من کیستم؟


به دنبال خودم هستم با هزاران پرسش بی پاسخ.

تا چندین سال پیش خیلی مذهبی تا حدی که نمازهای ظهر و عصرم را جدا و مغرب و عشایم را جدا می خواندم. همیشه با دقت به حرف های حاج آقای مسجد که آدم باسوادی هم بود با دقت گوش می کردم و همه را حفظ می شدم. روزه می گرفتم. در تمامی مراسم های مذهبی شرکت می کردم. در کنار همه این ها فکر هم می کردم و همین شد که به این جا رسیدم. و این همان چیزی است که رهبران مسلمان و مسیحی و یهودی و غیر ه تو را از آن دور می کنند که مبادا فکر کنی. همان کن که ما می گوییم که راه رستگاری در این است. مبادا چون و چرایی در کارت باشد که این کار شیطان است.

در حال حاضر در حال مطالعه در مورد مذهب و هر چه بیشتر می خوانم کمتر ایمان می یابم. متاسفانه انگار حرف بی دینان درست تر از آب در می آید.

6 پاسخ to “من کیستم؟”

  1. Aja Says:

    با درود بی کران به آن حکیم سخندان جناب دامبول قهرمان!
    از اینکه به تمامی پرسشهای فقهی این حقیر ناتوان ،پاسخ میدهی پرتوان!بوسه ای میزنم چون مامان! بر لبان تو ای جان جان!
    الغرض باز هم طرح یک مسئله مهم :
    فصل نهم : در بيان آداب و اوقات ناخن گرفتن :
    منقول است كه حضرت رسول نهى فرمود از گرفتن ناخن به دندان .
    در حديث حسن از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه ناخن گرفتن در روز جمعه ايمن مگرداند، از خوره و كورى و پيسى و اگر احتياج بگرفتن نداشته باشى بساى تا از ريزها بريزد.
    در چند حديث ديگر فرمود كه شارب و ناخن در هر جمعه بگير واگر نباشد از سوهان و غير آن حك كن تا ديوانگى و خوره و پيسى بتو نرسد.
    در حديث ديگر فرمود، كه هر كه در هر جمعه ناخن و شارب بگيرد پيوسته باطهارت باشد تا جمعه ديگر.
    در حديث ديگر فرمود كه ناخن و شارب گرفتن و سر را باخطمى شستن در هر جمعه فقر را برطرف مى كند و روزى را زياد مى كند.
    درحديث ديگر منقول است كه بآنحضرت عرض كردند، كه خبربما رسيده است ، كه تعقيب خواندن بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب نافع تر است براى زيادتى روزى از سفر كردن بشهرها، حضرت فرمود كه ميخواهى چيزى بتو تعليم كنم كه از اين همه نافع تر باشد؟ گفتم بلى فرمود كه ناخن و شارب را در هر جمعه بگير اگر چه بسائيدن باشد.
    در حديث معتبر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام شخصى را ديدند كه آزار چشم داشت ، فرمود كه ميخواهى بتو چيزى بياموزانم كه اگر بجا آورى هرگز درد چشم نبينى ؟ گفت بلى ، فرمودند كه در هر پنجشنبه ناخن بگير آن شخص چنين كرد هرگز درد چشم نديد!!
    ( اینجاست که میگن گوز به شقیقه ربطی نداره!)

    از حضرت امام محمد باقر نيز منقول است كه هر كه باين مداومت كند آزار چشم نبيند، هرگز.
    در حديث معتبر وارد شده است كه در ناخن گرفتن ابتدا بانگشت كوچك از دست چپ بكنيد، پس تاب گيرد وبانگشت كوچك دست راست ختم كند!
    درحديث ديگر وارد شده است كه هر كه روز چهارشنبه ناخن بگيرد و ابتدا كند بانگشت كوچك دست راست و ختم كند بانگشت كوچك دست چپ ، او را امان دهد از درد چشم !
    درروايت ديگر وارد شده است كه اگر روز پنجشنبه ابتدا كند بناخن انگشت كوچك دست راست و تا انگشت مهين بگيرد، پس ابتدا كند بانگشت كوچك دست چپ و تا انگشت مهين بگيرد، امان يابد از درد چشم ، دور نيست كه اگر در روز چهارشنبه بگيرد ابتدا بانگشت دست چپ كردن بهتراست ، اگر در روز پنجشنبه گيرد ابتدا در هر دستى بانگشت كوچك آن دست كند، اگر در روز پنجشنبه گيرد ابتدا در هر دستى بانگشت كوچك آن دست كند، اگر در روز جمعه يا ساير روزها گيرد، ابتدا بانگشت كوچك دست چپ كند و ختم بانگشت كوچك دست راست بكند، اگر در هر وقت ابتدا بانگشت كوچك دست چپ بكند خوبست چنانچه على بن بابويه گفته است .
    در حديث ديگر منقول است كه هر كه ناخنهاى خود را در روز پنجشنبه بگيرد و يك ناخن را براى روز جمعه بگذارد، خدا پريشانى از او زايل گرداند! ( بالاخره اون یه دونه باقی مونده رو چیکار کنیم؟! )
    از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه در روز سه شنبه ناخن بگيريد.
    در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه ناخن هاى خود را در روز جمعه بگيرد حق تعالى دردها را از سرانگشتان او بيرون كند، دوا را در آنها داخل كند، كسى كه در روز شنبه يا پنجشنبه ناخن و شارب بگيرد، از درد دندان و درد چشم عافيت يابد! ( عجب )
    از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه ناخن ها را در روز جمعه گرفتن هر دردى را برطرف ميكند، در روز پنجشنبه گرفتن روزى را فراخ ميكند! ( این دیگه آخرشه!!)
    در حديث ديگر منقول است كه بحضرت امام موسى عليه السلام عرض كردند، كه اصحاب ما مى گويند كه البته ناخن را در روز جمعه ميبايد گرفت فرمود اگر خواهى در روز جمعه بگير و اگر صبر نبايد كرد تا روز جمعه شود چنانچه در حديث ديگر وارد شده است ، كه هر گاه بلند شود بگيرد.
    از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه هر كه پنجشنبه ناخن بگيرد، فرزندانشت بسيار شود و درد چشم نبيند، اگر كسى خواهد ثواب پنجشنبه و جمعه هر دو را بيابد، در روز پنجشنبه بگيرد و يكى را براى جمعه بگذارد!! يا همه را در پنجشنبه بگيرد و در روز جمعه سوهانى بر آن بمالد كه ريزه چند بريزد.
    در وقت ناخن گرفتن بگويد بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَعَلى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ چنانچه در باب شارب گرفتن گذشت ، آنچه مشهور است كه در ناخن گرفتن دست راست اول انگشت شهادت را مى گيرد، بعد از آن انگشت كوچك را و بعد از آن انگشت مهين و بعد از آن انگشت ميانه و بعد از آن انگشت ديگر و در دست چپ اول انگشت بعد از انگشت كوچك را بگيرد، سپس انگشت ميان، سپس انگشت مهين ،سپس انگشت كوچك سپس انگشت شهادت ( البته منظور از انگشت شهادت همون انگشتی است که بهش میگیم بیلاخ!) و در اخبار اهل سنت وارد شده است و آنچه پيشتر ذكر كرديم از اخبار شيعه است و عمل بآن كردن اولى است!!

    *** *** *** ***

    حالا که فهمیدیم ناخن گرفتن اینقدر فواید داره ،ببین ناخن گیر فروشها چه صوابی میبرن در اون دنیا! ضمنا کار این امامان هم واسه امت هاشون چقدر سخت بوده ها!!

    • دامبولی Says:

      ای جوان

      شادم از این که در این زمانه که هر کس به فکر خویش است تا بار خود بربندد تو به فکر آموختن حکمت هستی پس درود بر تو و شایسته بادت این حکمت ها که از ما می آموزی، باشد که تو نیز آیندگان را هدایت کنی

      و اما جواب

      برای این که بدانی ارتباط ناخن با چشم چیست باید حکایتی برایت بگویم، یکی از شیعیان ما نزد من آمد که سخت از چشم درد به هنگام صبح گله داشت. هر چه دارو و دوا و دعا بود روی این شیعه امتحان کردیم اما جواب نداد. دست آخر روزی به وی گفتم امشب را در این جا بمان تا ببینم از چه روی صبح ها چشم درد می گیری.

      صبح آمد و هر لحظه وی را نظاره می کردم تا موقع صبحانه خوردن شد. این شیعه ی داهاتی چای شیرینش را که هم زد شروع به نوشیدن چای کرد و قاشق چای خوری در چشمش فرو رفت و این زمان بود که دادش به هوا بلند شد و گفت ای فرزند پیامبر، باز هم چشمم درد گرفت. آن وقت من به او گفتم ای احمق، خوب این قاشق چای خوری را در بیاور تا توی چشمت نرود. و از آن پس او هرگز صبح چشم درد نگرفت.

      این حکایت از آن روی گفتم تا بدانی ما با چه دیوانه هایی سر و کار داریم اما خدا وکیلی همین ها روزی ما را می رسانند.

      و اما چرا ناخن گرفتن چشم درد را خوب می کند و روزی را زیاد می کند و چه ربطی به زمان آن دارد:

      اولن که اگر ناخن دست کسی بلند باشد و بخواهد چشمش را بخاراند خو ب معلوم است که ناخنش توی چشمش می رود. چیزی که جدم فراموش کرده بگوید این است که کوتاه کردن ناخن از مقعد درد هم جلوگیری می کند. فکرش را بکن اگر کسی با ناخن بلند آنجایش را بخاراند، چه بلایی سرش می آید. به همین دلیل کوتاه کردن ناخن جلوی چشم درد و مقعد درد و بیضه درد و گوش درد و دماغ درد و این ها را می گیرد.

      ترتیب گرفتن ناخن: همان طوری که در بالا گفته شد بهتراست ا زناخن شصت شروع کند و بعد به ناخن مهین برسد و بعد از مهین به شهین و دوباره برگردد به مهین و بعد یک سر به انگشت کوچیکه. مستحب است که بعد از گرفتن ناخن ها آن جایش را بخواراند ببیند ناخن ها را خوب گرفته است یا نه. اگر آن جا را خراش داد می فهمد که سوهان ناخن را فراموش کرده است.

      می توان به جای این کارها هرهفته ناخن ها را شب جمعه مانیکور و پدیکور کرد تا از ابتلا به کوری دوری کنیم و این کلمات مانیکور و پدیکور هم از همین جا آمده است که یعنی جلوی کوری را می گیرند. در احادیث آمده است که رسول الله فرمود: » من یذهب الی المانیکوریست فی یوم الخمیس، فتح الله له ابواب الجنه »

      حال چرا باید ناخن ها را پنج شنبه گرفت و یکی را برای جمعه گذاشت؟

      ای پدر سوخته!!! خودت هم خوب می دانی چرا اما باز هم می گویم تا سایرین هم که می خوانند بدانند. ناخن ها را باید پنج شنبه گرفت چون شب جمعه است و شب حال و حول. و چه بهتر از این که ناخن ها را گرفته باشی تا بتوانی با ظرافت انگشتان با طرف .. آره. یکی را باید بگزاری برای جمعه چون به جدم قسم خودم توی یکی از این فیلم های مجامعت دیدم با ناخن بلند چه کارهایی که نمی شد کرد. پس وقتی از ناخن بلند برای شب جمعه ات استفاده کردی صبح جمعه بعد از غسل آن را هم می گیری. استفاده از ناخن مصنوعی برای اون کارها در شب جمعه توصیه نمی شود چون ممکن است وسط راه بشکند و حالا خر بیار و باقالی بار کن.

      رسول الله فرمود که نباید ناخن ها را با دندان گرفت چون معلوم است که طرف یا آن جایش را با آن خارانده یا آن جای طرفش را، بنابراین در هر دوحال این کار بهداشتی نیست و با «النظافت من الایمان» منافات دارد.

      فراموش نشود که شارب را هم باید همان شب جمعه گرفت چون اکثر خانم ها تا جایی که من اطلاع دارم از بی شارب بیشتر خوششان می آید و به همین دلیل بدون شارب بهتر است. قال الباقر» من ترش ریشا قبل از حال و حول مع الزوجته، فیدخل الله فی الجنه همین جوری بدون هیچ دلیلی» و هم چنین جدم موسی کاظم فرمود: » النساء تحبون الوطی بدون ریش و پشم»

      حال این که چرا ناخن گرفتن و ریش زدن در روز پنج شنبه روزی را فراخ می کند؟

      ای پدر سوخته !! بازم داری شیطونی می کنی ها!!

      دلیل آنست که ناخنت را که گرفته ای و می توانی طرف را با لطافت لمس کنی، ریش را هم زده ای و طرف خوشش آمده است و دارد کرم می ریزد، با آن یکی ناخن هم داری به یک جای دیگرش حال می دهی و خوب معلوم است که بالاخره یک چیزی فراخ می شود. به خدا قسم که جدم رسول الله رویش نمی شد و خجالت می کشید بگوید چه چیزی فراخ می شود مجبور شد بگوید روزی فراخ می شود امّا ما که خودمان می دانیم کجا فراخ می شود.

      پس از گرفتن ناخن یا زدن شارب باید بگویی:» اللهم اخذت ظفری و ترشت ریشی فاطعمنی بالوطی الکثیر و الحاد فی هذه الیل، یا ارحم الراحمین»

      یادتان نرود که با ناخن لاک زده نمی توان نماز خواند چون مادرم زهرا فرمود» لعنت الله علی النساء التی تصلی مع الاک، فعلیکم بالتنظیف الاک مع الاستون، و ما ادراک الاستون، هذا مایع الشیمیایی فی الزجاجه، الذی تطهر الظفر بالایکی ثانیه»

      والسلام علی نفسی و شیعتی و ابی و مامی و اخی و اختی و بنتی و ابنی و جاری

  2. بی نام Says:

    توی احمق.با انقلاب بدی با خامنه ای بدی .از وضع حکومت ناراضی .از ادمایی که ظاهر مسلمونا را دارند ولی در عملشون هیچی نیست.چرت میگی که قبلا نماز میخوندی و غیره.غلط کردی که این طوری بودی.اگه این طوربود ایرادها را به پای دین نمی نوشتی بلکه به خود اونا توهین میکردی و به ائمه توهین نمیکردی این چرت و پرتا چیه تو صفحه حمله به سفارت انگلیس نوشتی .ناراحتی چرا به امام علی النقی توهین میکنی.حرفات همه اش لایق خودتو خانوادتو مادرت است.باآخوند بدی برو به اونا توهین کن چه کار به ائمه داری.برو این زرا را از خامنه ای نقل قول کن .بی دین کافر
    اگه زنده ای و جوابی داری بده بده حاضرم بشنوم
    تو روحت حالا که دلت میخواد

    • دامبولی Says:

      حاجی هنوز نیومده فحش و دری وری
      باریک الله
      اینارو از همون حکایات ائمه یاد گرفتی که می گن یک عرب بهشون دری ئری گفت و امام اونا رو بخشید و ازشون دلجویی کرد؟
      فحش مادر رو از خداوند بزرگت یاد گرفتی؟
      جوابت رو نوشتم توی مطلبی به عنوان هر عیب که هست از مسلمانی ماست، اگر غیر از فحش خواهر مادر چیز دیگه ای توی جلسات قرآن یاد گرفتی برو بخون و جواب بده
      من با منطق تو بحث خواهم کرد ببینم چی می شه

      حالا منتظرم

  3. حامد . ن . Says:

    نمي دونم كي هستي
    با كي مشكل داري
    فقط يادت باشه كه خيلي زود دير مي شه.
    هميشه وقت براي توبه نيست .
    حق خودت رو با خدا شايد خدا ببخشه
    ولي اگر كسي رو گمراه كردي و از راه بدر و ديگه نتونستي به راهش بياري مي شه حق الناس ديگه ازت نمي گزرن
    اگر كافر هستي باش با خدا دشمني نكني يا مردم رو از راه بدر نكني .كه خدا بنده ها شو دوست داره
    هميشه به ياد خدا باش
    خوب فكر كن
    شايد داري راه اشتباه مي ري .
    خيلي خيلي خيلي زود دير ميشه.

    • دامبولی Says:

      سلام

      دلیل این که نمی دونی کی هستم اینه که از ترس جونم مجبورم ناشناس بمونم. اگر فکر می کنی چه آدم ترسویی هستم می تونی مقاله ی من با عنوان » جنبش سبز ترسو یا امامان ترسو» رو بخونی تا پاسخت رو پیشاپیش داده باشم.

      من با دین و دین فروشان مشکل دارم
      قبول دارم که گاهی اوقات خیلی زود دیر می شه و وقت برای توبه نیست. برای شما هم همین طوره
      حق الله و حق و الناس رو خیلی خوب اومدی. در مورد حق الناس باید بگم کافیه یه نگاهی به دو رو برت بندازی تا ببینی توی این ام القرای اسلام داره چطوری کلاه برداری می شه. اگه جرات کردی به اونا هم یه نامه بزن البته با اسم وفامیل خودت. دیگه امر به معروف که می تونی بکنی و این از وظایف یه مسلمونه درسته

      شما کار من رو گمراه کردن می بینی و من خودم این کار رو آگاهی بخشی. حالا اگر بتونیم با هم بحث کنیم که کدوم درسته که خیلی خوب می شه

      من خودم رو کاملن کافر نمی بینم گرچه هر روز بیزار تر از دین می شم

      در مورد این که خدا بنده هاشو دوست داره خیلی خیلی شک دارم. کدوم بنده ها رو؟ آفریقایی ها رو یا اروپایی ها رو؟ اونایی که دارن از گرسنگی می میرن و شکماشون قلمبه شده یا اونایی که دارن مال مردم رو بالا می کشن و شکماشون قلمبه شده؟
      باورت نمی شه اما من خیلی خیلی فکر می کنم. به خدا هم خیلی فکر می کنم اما نتیجه نمی ده یعنی نمی تونم به خودم بقبولونم که یک چنین چیزایی وجود داره.
      قبول دارم که شاید دارم راه اشتباه می رم اما شما چی؟ شما هم قبول داری که شاید داری راه اشتباه می ری؟ یا مطمئنی که راهت درسته چون از روز اول گفتن که اسلام بهترین دینه و تو هم قبول کردی. به مسیحیه هم گفتن مسیحیت بهترین دینه، به بودایی و هندو و غیره هم همین طور. همه هم فکر می کنن دین خودشون بهترینه حالا چرا تو فکر می کنی که راهی که تو می ری درسته؟ طبق چه دلیل و مدرک و استدلالی؟

      بسیار سپاس گذار خواهم شد اگه بتونیم با هم بحث کنیم.
      پس من من منتظرم

      به قول شما ها: فعباد الرحمن الذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه. ( چون از حفظ نوشتم شاید ایراد داشته باشم اما مفهمومش درسته)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: