Posts Tagged ‘آقای خامنه ای’

نامه ای به یک کثافت یا به کثیف ترین

11/10/2012

امروز که خبر آتش گرفتن چادرهای زلزله زدگان و مرگ یکی از اون ها در آتش سوزی رو می خوندم دلم نیومد این بار خودم برای کثافت نامه ننویسم.

آره کثیف بریم سر اصل مطلب که تو لایق سلام و درود نیستی گر چه خیلی ها هنوز فکر می کنن تو یه رهبر معنوی هستی

بزار برات بگم عوضی

از این که چه پو لهایی رو حیف و میل می کنی و نوبت بدبخت بیچاره ها که می شه با سخاوت دو میلیون تومن بهشون کمک می کنی و یعد به چوس خورهای خودت هم نشون می دی که حقوقت در ماه مثلن پونصد هزار تومنه و این دو میلیون پس انداز دو سال زندگیت با خجسته خانمه و تازه این دو میلیونی که دادی با هزار بدبختی پس انداز کردی.

پس بزار برات بگم آشغال عوضی:

اما نمی دونم از کجا شروع کنماز همین اجلاس سران که تو تهران داشتی که میلیارد ها خرج یه مش گدا کردی که بیان و مثلن عظمت تو کثافت رو ببینن که چقدر قدرت داری، آخه آشغال تو نتونستی حتی برای مردم زلزله زده خودت چادر و آب معدنی فراهم کنی.

هنوز یادم نرفته زلزله بم رو که مردم آب خوردن نداشتن در صورتی که با هزینه پول کوس بازی های یکی از سردارات می تونستی در عرض دوازده ساعت از هر کجای دنیا که دلت بخواد میلیون ها بطری آب معدنی بخری.

کثافت تو می تونی با یک صدم پولی که همین چند وقته به سوریه دادی همه ی این زلزله زده ها رو تا آخر عمرشون تو هتل بخوابونی

کثیف ترین تو با یک هزارم پول هایی که به این مرتیکه ی کوس لیس (حسن نصرالله ) دادی تمامی این بدبخت ها رو براشون خونه بسازی

فقط با یه فقره از دزدی هایی که امسال توی این کشور شد که تو هم خودت رو ان کردی گفتی کشش ندن ، می تونستی برای همشون بهترین کانکس های روی کره زمین رو بخری که هم بخاری داشته باشه هم کولر و آشپزخونه و حمام

به جای این پول بدی که توی یه تظاهرات توی یکی از ده کوره های آفریقا عکس نحست رو بالا ببرن می تونستی همشون رو توی هتل های منطقه اسکان بدی

آخه کثافت، تو رو چه به رهبری جهان اسلام؟ تو رییس توالت عمومی رستوران سر راهی هم برات زیاده

دوست دارم بدونم اون آشغالی که کاپشن مموتی رو چند میلیارد خرید الان کدوم جهنم دره ایه. خوب آخه کثافت اقلن همین پولی رو که این مردم به عنوان خمس بهت  می دن رو یک درصدش رو خرج خودشون کن، بقیه اشم بده به هر خری که می خوای بدی

تو یه کثافتی به تموم معنا، گاهی وقتی تو رو و حرف زدنت رو می بینم می گم صد رحمت به استالین که تو روی هر چی کثافته سفید کردی با این کثافت کاری هات

شاید هنوز یه ماه نشده که رییس جمهور میمونت با صد و چهل نفر فک و فامیل های ریقوش رفتند نیویورک. آخه کثافت پول هتل این صد و چهل نفر رو می تونستی بدی این زلزله زده ها که تا رسیدن فصل گرما برن یه اتاقی توی شهر اجاره کنن

ای تف تو اون صورت کثیفت که حالم رو بهم می زنه آشغال عوضی کثافت

Advertisements

تو نمی فهمی کوچولو

15/08/2012

ببین کوچولو، توی زندگی آدم بزرگ ها چیزهایی هست که توضیح دادنشون به کوچولوهایی مثل تو خیلی سخته و حتی اگه توضیحشون هم بدی تو نمی فهمی

تو نمی فهمی که وقتی ما قراره یه اجلاس تو تهرون داشته باشیم مجبوریم دویست تا بنز ضد گلوله بخریم که می شه دویست میلیارد تومن و سه هزار و پونصد تا اتاق برای مهمونامون کرایه کنیم و دیگه پولی نمی مونه که برای تو اتاق اجاره کنیم پس تو فعلن توی چادر بخواب. تو اصلن می دونی دویست میلیارد چند تا صفر داره کوچولو؟

تو نمی فهمی که سیاست خارجی خیلی برامون مهمه و وقت نداریم بیایم برای تو پیام بدیم. وقتی بشار اسد داره می ره پایین دیگه ما وقت نداریم به فکر تو کوچولو باشیم

تو نمی فهمی که چقدر ما آدم بزرگ ها زیارت رو دوست داریم و می خوایم به خدا نزدیک بشیم  و وقتی برای سر کردن با تو نداریم.

تو نمی فهمی که ما برای این که توی آمریکای جنوبی حیاط خلوت داشته باشیم نمی تونیم برای تو خونه بسازیم

آره آره می دونم بابا و مامانت مردن اما از اونا مهم تر برادران ما توی لبنان هستند که باید فعلن به اونا برسیم چون تو نمی فهمی این چیزا رو

تو این چیزا رو نمی فهمی چون کوچولویی

شاید بعدها که بزرگ تر شدی و بیشتر فهمیدی برات توضیح بدم ولایت یعنی چی، فقیه به کی می گن، آقا برای ما چه معنایی داره، روحانی چه مقام شامخی داره، اذیت کردن حیوانات چه گناه کبیره ایه، چرا باید با پای راست وارد توالت شد، چرا باید خمس و زکات داد، سه هزار میلیارد کجا رفت، رهبری چرا مظلومه، چرا نباید بعضی مسایل رو کش داد، چرا گناهایی که کردی باعث زلزله می شن، چقدر ما با حوزه قرارداد بستیم تا جلوی سیل و زلزله رو بگیریم، ام القرای اسلام یعنی چی، فواید روزه چیه، دولت خدمت گزار یعنی چی، رایحه ی خوش خدمت چجوریه، دستگیری از محرومین یعنی چی، سیاست مال چیه، فرهنگ اسلامی یعنی چی، شرایط زمانه و اولویت ها کدومند، سه هزار میلیارد چند تا صفر داره، رهبر کیه،

شاید یه روزی برات بگم کوچولو اما تو الان نمی فهمی.

اقتصاد- ارّه ای که در چیز حکومت گیر کرده، نه راه پس دارد نه راه پیش

14/04/2011

اگر توصیه های آقای خمینی که معتقد بود اقتصاد مال خر است را جدی بگیریم که ادعای من بسیار خطرناک خواهد بود چون می شود مال خر که در آن جای حکومت گیر کرده است اما ما که مثل آقای خمینی بی ادب نیستیم و می گوییم اقتصاد مانند اره ای در چیز حکومت گیر کرده و حکومت نه راه پس دارد نه راه پیش.

این مطلب هم اصلن و ابدن علمی نیست و تجزیه و تحلیل خودم است از آن چه می بینم.

در اصل داستان از این قرار است که دولت احمدی نژاد نخست برای رسیدن به رای و در ضمن دزدیدن رای نیاز به کمک داشت. به عبارت دیگر نیاز داشت خیلی ها را شستشوی مغزی بدهد تا به او رای بدهند، خریدن رای کارگران، پخش سیب زمینی، دادن وام، و از طرف دیگر زدن و کشتن و تجاوز و لت و پار کردن و از این قبیل کارها.

دوره کار در راه خدا هم تمام شده و دیگر آن دوران نیست که کسی برای رضای خدا موش بگیرد. در حقیقت به غیر از یک عده معدودی انسان های ساده و بی اطلاع کسی دیگر در راه پیمایی های حکومتی شرکت نمی کند و یا برای رضای خدا به موسوی و کروبی فحش نمی دهد. حتی اگر برای رضای خدا هم باشد که باز هم باید کلی اتوبوس و سرباز و ساندیس و بلندگو و پوستر و این چیزها باشد تا این جماعت بتواند بیاید و یک فحشی هم به موسوی بدهد. همین طوری که نیست که فرشته مهربان بیاید و چون از قیافه این مموتی خوشش می آید ، عصای جادوییش را بچرخاند و یک مرتبه صدهزار تا پوستر چاپ بشود و صدها بلندگو نصب بشود و کلی اتوبوس ظاهر بشود. تشکیلات دارد و خرج و مخارج دارد که رقم هایش سر به فلک می زند. تازه این صورت خوش بینانه قضیه است که دولت مدعی است همه این ها خود جوش است وای به حال شق بدبینانه اش که ما معتقدیم همه این آدم ها را خریده اند و به بهانه چلوکبابی، وامی، پولی چیزی  بیشتر این آدم ها را جمع کرده اند.

این تازه اول ماجراست یعنی جمع کردن آدم ها برای یک تظاهرات، جمع کردن بسیجی ها برای کتک زدن مردم که دیگر چای خود دارد.

باید سال ها پول خرج کرده باشی، اردو راه انداخته باشی، به بسیجی ها در مراسم های مختلف شام و ساندیس و آجیل و غیره داده باشی تا این آدم ها بیایند و تازه در قبال گرفتن روزی چند صد هزار تومان با باتوم توی فرق سر مردم معترض بزنند. همین جوری که نمی شود فرتی هزاران نفر به صورت خود جوش بیایند و هر کدام باتوم داشته باشند و مردم را کتک بزنند.

پس خرج این همه ماشین و اتوبوس و بسیجی و گاز اشک آور و پوستر و ضرت و پرت از یک جایی باید بیاید.

از طرف دیگر باید هوای کله گنده ها را داشت، روسای بسیج و سپاه و آخوندها و حوزه علمیه و هزاران هزار نفر دیگر را که یک پله بالاتر از مردم معمولی هستند. آن ها را نمی شود با چلوکباب و وام ازدواج و دویست سیصد هزارتومان خرید. این ها برای خودشان سردار و سرتیپ هستند، حاج آقا و آیت الله و حجت الاسلام هستند، وکیل و وزیر هستند و قیمتشان بالاست. باید برای این ها پاداش ها ی دیگری در نظر گرفته شود.

این ها وام های میلیاردی می خواهند، حق واردات شکر و موبایل و چادر مشکی می خواهند، باید بتوانند از زیر مالیات کارخانه لاستیک سازی و معدن سنگشان در بروند، بتوانند در دوره ای خاص بدون تعرفه موز و سیب و پرتقال وارد کنند. خوب این ها هم دست دولت است و حسابی از خجالتشان در می آید. بالاخره باید هوای این ها را داشت اما مشکل این جاست که با این همه امتیاز که به حلقه یاران داده می شود از آن طرف هزاران نفر در دردسر می افتند. کارخانه داران، وارد کنندگان، کشاورزان، مردم عادی همه و همه به دلیل این امتیازها دچار فشار اقتصادی می شوند. اما از آن طرف این دولت کودتایی برای هر لحظه زنده ماندنش باید خرج کند و بیشتر پاداش بدهد و در نتیجه زندگی را بر مردم تلخ کند. خارجی ها را هم یادم رفت بگویم، این حیات خلوت های جمهوری اسلامی ایران در آمریکای جنوبی و آفریقا و لبنان و انگلیس و سوریه و بحرین و غیره هزینه دارد الکی که نیست. باید دم طرف را ببینی تا برایت کاری کند (البته اگر بتواند) یا باید شکم طرف را سیر کنی تا عکست را بالا ببرد یا برای مظلومیت امامت سینه بزند.

تازه کار به جایی می رسد که به قول معروف کف گیر به ته دیگ می خورد. دیگر نه پولی باقی مانده نه امتیازی اما یاران حلقه نشین حلقه به گوش کاری به این کارها ندارند و امتیازات باید همیشگی باشد.

در نتیجه وقتی کیسه دولت خالی شد، کم کم به فکر راه درآمد جدید می افتد. بحث یارانه ها را مطرح می کند، بنزین و برق و گاز و کوفت و زهرمار را گران می کند تا بتواند پول تو جیبی اش را در بیاورد اما گران کردن این ها همان و گرفتار خشم مردم شدن همان. مردمی که اگر به دموکراسی نیازی نداشته باشند به نان شب محتاجند و این جاست که کم کم اوضاع قمر در عقرب می شود.

حالا دولت یا باید بگوید غلط کردم و قیمت ها را سر جای قبلی برگرداند که نمی شود چون دیگر پولی برای خرج کردن ندارد یا این که قیمت ها را همان بالا نگه دارد و با مردم بجنگد که نتیجه اش معلوم است. انسان گرسنه دیگر نه می ترسد نه می اندیشد، انسان گرسنه فقط باید شکمش را پر کند.

این همان اره ای بود که خدمتتان عرض کردم. دولت هم اره در چیزش گیر کرده، نه می تواند عقب برود نه جلو، هر طرف هم که برود نتیجه اش پارگی است.

والسّلام علی من التبع الهادی و الهدی و اولادهم و زوّارهم

من دیگه تا چند وقت پیامی ندارم

وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد 18+

16/12/2010

فقط کافی است آقا لب تر کند تا به ندای او پاسخ گوییم (پاسخ گویی فقط  برای سرکوب معترضین ممکن است و در شرایط جنگ صدق نمی کند چون بعد از هشت سال جنگ با عراق هیچ غلطی نکردیم و شرمنده آقا شدیم).

می زنیم ، می کشیم، لت و پار می کنیم، تجاوز می کنیم، زندان می بریم، کهریزکی می کنیم، چاقو می کشیم، با باتوم تو سر زن و بچه مردم می زنیم، تجاوز می کنیم بعد آتیش می زنیم، به زن حامله تیر می زنیم، بچه سقط می کنیم،خانواده هاشون رو می ترسونیم، ماشین هاشون رو له می کنیم، شیشه خونشون رو می شکونیم، ترور می کنیم، تقلب می کنیم، دروغ می گیم، دزدی می کنیم، می گیریم ، می بندیم، می ذاریم، ور می داریم، باور می کنیم، باور نمی کنیم، فکر می کنیم، فکر نمی کنیم،…..

در راه ولایت می کنیم، می دیم، مادرمونم می دیم، آبجی مونم می دیم، زنمون رو هم می دیم ، روزه می گیریم ، روزه می خوریم، نماز می خونیم، نماز نمی خونیم، ذکر می گیم ، فحش می دیم،  می خندیم ،می گرییم، راه می ریم ، می شینیم، تمجید می کنیم، مسخره می کنیم، سینه می زنیم ، زنجیر می زنیم، می خوابیم پا می شیم، نفس می کشیم، راه می ریم.

آقا جون سرت سلامت، پدر و مادرم فدات بشه آقاجون

ما اهل کوفه نیستیم  ———علی تنها بماند


مردان پر ادعا

05/02/2010

این مردان چون گذشتگان خود بسیار پر ادعایند. از قدیم گفته اند حرف مفت باد هواست و خرجی ندارد، پس حالا که حرف زدن خرجی ندارد بهتر است حرفی بزنیم تا کاری بکنیم.

تا زمانی که شما ادعا می کنید مشکلی نیست چون چیزی انجام نشده تا کاستی های آن آشکار شود. بعد هم که می شود به جای شروع به کار باز هم ادعا ها را بزرگ تر و بزرگ تر کرد.

بد نیست نگاهی به اسلام به عنوان منشا بیندازیم، دینی که ادعاهایش بی اندازه زیباست.

ادعای برابری، تساوی، جامعه آزاد، حمایت از فقرا، آزادی بیان، ارج نهادن به ارزش های اخلاقی، ارج نهادن به مقام زن و غیره

حال لازم است نگاهی به جوامع مسلمان بیندازیم تا ببینیم بعد از این همه سال از این همه ادعا چه نصیبشان شده. دز ام القرای اسلام یعنی همین ایران خودمان تا دلتان بخواهد این قدر ادعا داریم که حالمان از هر کسی که قولی بدهد برای انجام کاری به هم می خورد.

در ایران اسلامی ادعاها بزرگ تر از سایر نقاط دنیا هستند:

ایران آزاد ترین کشور دنیا
ایران برترین کشور دنیا
ایران پاک ترین کشور دنیا
دست بیگانگان را از کشور کوتاه خواهیم کرد
ما کوخ نشینان را به کاخ نشینان ترجیح می دهیم.
در ایران حکومت عدل علی استوار است
مفسدین اقتصادی را معرفی خواهیم کرد
تا چند سال دیگر بر قله های علم خواهیم ایستاد
ما مدیریت جهان را در دست خواهیم گرفت
همه کشورها از ما درخواست راه کار برای مدیریت کشورشان می کنند.
رئیس کل بانک مرکزی، بهمن 88: نرخ تورم تا پایان سال یک رقمی یا به آن خیلی نزدیک می شود!

همان گونه که می بینید، می توان صدها مورد دیگر به این فهرست بی انتها افزود بی این که کسی بتواند حتی یک نمونه کار عملی دیده باشد.

و این مردان پر ادعا ظاهری ساده و بی ادعا دارند. اما این بی ادعایشان از هر چیزی بدتر است چون این خود بزرگ ترین ادعاست.