امام نقی (ع) و استفتائات نقوی – در باب سرنوشت زنان مسلمان در بهشت و هم جنس بازها

با درودی بی کران برآن ناجی قهرمان حضرت دامبول علیه السلام ( دامب )
بار دیگر سئوالی بر من عارض گشت که هر چه بیشتر در آن تفکر نمودم،کمتر جوابی به آن دست یازیدم!
کوته سخن آنکه : جناب دامبول خان ، در روایات و احادیث بیشماری که از اولین روز ماه محرم سنه اول هجری قمری تا امروز که هزار و چهارصد و اندی سال گذشته ،به ما گفته اند اگر بروی بهشت ،حوریان بهشتی در جوارت هستند الی تا ابد ،آن هم به هر تعداد و کیفیت!
اما این سئوال برایم باقی است، پس نسوان محترمه که میروند بهشت ،با چه کسانی محشور میشوند؟!
سئوال دوم : تکلیف هموسکسوالها چیست؟!

————————-

ای جالینوس، پیامت را به مولایم نقی ارواحنا له الفداء رساندم و امام نقی پس از دیدن این پرسش تو فرمودند:» اللهم اجعل الجالینوس من شیعتی و ادخله بالجنه بدون سوال و جواب و حشره مع الحورالعین و الحسن والحسین، و حشره مع الغلمان و الامام الزمان، و  حشره مع اهل البیت، و اجعله فی قصرالزجاج فی مرکز الجنه مع آلاف الحور و الغلمان و الشلمان، آمین با رب العالمین»

ای عزیز، درود خدا بر تو باد که در این سرزمین مرد سالار به فکر سرنوشت و آخرت زنان مومن یا همان مومنات و مسلمات هستی. خداوند تو را برای نسوان ایران و هم جنس بازان نگاه دارد.

و اما جواب :

از آن جا که کافران و آنان که به ما اهل بیت عصمت شک دارند، د ر پاسخ ما اما و اگر خواهند آورد ، فلذا تلاش کردم از آیات قرآن برایت پاسخ بیاورم تا مشت محکمی باشد بر دهان یاوه گویان علوی و عباسی و این جوجه بسیجی هایی که هنوزنه تنها یک بار قرآن را نخوانده اند بلکه کتاب اول را هم نخوانده اند، و جلوی ما هم که سلاله ی پاک نبوت هستیم می ایستند و اگر ما علم الغیب نمی دانستیم و طی الارض نمی کردیم، تا به حال صد بار در کهریزک کونمان گذاشته بودند.

داستان از این قرار است که در بهشت برای درست کاران باغ هایی است که در آن باغ ها درخت هایی است و در زیر آن درخت ها جوب هایی است و در جوب ها انواع و اقسام نوشیدنی ها از شیر و عسل و شراب و آب جو و وودکا ابسولوت و تکیلا و ویسکی، و در میان باغ ها نیز قصرهایی است چند طبقه و درایوان قصر ها نیز تخت هایی است و تخت ها نیز بالش هایی دارند از پر قو.

و اما روی تخت ها حوری هایی هستند درنهایت زیبایی، با باسن هایی تراشیده ، که باسنشان به باسن جنیفر لوپز ماند و لبانی به سرخی خون که لبانشان به لبان آنجلینا جولی ماند، و سینه هایی در شباهت به سینه های پاملا اندرسون و فرجی مانند فرج بریتنی اسپیرز. و این حوریان با بشر متفاوتند از آن بابت که هیچ وقت چروکیده نمی شوند و هیچ وقت از فرم نمی افتند و هر بار ترتیبشان را می دهی به اذن پروردگار پرده شان دوباره دوخته می شود. و در آن ایاتی است برای مومنین. پس همان گونه که در آیات هم آمده است خداوند به کمر و پشت مومنان چنان قدرتی می بخشد که می توانند در روز صدها بار وطی کنند آن هم با زنانی که هر بار باکره می شوند. و تو خوب می دانی که ترتیب باکره را دادن بسیار سخت تر است و ذکری می خواهد پولادین که حتی آهنی اش هم به درد نمی خورد که از قدیم گفته اند: نرود میخ آهنی در سنگ

همین طوری که در آیات هم می بینید این دوشیزگان ترگل ورگل و قد بلند برای یارانی هستند که راست هستند و در اصل همیشه راست کرده اند. و این نیز از آیات الهی است.

و اما این که این دوشیزگان و حوریان از کجا می آیند؟ خداوند در قرآن گفته است که وقتی بهشتیان نعمت های بهشتی را می بینند می گویند ما در زندگی دنیا نیز همین ها را داشتیم و بنابر این این دوشیزگان همان زنان مسلمان هستند. از طرف دیگر از عدالت خداوند به دور است که به مردان اسباب حال کردن بدهد و زنان را فراموش کند، پس این گونه است که وقتی به بهشت وارد می شوند یهویی به قدرت پروردگار جوان می شوند و هیکلشان یه چیزی تو مایه های بریتنی اسپیرز می شود و باکره می شوند وتازه بعد از هرجماع زنان هی فرت و فرت باکره می شوند و کمر و ذکر همسرانشان از فولاد می شود. و اما در باب جزییات این داستان باید با استفاده از آیات قرآن روزی از روزهای مومنین و مومنات را برایت به تصویر کشم تا به یقین برسی و بدانی چه می گویم:

صبح است و مومنین و مومنات از خواب پا می شوند، بلند می شوند و می روند لب جوی شیرو عسل می نشینند و برای صبحانه شیرعسل می خورند. بعد از صبحانه هم یک چند تایی موز تناول می کنند و خودت بهتر می دانی که وقتی مومنین عسل و موز بخورند به یک باره منارجنبانشان به حرکت می افتد و همین طور که در قرآن آمده است خداوند دوباره به آنها قوت می دهد، پس سریع خود را به قصر می رسانند و یکی از این مومنات را می گیرند و به وطی مشغول می شوند. و تو چه می دانی که آن وطی چیست؟ در آن آیاتی است برای اهل معرفت.

عسل خورده و موز روی عسل خورده، تقویت شده توسط خداوند و رسیده به مومنه ای که دیشب هم ترتیبش را داده ای و دوباره باکره شده است. حالا نکن کی بکن و این چنین است که تا ظهر همین طور تلمبه می زنند. و دلیل این هم که در بهشت سخن لغو بر زبان رانده نمی شود همین است چون همه مشغول تلمبه زدن هستند و کسی فرصت دری وری گویی پیدا نمی کند.

القصه، ظهر می شود و مومنین می روند روی بالش های پر قو یک چرتی می زنند و مومنات هم می روند تا ملائک پرده هاشان را بدوزند و تجدید آرایش کنند.

مومنان از خواب نیم روزی بیدار می شوند آن هم چه بیدار شدنی!! فکرش رو بکن؟

خوابیده باشی که یک مرتبه بیدار شوی ببینی یک پسر تپل مپل سفید بلوری چشم درشت دارد وسط پایت را می مالد وبرای نهار برایت گوشت پرنده آورده است با یک سینی میوه و جام های شراب. غذا را همان طوری که دارد وسط پایت را می مالند برایت سرو می کنند و همین جوری مثل پروانه دورت می گردند و یکی لقمه در دهانت می گزارد و دیگری برایت شراب می ریزد و آن دگر دارد وسط پایت را مالش می دهد. خداییش خودم هم که دارم این ها را می گویم دارم کم کم حالی به حالی می شود. استغفرالله ربی من نعوذی

اما این پسران زیبا روی که از آن ها در قرآن به غلمان یاد شده است کسانی نیستند جز همین بر و بچه های بسیج مساجد و مدارس که ابروانی پر پشت دارند و کمی ته ریش و از ترس این که نکند یک وقت در دنیا برادران مومن به آن ها گیر بدهند مجبورند از باسن خود همیشه حفاظت کنند و پیراهنشان را روی آن می اندازند تا هم راه تعرض به آن گرفته شود و هم این که نماز و روزه ی برادران مسلمان خود را باطل نکنند. اما در بهشت که دیگر جای هیچ حزن و اندوهی نیست این تپل مپلی ها بر گرد مومونین می گردند و آن ها را به حظ عظیم می رسانند.

و البته هم جنس بازان هم می توانند اگر شیعه هستند و دلشان خواست (بسته به این که فاعل باشند یا مفعول) تبدیل به همین غلمان ها بشوند که البته در آن هم لذتی است بس عظیم اما اولویت با برادران بسیج است. همان طوری که در قرآن هم گفته شده این بچه های هم جنس باز یا به قول شما هموسکسوال، در بهشت وقتی با هم صحبت می کنند می گویند ما در میان خانواده ی خود بر روی زمین بیمناک بودیم و از این که خانواده مان بفهمند هم جنس بازیم وحشت داشتیم اما این جا توی بهشت همش حال و حوله و خداوند به ما مقام غلمان داد و هر بار که می خاریم این برادران مومن حسابی از خجالتمان در می آیند و البته گهگاهی هم این مسلمات و مومنات یک گیری به ما می دهند که آن وقت ما از خجالتشان در می آییم.

خلاصه این که نهارت را می خوری و یکی هم که یک ساعتی وسط پایت را مالیده و بعدش هم از شراب طهور بهشتی می زنی و روی شراب هم باز می توانی دسری چیزی بزنی و این بار دوباره یا به یکی از همین بچه های بسیج (غلمان بهشتی) گیر بدهی یا این که بروی یک زن مومنه ی دیگر را گیر بیاوری و باز روز از نو روزی از نو ، و دوباره تلمبه می زنی و تلمبه می زنی تا حوصله ات سر برود. البته می توانی با همان غلمان ها و حوری ها و ملائک یک گنگ بنگ حسابی راه بیندازی که همان طور که پیشتر نیز گفته بودم محشر کبرایی می شود که نگو.

بدان که در بهشت هیچ گاه نقصی و کمبودی وجود ندارد پس مومنات بلافاصله که بکارت از دست می دهند یهو فرتی دوباره باکره می شوند و دوباره داستان موزو شراب و کمر سفت کن الهی و فولاد و سنگ و سیخ و این جور چیزها.

و بعد دوباره خواب روی بالش و بیدار شدن با مالش اون جات و یه وطی گروهی توپ و بعدش سری به بقیه ی بر و بچ زدن و عوض کردن مومنات هم دیگر و دوباره وطی و بعدش دوباره جوی آب انار و بعدش دوباره جوی عسل و روی عسل دوباره موز خوردن و بعدش معجون و روی معجون گوشت تیهو زدن و بعدش هم یه سیگاری قلیونی چیزی و دوباره لب جوی شراب ناب و باز غلمان هایی که می خارند و مومنات هلوگلابی و جنیفر لوپز و آنجلینا جولی و بریتنی اسپیرز و پاملا اندرسون و این حرف ها.

و به جدم رسول الله قسم که اگر بخواهم بگویم مثنوی هفتاد من می شود و از عمر من و تو فزون است و دیوان ها می توا ن نبشت به این حکایت و حکایت به سرانجام نرسد وتا روز ابد اوضاع به همین منوال باشد.و این تازه صبح تا به عصرش بود که حکایت شب آن را اگر بگویم همه عمر بنشینی به عبادت و نماز و هر روز روزه داری، و تمام ثروتت را انفاق کنی، و در تمام جنگ ها بجنگی، و هر لحظه ذکر خداوند گویی و از صبح تا به شام و از شام تا به صبح در تضرع و زاری باشی تا بهشت از کف ندهی.

جدم امام باقر فرمودند:» من تعلم اللذه اللیال الجنه، لم استطیع ان اعیش الحیات الدنیا. فیهن التپون تپون مع الحور و الغلمان و والمومنین یشربون الشراب الطهور و یاکلون اللحم الطیرفی کل الیل»

ترجمه: اگر کسی لذت شب های بهشت را بداند، نمی تواند در این دنیا زندگی کند. چون در این شب ها حوری پری ها و غلمان ها رو می زنی زمین و بعدش شراب و گوشت پرنده تا صبح»

«اللهم اعطنی لذت الجنه مع الحور، و لذت النوم مع الغلمان و لذت الحلب مع العسل و لذت جماع مع البکر و الغلمان و الملائک البته یک به یک، و اعطنی الذکر الحدید و الصلب الشدید، برحمتک یا ارحم الراحمین»

Advertisements

برچسب‌ها: , , ,

11 پاسخ to “امام نقی (ع) و استفتائات نقوی – در باب سرنوشت زنان مسلمان در بهشت و هم جنس بازها”

  1. شب كُنت Says:

    مثل اينكه خودت رو هم توي كهريزك بلاها سرت آوردن. يا اينكه دوست داري ببرنت اونجا كونت بزارن !!!!!!!!!!………؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • دامبولی Says:

      قال النقی(ع):
      هوالقنبل
      به گمانم تو هم یکی از همون بچه بسیجی های کونده پررو هستی. خداوند در دنیا غلمانت کرد امیدوارم درآخرت هم مقام غلمان به تو دهد.
      خدا را سپاس که من قدرت طی الارض دارم و دست شماها به من نرسید.
      با آل علی هر که در افتاد پس افتاد

  2. ديشبيه ـه ـه ـه ...... Says:

    مطمئن باش كه » گمانت » اشتباه بود
    و من نه بسيجيم و نه مثل تو بي شرف و دهن لق ، فقط ميخواستم بگم كه تو از اون كوته فكرهايي مستي كه » در اين توهم فرو رفتن كه «با كس شعر گفتن و كس شعر نوشتن از ديگران به منتهاي آمال و آرزوهاشون رسيدن و وظيفشون رو در قِبال كسايي مثل خودشون انجام ميدن …………..

    • دامبولی Says:

      اخوی کس شعر کدومه؟ دهن لق کدومه؟
      آیا وقتی خداوند مخالفانش را در قرآن مجید مادر جنده می نامد دهن لق است؟
      تمامی چیزهایی که من نوشتم خیلی کمتر و ملایم تر از احادیث و روایاته
      مثل این که تا حالا این کتاب ها رو نخوندی
      یه مدت بیا نوشته هام رو بخون اگر دیدی دری وری می گم بگو
      من کس شعر نمی نویسم بلکه دقیقن مثل قرآن و احادیث می نویسم و دقیقن سیستم استدلال اون ها رو پیاده می کنم حالا اگر تو تعصب داری (درست مثل چند سال پیش خودم) و نمی تونی حقیقت رو ببینی تقصیر من چیه؟
      بیا تو جمع مریدان من شاید یه چیزی یاد گرفتی
      باورکن من بیشتر از تو پای منبر و روضه و رحل قرآن نشستم و به همین دلیل می دونم همه ی اینا دری وریه
      حالا از هر کجا دوست داری شروع کن تا جوابت رو بدم
      نوشته های جدی هم دارم که می تونی بخونیشون و جواب بدی
      ای عصاره ی ادب، من دهن لقم قبول
      تو چرا دهن لقی می کنی؟ تو که قال الباقر و قال الصادق از دهنت نمی افته و کتاب قرآن رو هر بار می بوسی تو دیگه چرا؟ شاید هم تاثیرات همین کتاب هاست نه؟ راستش رو بخوای دلیلش همینه، اگر دیدی توی کوچه و خیابون ام القرای اسلام همه به هم فحش خوار مادر می دن دلیلش اینه که کتاب های اسلامی فحش خوار مادر رو آزاد کردن و دلیلش حضور یک دین بی ادب و دهن لق به اسم اسلامه
      حالا اگر مثل یه انسان مودب حرفی داری بزن جوابت رو می دم بعدشم می زارم روی بالاترین همه بخونن
      مثل همین دوستمون که می ره از تو حلیه المتقین و کتاب های دیگه حدیث های مسخره در میاره و از من می پرسه و من جوابش رو می دم
      حالا تو برو هر چی دوست داری پیدا کن بپرس تا جوابت رو بدم
      دیگه بابا از این دموکراتیک تر؟ از این منصفانه تر؟
      در ضمن اخوی بسیجی بودن از دید امثال من ننگه، تو نباید ازش شرمنده باشی، اگر بسیجی هستی سینه ات رو بده جلو و بگو هستم
      منتظرم

  3. ديشبيه 777 Says:

    اول از همه درود
    بهت نميگم سلام ، تا يك وقت فكر نكني ، از زبون اونايي كه فكر ميكني دارم بهت «سلامت باش» ميگم.
    من از استدلالهاي «من درآورديت» چند تا نكته رو متوجه شدم كه لازم دونستم كه بهت بگم (البته نه براي نصيحت ، نه براي اينكه بگم خيلي مثبتم)
    – يكي اينكه از جوابت فهميدم كه مايه تو همينه كه توي نوشته هات مشخصه (چيزهايي رو كه دوست داري، برداشت ميكني و ذاتت به اون برميگرده ، مثل سكس و دهن لقي و ….. و مخصوصاً جدل ، كه مايه آخريش رو هم از «بقول خودت : پاي منبر نشستنها «داري .
    – يكي ديگه اينكه با تو نميشه بحث كرد ، چون همونطور كه گفتم تو بخاطر ماهيتت خيلي راحت آهنگ بحث رو عوض ميكني و مثل يك ساز مشقي از كوك خارج ميشي و راه، به بيراهه ميري.
    – يكي ديگه اينكه از حرفهات معلومه كه از اون دين زده هاي متعصب و از اونور بوم افتاده اي كه دنبال توجيه ميگردي.
    – يكي ديگه اينكه تو اونقدر كوچيك و بي مايه هستي كه وقتت رو با بحث كردن با بچه بسيجيا پر ميكني (مثل اون احمقي كه برات مطلب ميفرسته و تو ……). (اميدوارم كه لااقل اين يكي رو بعد از دو تا جواب فهميده باشي ، من با اين لقبها از كوره در نميرم) و البته در اين مورد من كاملاً با تو فرق دارم.
    خوب فكر ميكنم كه خيلي برات وقت گذاشتم وبهتره كه بيشتر از اين وقتم رو هدر ندم.
    تو رو به اون كسي كه دوست داري ، ميسپارم.(يعني خاطري رو خواستم !!! باور نكن….)

    فقط قبل از هر چيز ازت يك خواهش دارم كه تيتر مطلبت رو عوض كني. (چون فكر ميكنم آدمهاي دمكراتيك به ارزشهاي ديگرون ، حتي به ناديسمها ، پورونيسمها وشيتيسمها و ….. هم ، احترام ميگذارن.)

    • دامبولی Says:

      حاجی سلام

      حاجی من بهت گفتم که پای منبر زیاد نشستم، دقت کرده باشی عربیمم خوبه، حواست جمع بوده باشه متوجه شدی که یه خورده هم منطق خوندم، حالا جلوی قاضی و ملق بازی؟؟؟؟
      حاجی خود قرآن هم می گه حرف راست رو باید شنید، درسته؟
      حاجی تیتر مطلب من طنزه نه جدی و مطلب هم از قول امام نقی نوشته شده
      گفتم که اخوی مطلب جدی هم دارم می تونی بری بخونی
      حالا برگردیم به کامنتت
      اخوی سی تا برچسب زدی بدون این که یه کلمه حرف زده باشی، اینم از برچسب هات:
      1- استدلال «من در آوردی»
      2- مایه ات همینه
      3- ذاتت به اون بر می گرده مثل سکس
      4- با تو نمی شه بحث کرد
      5- مثل یه ساز مشقی می مونی ( خداییش این یکی رو خوب اومدی. ده امتیاز به خاطر ساز مشقی)
      6- دین زده ی متعصب
      7-کوچیک و بی مایه
      8- با من فرق داری
      9-وقتت رو با من هدر می دی
      10-دوست من هم مثل خودم عوضیه پس منو به اون می سپاری
      11- غیر دموکراتیک

      دوتا پاراگراف نوشتی با یازده تا برچسب
      حاجی هنوز بحث نکرده به این نتیجه رسیدی که نمی شه با من بحث کرد؟
      حاجی خودت می گی و خودت هم قبول می کنی؟ درست مثل دین اسلام؟ درست مثل قرآن؟ درست مثل انجیل و تورات و آخوندها و کشیش هاو …؟

      حالا حاجی خودمونیم حرف داری برای گفتن بگو، نترس تو بالاترین نمی زارمش
      یعنی خداییش تو بالاترین گاهی عکس یه گربه بیشتر از یه متن رای میاره
      تو بالاترین هم که بره به دست مردم کوچه و بازار نمی افته که دنبال نون شبشونن و نمی دونن چیزی به اسم بالاترین وجود داره. اما توی وبلاگم می زارمش پس نترس
      منتظرم حاجی
      (و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما) – به همین آیه ی قرآن هم که می خواستی عمل کنی باید به من جاهل سلام می کردی. درود یک کلمه ی ایرانیه و شایسته نیست یک مسلمون ازش استفاده کنه.

  4. ديشبيه 112 Says:

    و عليكم ….
    حالا كه ميگي يه خورده هم منطق خُردي (ببخشيد منطق خووندي) فقط همين رو برات كافي ميدونم كه:
    «فاقد شيء خود نمي تواند معطي شيء باشد»
    پس اون خطبه اي رو كه توي پاراگراف آخر خووندي بدرد خودت مي خوره…..
    در ضمن اون «مغلطه كاري»هاي خط آخرهم برام اصلاً مهم نيست ، چون لزومي نداره كه چيزي رو برات ثابت كنم.

    «اينم از خطبه امشب ما:
    گمان مبركه به پايان رسيد كار مغان
    هزار باده ي ناخورده دررگ تاك است
    فكر نكن كه دو تا مطلب نوشتي شدي عالم دهر.»
    در ضمن اي ايراني ماءب «عربي» دونستن و پاي منبر نشستن كه ، افتخار نداره(بدون مغلطه)…….

    • دامبولی Says:

      حاجی بازم سلام

      حاجی بازم که با متلک پروندن شروع کردی. حاجی نمی شه شما جماعت مسلمون یه بار بدون تیکه و متلک حرف بزنین؟ نمی شه یه بار صاف و پوست کنده حرف بزنین؟ نمیشه هزار و چها رصد سال هی نگین «می گم می گم» و یه بار هم بگین؟ می شه این قدر به کسانی که مثل شما فکر نمی کنن انگ و برچسب نزنین؟ حاجی نمی شه یه بار بشینین رو در رو با منتقدانتون حرف بزنین؟

      کاشکی می شد نه؟ زرششششششک

      نه حاجی اینا رو هم که تا حالا برات نوشتم فقط می خواستم ثابت کنم هیچ چیزی برای گفتن ندارین و فقط داد و بیداد می کنین
      اما اشکالی نداره، روزی که ورق برگشت ما به شما اجازه می دیم حرفتون رو بزنین، مسجدتون رو داشته باشین، برای دینتون تبلیغ کنین، حتی بیاین تو رادیو تلوزیون خود ماها رو نقد کنین،
      اما حاجی اگر نزارید ما نفس بکشیم دیگه این فرصت از دستتون می ره

      حاجی اگه این کارو نکنی:
      تا چند سال دیگه نمی تونی تو تهرون نفس بکشی
      برای این که یه نخ بخیه گیر بیاری تموم کوچه های ناصر خسرو رو باید بدوی
      برای کارت تو شهرداری باید روزها بدوی
      شاهد دزدی بیشتر و کلاه برداری های بزرگ تر باشی
      فقر رو تو سر هر کوچه ببینی
      ترافیک بیشتر تحمل کنی
      هر بار که زنت یا خواهرت یا دخترت توی ام القرای اسلام از خونه بیرون می ره چهار ستون بدنت بلرزه تا برگرده

      حاجی اینایی که می گم شوخی نیست. این ها نمونه های وحشتناکیه از زندگی عادی توی کشورهای مسلمان و به ویژه ایران. هر چی هم از تاک و می و مغان و اینا به رخ من بکشی حل نمی شه. صه هزار تا متلک دیگه هم بارم کنی درست نمی شه.
      در مورد خودمم توی وبلاگم گفتم اما برای این که وقن نداری برات دوباره کپی کردم:

      «به دنبال خودم هستم با هزاران پرسش بی پاسخ.

      تا چندین سال پیش خیلی مذهبی تا حدی که نمازهای ظهر و عصرم را جدا و مغرب و عشایم را جدا می خواندم. همیشه با دقت به حرف های حاج آقای مسجد با دقت گوش می کردم و همه را حفظ می شدم. روزه می گرفتم. در تمامی مراسم های مذهبی شرکت می کردم. در کنار همه این ها فکر هم می کردم و همین شد که به این جا رسیدم. و این همان چیزی است که رهبران مسلمان و مسیحی و یهودی و غیر ه تو را از آن دور می کنند که مبادا فکر کنی. همان کن که ما می گوییم که راه رستگاری در این است. مبادا چون و چرایی در کارت باشد که این کار شیطان است.

      در حال حاضر در حال مطالعه در مورد مذهب و هر چه بیشتر می خوانم کمتر ایمان می یابم. متاسفانه انگار حرف بی دینان درست تر از آب در می آید.»

      من هیچ افتخاری به گذشته ام نمی کنم. عمرم را بر سر حسن و حسین و با پای راست وارد توالت شدن تباه کردم. اگر به جای این همه دعا خوندن زبان خونده بودم تا حالا بیست و پنج تا زبون صحبت می کردم. اگر به جای نماز آواز می خوندم الان شجریان بودم، اگر به جای روضه و منبر فیلم می دیدم، الان منتقد سینما بودم
      افسوس که نصف عمرم به قال الباقر و قال االصادق گذشت.
      اما اجازه نمی دم نصف دیگرش حروم بشه
      حاجی ما رفتیم اما .. بی خیال
      برو سینه ات رو بزن حاجی، نمازت قضا شد

    • دامبولی Says:

      حاجی اینو یادم رفت بگم، خط آخر مغلطه نبود. یک آیه از قرآن بود که خداوند به مومنان دستور می دهد اگر با جاهلان رودر رو و هم سخن شدند، سلام کنند. که شما همین یکی رو هم عمل نمی کنید چه برسه به آیات مربوط به قتل و زنا و ربا و دزدی و ایمان و آخرت و ….

      راستی حاجی چرا تو کشورهای مسلمون این همه آمار تجاوز گروهی، قتل، کلاه برداری، دزدی، چشم چرونی و …. زیاده. نسبت به کشورهای دیگه رو می گم ها؟

      ولش کن حاجی جوابش رو خودم می دونم یه مطلب هم براش نوشتم دوست داشتی برو بخونش. عنوانش هست: اسلام به ذات خود ندارد عیبی – هر عیب که هست از مسلمانی ماست

  5. Aja Says:

    با درودی دیگر بر آن ناجی گل پسر!
    پیامهای این عزیزان را خواندم و منطقشون رو هم همینطور ،ولی خدائيش از جوابهای دندان شکنت حسابی لذت بردم امیدوارم هرجا هستی موفق و پیروز باشی .
    ضمنا برای تلطیف این فضا! لطیفه ای میگم باشد که رستگار شویم!!
    ♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
    آخونده تو جبهه ميره پشت سنگر ميرينه براي اينكه كسي نبينه عمامشو پرت ميكنه روش, گرگ علی داشته رد ميشده عمامه رو ميبينه داد ميزنه يا ابوالفضل بياين زدن حاجي رو ، ان ، كردن!!

  6. شوشی Says:

    دمت خیلی گرمه خداییش .همینطور ادامه بده بلکه ملت به ظاهر با سواد خرافه پرست ما یکم از بلایی که 1400ساله سر ملت آوردن آگاه بشن و کم چوب این بیگانه های از ریشه توهمی و به سینه بزنن..

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: