدیکور کرد تا از ابتلا به کوری دوری کنیم و این کلمات مانیکور و پدیکور هم از همین جا آمده است که یعنی جلوی کوری را می گیرند. در احادیث آمده است که رسول الله فرمود: » من یذهب الی المانیکوریست فی یوم الخمیس، فتح الله له ابواب الجنه »

حال چرا باید ناخن ها را پنج شنبه گرفت و یکی را برای جمعه گذاشت؟

ای پدر سوخته!!! خودت هم خوب می دانی چرا اما باز هم می گویم تا سایرین هم که می خوانند بدانند. ناخن ها را باید پنج شنبه گرفت چون شب جمعه است و شب حال و حول. و چه بهتر از این که ناخن ها را گرفته باشی تا بتوانی با ظرافت انگشتان با طرف .. آره. یکی را باید بگزاری برای جمعه چون به جدم قسم خودم توی یکی از این فیلم های مجامعت دیدم با ناخن بلند چه کارهایی که نمی شد کرد. پس وقتی از ناخن بلند برای شب جمعه ات استفاده کردی صبح جمعه بعد از غسل آن را هم می گیری. استفاده از ناخن مصنوعی برای اون کارها در شب جمعه توصیه نمی شود چون ممکن است وسط راه بشکند و حالا خر بیار و باقالی بار کن.

رسول الله فرمود که نباید ناخن ها را با دندان گرفت چون معلوم است که طرف یا آن جایش را با آن خارانده یا آن جای طرفش را، بنابراین در هر دوحال این کار بهداشتی نیست و با «النظافت من الایمان» منافات دارد.

فراموش نشود که شارب را هم باید همان شب جمعه گرفت چون اکثر خانم ها تا جایی که من اطلاع دارم از بی شارب بیشتر خوششان می آید و به همین دلیل بدون شارب بهتر است. قال الباقر» من ترش ریشا قبل از حال و حول مع الزوجته، فیدخل الله فی الجنه همین جوری بدون هیچ دلیلی» و هم چنین جدم موسی کاظم فرمود: » النساء تحبون الوطی بدون ریش و پشم»

حال این که چرا ناخن گرفتن و ریش زدن در  روز پنج شنبه روزی را فراخ می کند؟

ای پدر سوخته !! بازم داری شیطونی می کنی ها!!

دلیل آنست که ناخنت را که گرفته ای و می توانی طرف را با لطافت لمس کنی، ریش را هم زده ای و طرف خوشش آمده است و دارد کرم می ریزد، با آن یکی ناخن هم داری به یک جای دیگرش حال می دهی و خوب معلوم است که بالاخره یک چیزی فراخ می شود. به خدا قسم که جدم رسول الله رویش نمی شد و خجالت می کشید بگوید چه چیزی فراخ می شود مجبور شد بگوید روزی فراخ می شود امّا ما که خودمان می دانیم کجا فراخ می شود.

پس از گرفتن ناخن یا زدن شارب باید بگویی:» اللهم اخذت ظفری و ترشت ریشی فاطعمنی بالوطی الکثیر و الحاد فی هذه الیل، یا ارحم الراحمین»

یادتان نرود که با ناخن لاک زده نمی توان نماز خواند چون مادرم زهرا فرمود» لعنت الله علی النساء التی تصلی مع الاک، فعلیکم بالتنظیف الاک مع الاستون، و ما ادراک الاستون، هذا مایع الشیمیایی فی الزجاجه، الذی تطهر الظفر بالایکی ثانیه»

والسلام علی نفسی و شیعتی و ابی و مامی و اخی و اختی و بنتی و ابنی و جاری

Advertisements

برچسب‌ها:

2 پاسخ to “استفتاء از امام نقی (ع) – اندر آداب ناخن گرفتن و زمان آن”

  1. Aja Says:

    >> اگر این استفتائات 20 سال هم طول بکشد ما همچنان استفتاء میکنیم! <<

    ~ جمعی از نقویون مقیم مرکز و حومه ~

    محضر مبارک مقام معظم دامبولی دامة برکاته و دامة افاضاته و دامة های دیگر!
    با درودی فراوان بر مقام شامخ دامبولی ،به استحضار میرساند ما نقویون مقیم مرکز و حومه از بیانات شگرف آن مقام والا و نایب بر حق امام نقی )نق( که مایه دلگرمی و امید فراوان بود و مشت محکمی بودبر دهان یاوه گویان علوی و عباسی،نهایت تشکر را داشته ،بدین وسیله ضمن بیعت مجدد با مقام عظما، بار دیگر سئوالی را از محضر شریف آن عزیزبزرگوار،مسئلت داریم!

    در ازله كردن موى زير بغل:
    در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : دراز مكنيد موى زير بغل را، كه شيطان در آنجا پنهان ميشود.
    در حديث معتبر ديگر منقول استكه : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام زير بغل را دارو مى گذاشتند و ميفرمودند كه : كندن موى زير بغل دوش ها را سست ميكند!! در فضيلت حنا ماليدن بعد از نوره:
    حسين بن موسى روايت ميكند كه پدرم حضرت موسى بن جعفر عليه السلام هر گاه اراده حمام ميكردند ميفرمودند كه : حمام را بسيار گرم ميكردند بمرتبه ای كه داخل نميتوانست شد، پس ميفرمودند كه : نمدها بر زمين حمام ميانداختند و بعد از آن داخل ميشدند، روزى از حمام بيرون آمدند، شخصى از آل زبير به آنحضرت رسيد و اثر حنا در دست حضرت ديد، گفت : اين رنگ چيست كه در دست تست ؟ فرمود: رنگ حناست ، پدرانم از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت كرده اند كه : هر كه بحمام رود و دارو بكشد و بعد از دارو حنا از سرتا پا بمالد او را امان باشد از ديوانگى و خوره و پيسى و آكله !!
    در فضيلت دارو كشيدن:
    در حديث حسن از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه : دارو كشيدن پاك كننده بدن است .
    در حديث صحيح منقول است كه : عبدالرحمن بن ابى عبداللّه گفت : با حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بحمام رفتم ، فرمود كه : دارو بكش ، گفتم : چند روزيست كشيده ام ، فرمود كه : بارديگر بكش كه پاك كننده بدن است و براين مضمون چند حديث وارد شده است .) همیشه در هر اموری چند تا حدیث موجود است!!(
    در حديث ديگر منقول است كه : شخصى تكليف دارو كشيدن كردند، او گفت كه : سه روز است كه كشيده ام ، فرمود كه : باز بكش ، كه پاك مى گرداند تو را.
    از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقولستكه : دارو كشيدن ، دفع دلگيرى و پريشانى خاطر ميكند و بدن را پاك ميكند.
    در حديث صحيح از آنحضرت منقول است كه : موى بدن چون بلند ميشود، آب پشت را قطع ميكند، يعنى فرزند بوجود نمى آيد و بندها را سست ميكند و ضعف و تنبلى مى آورد و نوره كشيدن ، آب پشت را زياد ميكند و بدن را قوى ميكند و پيه گرده ها را زياد ميكند و بدن را فربه میکند!

    لطفا نظر مبارک را در این مورد مهم و خطیر آن هم در برهه ای که دشمن از هر طرف بدنبال بهانه جویی است ،بفرمائید تا با آمادگی کامل ،تمامی دسیسه های علویون و عباسیون را به فضل الهی ،نقش بر آب کنیم!!
    این هم هدیه ما نقویون به مقام معظم دامبولی:

    |”"”"”"”"”|_ : !”-.,
    “@”"”@@”"@@”

    • دامبولی Says:

      استفتاء از امام نقی (ع) – در ازاله كردن موى زير بغل و دارو کشیدن

      >> اگر این استفتائات 20 سال هم طول بکشد ما همچنان استفتاء میکنیم! <<

      ~ جمعی از نقویون مقیم مرکز و حومه ~

      محضر مبارک مقام معظم دامبولی دامة برکاته و دامة افاضاته و دامة های دیگر!
      با درودی فراوان بر مقام شامخ دامبولی ،به استحضار میرساند ما نقویون مقیم مرکز و حومه از بیانات شگرف آن مقام والا و نایب بر حق امام نقی )نق( که مایه دلگرمی و امید فراوان بود و مشت محکمی بودبر دهان یاوه گویان علوی و عباسی،نهایت تشکر را داشته ،بدین وسیله ضمن بیعت مجدد با مقام عظما، بار دیگر سئوالی را از محضر شریف آن عزیزبزرگوار،مسئلت داریم!

      ای فرزند، خداوند ترا حکمتی دهد بی اندازه و علمی لدنی تا خلقی از برکت علم و معرفتت مستفیذ شوند. این عشق تو به احکام و سرچشمه ی آنان و حکمت احادیث و دستورات اسلام برای ما باعث افتخار است. جواب ها را برایت جلوی هر کدام نوشته ام

      در ازاله كردن موى زير بغل:
      در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : دراز مكنيد موى زير بغل را، كه شيطان در آنجا پنهان ميشود.

      و اما حکمت این کار: رسول الله یک بار در غار حرا بود، ندایی شنید که می گفت بخوان، گفت صدام خوب نیست خجالت می کشم، آن صدا دوباره گفت بخوان ، حضرت فرمودند: چی بخونم؟ ، ندا آمد لب کارون رو بخون، ان وقت حضرت فرمود یک جای کار ایراد دارد پس خوب گوش کرد ببیند صدا از کجا می آید و گفت: شعرش یادم رفته تو اول بخوان تا من یادم بیاید و بعد من می خوانم. آن صدا شروع به خواندن کرد و بعد حضرت دید صدا از زیر بغلش می آید و صدای شیطان است که لای موها قایم شده است. پس از کوه به زیر شد، به حمام شد و یک صفایی به زیر بغل خود داد و شیطان را آواره ی بیابان کرد. و دهن شیطان سرویس شد چون دیگر جایی برای پنهان شدن نداشت.

      در حديث معتبر ديگر منقول استكه : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام زير بغل را دارو مى گذاشتند و ميفرمودند كه : كندن موى زير بغل دوش ها را سست ميكند!!

      و اما در این که چرا امام صادق این چیز را گفته است خداییش من هم نمی دونم. احتمالن ودکا زده بوده حالیش نبوده وگر نه من خودم هم می دانم که موی زیر بغل به سستی شانه ربطی نداره.

      در فضيلت حنا ماليدن بعد از نوره:
      حسين بن موسى روايت ميكند كه پدرم حضرت موسى بن جعفر عليه السلام هر گاه اراده حمام ميكردند ميفرمودند كه : حمام را بسيار گرم ميكردند بمرتبه ای كه داخل نميتوانست شد، پس ميفرمودند كه : نمدها بر زمين حمام ميانداختند و بعد از آن داخل ميشدند، روزى از حمام بيرون آمدند، شخصى از آل زبير به آنحضرت رسيد و اثر حنا در دست حضرت ديد، گفت : اين رنگ چيست كه در دست تست ؟ فرمود: رنگ حناست ، پدرانم از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت كرده اند كه : هر كه بحمام رود و دارو بكشد و بعد از دارو حنا از سرتا پا بمالد او را امان باشد از ديوانگى و خوره و پيسى و آكله !!

      ببین عزیز این هم نشان می دهد ما چقدر پیش رفته بوده ایم. این نشان می دهد ما در عربستان سیستم گرمایش از کف داشته ایم. یعنی در سرزمینی که مردمانش در چادر زندگی می کردند، ما حمام هایی داشته ایم که در ظل گرما ی تابستان حجاز، گرمایش از کف هم داشته است و این از نشانه های بزرگواری و پیش رفته بودن ما اهل بیت است. ناباوران می توانند شب بیایند تا نشانه های دیگر بزرگی مان را نشانشان بدهیم.
      در فضيلت دارو كشيدن:
      در حديث حسن از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه : دارو كشيدن پاك كننده بدن است .

      این که چیزی نیست، حدیث دیگری هم امام باقر دارد که : خوردن پر کننده ی شکم است و گرسنگی را بر طرف می کند. بابام هم (ص) یه بار گفت شاشیدن جلوی منفجر شدن را می گیرد. یک بار هم مقام معظم رهبری (ره) فرمودند که کوه نوردی خوب است.

      در حديث صحيح منقول است كه : عبدالرحمن بن ابى عبداللّه گفت : با حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بحمام رفتم ، فرمود كه : دارو بكش ، گفتم : چند روزيست كشيده ام ، فرمود كه : بارديگر بكش كه پاك كننده بدن است و براين مضمون چند حديث وارد شده است .

      البته باید بگویم که عبدالرحمن بن ابی عبدالله این قدر دارو کشید تا معتاد شد و در جوب های مدینه مرد. در ضمن من باید بگویم خودم هم کم کم دارم به این جدم جعفر صادق شک می کنم چون کسی که چند روز پیش دارو کشیده باشد دیگر چیزی ندارد که باز هم بکشد. مگر این که جدم صادق خیلی بی مو دوست داشته اند.

      در حديث ديگر منقول است كه : شخصى تكليف دارو كشيدن كردند، او گفت كه : سه روز است كه كشيده ام ، فرمود كه : باز بكش ، كه پاك مى گرداند تو را.

      و این حدیث کاملن مشخص می کند که حدم جعفر صادق خیلی خیلی بی مویش را دوست داشته است که هی به مردم گیر می داده است و از این همه احکام و حکمت ها و قرآن و نهج البلاغه و این چیزها هی از مردم می پرسیده است که اون جایشان را دارو گذاشته اند یا نه و گر نه چه معنی دارد یک امام هی از شیعیانش بپرسد اون جایشان چه شکلی است و آیا دارو کشیده اند و بعد هم با طرف برود حمام.

      از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقولست كه : دارو كشيدن ، دفع دلگيرى و پريشانى خاطر ميكند و بدن را پاك ميكند.

      حال چرا رفع پریشانی؟ چون هر بار که به آن جایت نگاه می کنی و پوست براقش را می بینی انبساط خاطر پیدا می کنی و روحت شاد می شود. قبلن هم که گفته بودم که خانم ها هم صاف و صوفش را بیشتر دوست دارند. این هم پریشانی را رفع می کند چون شما همیشه در حال جماع و وطی خواهید بود و فرصت اندوه وحزن نخواهی یافت.
      در حديث صحيح از آنحضرت منقول است كه : موى بدن چون بلند ميشود، آب پشت را قطع ميكند، يعنى فرزند بوجود نمى آيد و بندها را سست ميكند و ضعف و تنبلى مى آورد و نوره كشيدن ، آب پشت را زياد ميكند و بدن را قوى ميكند و پيه گرده ها را زياد ميكند و بدن را فربه میکند!

      خوب معلوم است دیگر اخوی، هر چی آب در پشت شما باشد برای آبیاری این جنگل مولا مصرف می شود و دیگر چیزی برای وطی باقی نمی ماند. شما فکرش را بکن مگر این پشت چقدر آب دارد که باید این همه علف هرزه را هم آبیاری کند، آخه برادر من پشت شما که به سد کرج وصل نیست که. همین دوتا قطره آبی هم که در آن گرمای عربستان بوده صرف آبیاری ظهار طرف می شده، خوب معلوم است دیگر چیزی برای وطی باقی نمی مانده است. معلوم است که بدن مجبور بوده دوبرابر کار کند تا هم آب علف های بیشه را تامین کند و هم آب وطی با همسر و کنیزان و شتر و بز و گوسفند را، این ها شوخی نیست. ببینید عزیزان من، خوب این ها بدن را فرتوت می کند و مادر قلب را می گاید. ما اهل بیت را که می بینید، ما کمرمان هم الهی بوده است و هر چه وطی می کردیم خشک نمی شد کمرمان، کمرمان به حوض کوثر وصل است. شما فکرش را بکنید این جدم جعفر صادق (ع) حتی شیعیان خود را هم به حمام می برده است. این ها چیز کمی نیست. اگر آن جا را دارو بکشید بدنتان گوشت می آورد و کم کم فربه هم می شوید. شیطان هم اگر به هنگام وطی یا عوض کردن شورت یا استحمام یا این چیز ها شوشولتان را دید دیگر نمی تواند برود و وسط آن جنگل پنهان بشود.

      لطفا نظر مبارک را در این مورد مهم و خطیر آن هم در برهه ای که دشمن از هر طرف بدنبال بهانه جویی است ،بفرمائید تا با آمادگی کامل ،تمامی دسیسه های علویون و عباسیون را به فضل الهی ،نقش بر آب کنیم!!

      همین قدر به تو بگویم فرزند، این دارو کشیدن آن قدر مهم است که جدم ابا عبدالله الحسین و یارانش در شب عاشورا همه ی آب هایی را که داشتند مصرف کردند تا دارو بکشند و بعدش هم تخمشان نبود که زن و بچه و بچه شیرخوارشان از بی آبی تلف بشوند و این نشان از اهمیت نوره و دارو کشیدن دارد حتی قبل از جنگ. یعنی جدم حاضر بود صبح برود به لشگر یزید التماس کند تا به بچه ی شیرخوارش آب بدهند اما بی خیال دارو کشیدن نشوند.

      پس بر تو باد دارو کشیدن هر صبح و شام که در آن شادمانی است و تندرستی و فراموش نکن که بیش از پنج دقیقه نباید که بزاری بماند چون ما خودمان یک بار هی نشستیم توی حمام تا موها بریزد اما هیچ اتفاقی نیفتاد. لاجرم از بی حوصلگی داروها را شستیم و چشمتان روز بد نبیند هم موها پایین آمد هم پوست چیزمان و یک هفته طاق واز خوابیده بودیم و کنیزهایمان به نوبت چیزمان را باد می زدند.

      ” و صل الله علی العباد الصالحین، الذین یصرفون النوره قبل الوطی و بعد الوطی، و الذین هم فی اصراف النوره راسخون، والذین یصرفون النوره بالقبل و الدبر، بالیل و النهارحتی شوشولهم یبرقون، و ما ادراک الوطی مع الشوشول المبرقع، ان فی هذا الوطی لذتُ عظیم. و علیکم بالنوره فی کل ایام و کل البلاد حتی فی الصین. ” سوره نوره آیات چهار تا هشت
      این هم هدیه ما نقویون به مقام معظم دامبولی:

      |”””””””””|_ : !”-.,
      “@”””@@””@@”

      این هم هدیه ی من به شما تا یه وقت اشتباهی مثل این بنده خدا تصمیم نگیری درونت را هم پاکیزه گردانی و درونت را هم از دلتنگی در بیاوری.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: